گنجور

 
اسیری لاهیجی

جمله عالم رو بما دارند و مارا روبدوست

وربمعنی روشناسی جمله رو خودروی اوست

نیست جانت را مشامی ورنه آفاق جهان

از نسیم طره عنبر فشانش مشکبوست

پرده رویش بعالم نیست جز وهم و خیال

چون نماند این خیالت هر چه بینی جمله اوست

شاهد حسنش ندارد در حقیقت خود حجاب

روی او پنهان چو بینی در نقاب ما و توست

آن یکی از کعبه دیدش دیگر از دیر و کنشت

هر کسی رارخ بجائی می نماید حسن دوست

مست این می هر کسی از جام دیگر گشته اند

جام زاهد حور و جام عاشقان روی نکوست

سربسر آفاق عالم گشت غرق این شراب

با اسیری گو چه جای قصه جام و سبوست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سعدی

با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوست

صورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوست

گر خیال یاری اندیشند باری چون تو یار

یا هوای دوستی ورزند باری چون تو دوست

خاک پایش بوسه خواهم داد آبم گو ببر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سعدی
خواجوی کرمانی

من به قول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست

کز نکورویان اگر بد در وجود آید نکوست

گر عرب را گفتگوئی هست با ما در میان

حال لیلی گو که مجنون همچنان در جستجوست

چون عروس بوستان از چهره بگشاید نقاب

[...]

سلمان ساوجی

مشک ریزان می‌جهد، باد صبا از کوی دوست

شاخه‌ای گویی ربودست، از خم گیسوی دوست

دوست می‌دارم نسیم صبح، راکو، در هوا

تا نفس می‌‌آیدش، جان می‌دهد بر بوی دوست

دوست را هر دو جهان، گرچه هوا دارند و من

[...]

کمال خجندی

حلقه بر در میزند هر دم خیال روی دوست

گوش دار این حلقه را ای دل گرت سودای اوست

صبحگاهی می گرفتم عقد گیسویش به خواب

زان زمان دست خیالم تا به اکنون مشگ بوست

دل که چون گویست در میدان عشق آشفته حال

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از کمال خجندی
ناصر بخارایی

پیش آن سرو روان آب رخ من آب جوست

آب خورد سرو ما گویی مگر از آب روست

قاصد خونست ما را آنکه می‌گوئیم یار

دشمن جانست ما را آنکه می‌داریم دوست

از ضعیفی تار موئی شد وجودم، این عجب

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه