آوازه حسن تو گرفتست ممالک
در ملک ملاحت نبود غیر تو مالک
چون پرده پندار برانداخت جمالت
در پرتو حسن تو شد اشیا همه هالک
عیبم مکن ای زاهد اگر رندم و عاشق
چون حکم قضا بود چنین نحن کذلک
ما ترک سر و جان بره عشق تو گفتیم
ناصح چه شود در رهش ار هست مهالک
از دامن دل گرد دو عالم چو برافشاند
شد جان اسیری بره عشق تو سالک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و جذابیت معشوق است که نام او در همه جا معروف شده است. شاعر میگوید که هیچکس در زیبایی به پای او نمیرسد و وقتی پرده از روی زیباییاش کنار میرود، همه چیز تحت تأثیر آن قرار میگیرد. او از زاهد میخواهد که او را سرزنش نکند، زیرا عاشق و رندی در عشق اوست و این سرنوشت قضاست. شاعر همچنین میگوید که برای عشق او جان و دلش را فدای او کرده و در مسیر عشقش پیوسته در حال سفر روحانی است.
هوش مصنوعی: آواز زیبایی و جذابیت تو در همه جا شنیده میشود، و در این سرزمین زیبایی هیچ کسی جز تو راuitable نمیتوان یافت.
هوش مصنوعی: وقتی که پردهی خیال کنار رفت، زیباییات در نور جمالت باعث شد همه چیز از وجود خود بیفتد و نابود شود.
هوش مصنوعی: ای زاهد، اگر من رند و عاشق هستم، به من عیب مگیر؛ زیرا که این مقدر و سرنوشت من است و نمیتوانم بر خلاف آن رفتار کنم.
هوش مصنوعی: ما جان و سر خود را در راه عشق تو فدای میکنیم، اما مشاور به ما چه میگوید؟ اگر در این مسیر خطراتی وجود داشته باشد، چه تاثیری خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: از دل خود که پر از احساسات و عشق است، همه چیز را به نمایش میگذارد. پس از آن، جان من به اسارت عشق تو در میآید و من در مسیر تو قدم میزنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.