روی تو به نقشهای محکم
بنمود جمال خود بعالم
آخر بکمال حسن خود را
آورد عیان به نقش آدم
هرلحظه بجلوه نماید
حسن رخ تو بچشم محرم
حسن تو گرفت جمله آفاق
شد ملک جهان ترا مسلم
خورشید رخت چو گشت تابان
شد محو فنا جهان بیکدم
چشمت بکرشمه می رباید
جان و دل عاشقان دمادم
در آینه روی خود عیان دید
آورد بخویش عشق محکم
بازد همه روزه عشق با خود
خود بود بخویش یار و همدم
آوازه ز عاشق و ز معشوق
انداخت بکاینات هر دم
کس نیست درین میان بجز یار
محبوب و محبت و محب هم
زان دم که جمال دوست دیدیم
شادیم اسیریا و بی غم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره جمال و زیبایی معشوق است که به طور مستمر در جهان نمایان میشود. شاعر به توصیف صفات و ویژگیهای ظاهری و باطنی معشوق میپردازد و بیان میکند که رخسار معشوق همچون خورشید میدرخشد و تمامی عالم را تحت تأثیر قرار میدهد. عاشقان با دیدن این زیبایی جذب میشوند و عشق در دلهای آنها شعلهور است. در این پیوند عمیق، شاعر از بیغم بودن و شادی اسارت در عشق سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که در این میان فقط یار و محبوب وجود دارد.
هوش مصنوعی: روی تو با زیباییهای بینظیرش، جلوهای از جمال و شکوه خود را به جهانیان نشان میدهد.
هوش مصنوعی: نهایت زیبایی خود را به وضوح در قالب انسان نشان داد.
هوش مصنوعی: هر لحظه زیبایی چهرهات در چشمهای آشنا و صمیمی جلوهگری میکند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو هر گوشهای را تحت تأثیر قرار داده و باعث شده تا جهان به تسخیر تو درآید.
هوش مصنوعی: وقتی چهره خورشید درخشان شد، در یک لحظه جهان به کلی از بین رفت.
هوش مصنوعی: چشم تو با زیباییاش، جان و دل عاشقان را مدام میرباید.
هوش مصنوعی: در آینه، شخص به وضوح چهره خود را مشاهده کرد و عشق قوی و استواری را به خود جذب کرد.
هوش مصنوعی: هر روز عشق به سراغ خود میآید و همیشه یار و همراه خودش است.
هوش مصنوعی: هر لحظه، آواز عشق و عاشقی به گوش جهانیان میرسد.
هوش مصنوعی: در این دنیا تنها چیزهایی که وجود دارند، یار محبوب و عشق و عاشق هستند.
هوش مصنوعی: از زمانی که زیبایی معشوق را دیدیم، خوشحال و بیغم هستیم، حتی اگر در بند اسیری باشیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از بهر چه این کبود طارم
پر گرد شده است باز و مغتم؟
زیرا که درو خزان به زر آب
بر دشت نبشت سبز مبرم
گشت آب پر از تم و کدر صاف
[...]
آمد رمضان بخیر مقدم
دیشب بسلام خان اعظم
جمشید زمان سکندر وقت
مقصود وجود نسل آدم
ای امر تو چون نفاذ تقدیر
[...]
مرداد مهست سخت خرم
می نوش پیاپی و دمادم
از گردون طبع خاک پر تف
وز باران چشم ابر پر نم
بر دشت لباسهای رو نیست
[...]
ای چهرهٔ تو چراغ عالم
با دیدن تو کجا بود غم
شد خلد به روی تو سرایم
بی روی تو خلد شد جهنم
ای شمسهٔ نیکوان به خوبی
[...]
ای زرین نعل آهنین سم
ای سوسن گوش خیزران دم
ای باد صبا گرفته در گل
با آتش تو چو ساق هیزم
سیر تو به گرد خط ناورد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.