ای در شعاع روی تو عقل خبیردنگ
در راه عشقت آمده پای خرد بسنگ
مست شراب عشقم و از عقل بیخبر
واعظ بما مگو سخن زهد و ریو و رنگ
ناموس اگر برفت بعشق تو گو برو
ما را بعشق دوست چه پروای نام و ننگ
صاحب دلان، دلا از من بیدل برد بزور
هر دم بعشوه دگر آن یار شوخ شنگ
جانم نبود بی می و معشوق یک نفس
زان دم که ما بدامن رندان زدیم چنگ
گوید رباب نغمه شوق تو زیر و بم
آید صدای عشق تو زآواز عود و چنگ
تا او فتاد پرده عزت ز روی یار
در تاب حسن اوست اسیری دلو و دنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و مستی ناشی از آن است. شاعر با توصیف عشق به معشوق، بیان میکند که عقلش در برابر شدت عشق ناتوان است و از مسائل دینی و مادی بیخبر است. او به شدت به شراب عشق دل بسته و از قید و بندهای دنیا رها شده است. شاعر به زیبایی معشوق و تاثیر آن بر دلها اشاره میکند، و میگوید که حتى از ناموس و آبرو هم در عشق خود غافل است. او احساس میکند که عشقش سرچشمه هر خوشی و نغمهای است و زیبایی معشوقش او را در بند کرده است. در نهایت، شعر به زیبایی منحصر به فرد و قدرت اسارتآور عشق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای بسا زیبایی و درخشش تو که عقل را خاموش کرده و موجب شده که خرد در عشق تو به سنگ بیفتد و نتواند پیشرفت کند.
هوش مصنوعی: من در اثر عشق همچون مستی ناشی از شراب هستم و از عقل و درک خود بیخبرم. ای واعظ، دیگر درباره زهد، نفاق و ظواهر فریبنده چیزی به من نگو.
هوش مصنوعی: اگر ناموس و اعتبار من به خاطر عشق تو برود، بگذار برود. ما را به عشق دوست چه نگرانیتی از نام و ننگ است؟
هوش مصنوعی: دلباختگان، دلهای شما را از من گرفتند و هر لحظه به شیوهای دیگر، آن یار بازیگوش و خوشمشرب را نشان میدهند.
هوش مصنوعی: زندگی من بدون شراب و محبوب هرگز آرام نبوده است، از زمانی که در دامان رندان به شادی و زحمت مشغول شدم.
هوش مصنوعی: رباب میگوید که نغمه شوق تو طوری مینوازد که صداهای عشق تو در دل آواز عود و چنگ به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبا و جذابیتی میپردازد که محبوب دارد و چگونه این زیبایی باعث میشود که دیگران به او جذب شوند. اشاره به این دارد که وقتی محبوب محجبهاش را کنار میزند، زیباییاش همه را اسیر میکند. اینجا مفهوم تسلط زیبایی و تاثیر آن بر دلها و روح انسانها به تصویر کشیده شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زان می، که گر سرشکی ازان درچکد به نیل
صدسال مست باشد از بوی او نهنگ
آهو به دشت اگر بخورد قطرهای ازو
غرنده شیر گردد و نندیشد از پلنگ
کافور بار شد فلک و کوه سیمرنگ
وز کوه کرد روی سوی دشت غرم و رنگ
کهسار سیمرنگ شد و چرخ سیمگون
آبی زریر گون شده باده عقیق رنگ
چرخ کبود مانده برو ابر جای جای
[...]
ای گوهر زمین ز وقار تو برده سنگ
گوهر بر مکارم تو خوار همچو سنگ
چندین هزار کوه ، که اوتاد گیتی اند
از حلم تو ربوده ثبات و گرفته سنگ
اعلام تو ز چهرهٔ نصرت فشانده گرد
[...]
تا کی ز گردش فلک آبگینه رنگ
بر آبگینه خانه طاعت زنیم سنگ
بر آبگینه سنگ زدن رسم ما و ما
علت نهاده بر فلک آبگینه زنگ
رنگیم و با پلنگ اجل کار زار ما
[...]
آن شهریار عالم و عادل که روز جنگ
بر شیر و بر پلنگ کند کوه و بیشه تنگ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.