هر دل که از کدورت طبع و هوا برست
بیند عیان جمال رخت هر کجا که هست
مطلوب جان جمله بهر حال جز تو نیست
گر شیخ زاهدست و گر رند می پرست
مست ترا بطعنه خلقان چه التفات
رندانه چون بسنگ ملامت سبوشکست
یابد، لباس هستی مطلق ز وصل یار
در نیستی ز غیر خودی هرکه بازرست
از ذوق عاشقان بحقیقت خبر نیافت
هشیار تا ز باده عشقش نگشت مست
هرکو بعاشقی ز سر صدق پا نهاد
هرگز نداد دامن معشوق را ز دست
زاهد بعشق عیب اسیری چه میکند
این بود چون نصیب وی از قسمت الست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان جاذبه و زیبایی عشق میپردازد. شاعر میگوید که هر کسی که از سختیها و کدورتها رهایی یابد، زیبایی محبوب را در هر کجا میبیند. عشق، هدف نهایی و مطلوب همه انسانهاست، چه زاهدان و چه میپرستان. شاعر به زهاد میگوید که نقد دیگران بر عشق او تاثیری بر او ندارد و عشق واقعی به انسان لباس هستی میدهد. همچنین بیان میکند که تنها کسانی که با صدق وارد عشق میشوند، میتوانند به معشوق دست یابند. در نهایت، شاعر به زهاد یادآوری میکند که عشق را نباید عیب دانست، چون هر کسی نصیب خود را از عشق دارد.
هوش مصنوعی: هر دلی که از ناپاکی و بدخواهی پاک شود، بتواند به وضوح زیبایی تو را در هر جا که باشی ببیند.
هوش مصنوعی: هر کسی به دلیلی دنبال چیزی است، اما در نهایت آنچه که به حقیقت ارزشمند است، فقط تویی. حالا فرقی ندارد که آن شخص یک عابد زاهد باشد یا یک رند میپرست.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به بیتوجهی و بیخیالی یک فرد اشاره دارد که به تهمتها و انتقادات دیگران اهمیت نمیدهد و به رفتار رندانه خود ادامه میدهد. او به گونهای رفتار میکند که انگار هیچ دلیلی برای ناراحتی و انتقاد از او وجود ندارد و مانند سنگی است که ملامتها و سرزنشها را نمیپذیرد. در واقع، این فرد به خود اعتماد دارد و به نظرات منفی دیگران اهمیتی نمیدهد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از خود فاصله بگیرد و به وصال معشوق برسد، در نهایت در بیوجودی، لباس هستی مطلق را پیدا میکند.
هوش مصنوعی: عاشقان از شادی و شور خود در واقعیت آگاه نشدند، زیرا هشیار و بیدار بودند و هنوز از عشق از نوع مسکرات و شگفتیهایش سیراب نشده بودند.
هوش مصنوعی: هر کسی که با عشق و از صمیم قلب به سوی محبوب گام برداشت، هرگز اجازه نداد که محبوبش از دستانش برود.
هوش مصنوعی: زاهد چه کار به عیبجویی عاشق دارد؟ این وضعیت اوست، زیرا قسمت او از عشق بسیار اندک است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از ستیهش تو همه مردمان به مست
دعویت صعب منکر و معنیت سخت سست
ایام وَرد و موسم عید پیمبرست
گیتی ز بوی هر دو سراسر معطرست
گلزارها به آمدن آن مزین است
محرابها به آمدن این منوّر ست
آن مونس و حریف می و نَقل مجلس است
[...]
ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست
هرگز مباد در جاه تو شکست
تا از قضا پدید شد آثار هست و نیست
پیدا نشد ذات تو از نیست هیچ هست
معلوم شد مگر که تو از نسل آدمی
[...]
کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون
سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است
طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس
کناس و دیر آس و میانش رگ آور است
نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر
[...]
هربنده ای که ایزد بی یار یار اوست
بی شک و شبهه در دو جهان کار کار اوست
آن بی نیاز بنده نواز لطیفه ساز
کز هر سوئی که در نگری کار و بار اوست
ازچرخ بی قرار و زمین قرار گیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.