ای ز آفتاب روی تو روشن جهان جان
وز پرتو جمال تو تابان شده جهان
اندر نقاب شاهد رویت نهان هنوز
وصف جمال او بجهان گشاه داستان
بگشای دیده زاهد و بنگر که ظاهرست
عکس جمال دوست زمرآت جسم و جان
بویی ز عاشقی نشنیدست عاشقی
کاندر طریق عشق نبودست جان فشان
ازنام وصل یافت نشانی کسی که او
از خود ببزم وصل بکل گشت بی نشان
این طرفه بین که یار در آغوش و من چنین
در جست و جوی او بجهان گشته ام دوان
لذت ببین و عیش که عمری ز جور یار
هرگز ز دست غصه نبودم دمی امان
بیرون ز شرح جلوه روی تو دیده ام
زان رو ز وصف حسن تو کوتاه شد زبان
بنگر علو مرتبه از محض موهبت
دارد مکان همیشه اسیری بلامکان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که به زیبایی و نور وجود محبوب اشاره دارد. شاعر از پرتو جمال محبوب سخن میگوید که جهان را تابان کرده و در عین حال، اشاره میکند که او هنوز در پردهای پنهان است. عاشق به جستجوی محبوب میپردازد، هرچند در حسرت و غم عشق به سر میبرد. او به عجز و ناتوانی زبان در وصف زیباییهای محبوب اشاره میکند و از بلای غربت و دوری عشق شکایت دارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که هرچند در جستجوی اوست، ممکن است در میان دریایی از غم و جدایی باشد، اما زیبایی و وجود محبوب همیشه در دل او وجود دارد.
هوش مصنوعی: ای روشنایی دنیا از چهره تو و جهان با تابش زیبایی تو درخشان شده است.
هوش مصنوعی: در پوشش چهرهات هنوز هم زیباییات را به دنیا معرفی نکردهای و داستان زیباییات همچنان پنهان مانده است.
هوش مصنوعی: ای زاهد، چشمانت را باز کن و ببین که زیبایی دوست در آیینههای جسم و جان چگونه تجلی کرده است.
هوش مصنوعی: کسی که هیچگاه طعم عشق را نچشیده و در راه عشق قدم نگذاشته، چگونه میتواند ادعای عاشقی کند؟ عاشق واقعی باید جانش را فدای عشق کند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که به وصال محبوب دست یافته، آنقدر خود را در این عشق غرق کرده که نشانی از خود ندارد و در واقع، هویت خودش را در این وصال گم کرده است. به عبارت دیگر، عشق او چنان عمیق و فراگیر است که دیگر نمیتوان نشانهای از خود او پیدا کرد.
هوش مصنوعی: عجب است که معشوق در آغوش کسی دیگر است و من در پی او در تمام دنیا به دنبال او میدوم.
هوش مصنوعی: از زندگی و خوشیها بهرهمند شو، زیرا در طول عمرم، به خاطر دشواریهای عشق هرگز لحظهای از غصه و ناراحتی راحت نبودهام.
هوش مصنوعی: من از توصیف زیبایی چهرهات فراتر رفتهام و به همین دلیل زبانم از بیان جمال تو باز مانده است.
هوش مصنوعی: به بالاترین مقام توجه کن؛ او به خاطر بخشش خالص خود، همیشه در جایی است که بدون هیچ مکانی وابسته است و در واقع در اسارت بیمکانی به سر میبرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان
زین بی نمک ابا منه انگشت در دهان
لب تر مکن به آب، که طلقست در قدح
دست از کباب دار، که زهرست توامان
با کام خشک و با جگر تفته درگذر
[...]
گفتم نشان ده از دهن ای ترک دلستان
گفتا ز نیست ، نیست نشان اندرین جهان
گفتم که ساعتی ببر من فرونشین
گفتا که باد سرد زمانی فرو نشان
گفتم که باد سرد زیان داردت همی
[...]
بگشاد مهرگان در اقبال بر جهان
فرخنده باد بر ملک شرق مهرگان
سلطان یمین دولت میر ملوک بند
محمود امین ملت شاه جهان ستان
شاهی که پشت صد ملک کامران بدید
[...]
بنگر بدین رباط و بدین صعب کاروان
تا چونکه سال و ماه دوانند هردوان
من مر تو را نمودم اگرچه ندیده بود
با کاروان رباط کسی هر دوان دوان
از رفتن رباط نه نیز از شتاب خود
[...]
گویی که ماه و مشتری از جرم آسمان
تحویل کرده اند بباغ خدایگان
وز ماه و مشتری شده آن خاک پرنگار
نوری عجیب صورت و شکلی بدیع سان
نی نی ، که ماه و مشتری از وی ربوده اند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.