ای دوست نقاب زلف بگشا
بی پرده بما جمال بنما
حیفست جمال ذات مطلق
مخفی شده در صفات و اسما
رخسار تو گر نقاب برداشت
هر ذره نمود مهر والا
در کسوت صورتست و معنی
پیوسته جمال دوست پیدا
در پرتو حسن اوست حیران
جان و دل عاشقان شیدا
بگشود صبا گره ز زلفت
از دام بلا رهید جانها
هر دم بلباس غیر آن یار
بر جمله جهان نمود خود را
پیداست ز روی ماه رویان
خورشید جمال دلبر ما
هر لحظه بنقش دیگر آن یار
بر دیده دل شود هویدا
گه خضر و گهی مسیح گردد
گه آدم و نوح و گاه حوا
آزاده ز قید شد اسیری
تا دید جمال دوست هر جا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جمال معشوق اشاره دارد و دعوت به برداشتن نقاب از چهره او میکند. شاعر بر این باور است که جمال حقیقی در ذات مطلق و صفات الهی نهفته است و عشق به معشوق باعث حیرت و سرگشتگی دل عاشقان میشود. هر لحظه جمال محبوب به شکلهای مختلف نمایان میشود و این زیباییها انسان را از قید و بند رهایی میبخشند. شاعر از قدرت و جلوهگری معشوق میگوید که در هر لحظه چهرهای تازه و دلربا دارد و این دگرگونیها دلها را مجذوب میکند.
هوش مصنوعی: ای دوست، پرده از زلفهای خود بردار و به ما نمایشی از زیباییات بده.
هوش مصنوعی: چه خوب است که زیبایی و ذات مطلق که در صفات و نامها پنهان شده، شناخته شود.
هوش مصنوعی: اگر چهرهات نقابش را بردارد، هر ذره از آن نشاندهندهی زیبایی و عظمت تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: در پوشش ظاهری، حقیقت و زیبایی دوست همواره نمایان است.
هوش مصنوعی: در نور زیبایی او، جان و دل عاشقان حیرتزده و شیدا شدهاند.
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی گیسوانت را گشود و جانها را از دام بلا آزاد کرد.
هوش مصنوعی: هر لحظه، آن یار با نمایشی متفاوت در برابر همه جهان حاضر میشود.
هوش مصنوعی: آشکار است که زیبایی چهره محبوب ما، همچون تابش نور خورشید بر چهره ماه، درخشان و دلنواز است.
هوش مصنوعی: هر لحظه، تصویر جدیدی از آن معشوق در دل و چشمانم آشکار میشود.
هوش مصنوعی: گاهی انسان به مقام و ویژگیهای خضر و مسیح دست مییابد و گاهی نیز به صفات آدم، نوح و حوا تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: آزاد شده از بند و محدودیت اسیری که زیبایی دوست را در هر مکان میبیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کن اذا احببت عبدا
للذی تهوی مطیعاً
لن تنال الوصل حتی
تلزم النفس الخضوعا
ولو قلت مت مت سمعاً و طاعة
[...]
فَافْتَرَقْنا حَوْلاً فَلَمّا الْتَقَینا
کانَ تَسْلیمُهُ عَلیَّ وَداعاً
احسنت و زه ای نگار زیبا
آراسته آمدی بر ما
امروز به جای تو کسم نیست
کز تو به خودم نماند پروا
بگشای کمر پیاله بستان
[...]
ای خصم تو پست و قدر والا
وی عقل تو پیر و بخت برنا
ای کرده به خدمت همایونت
هفت اختر و نه فلک تولا
ای پار گشاده بند امسال
[...]
که خواستم از تو زابلهی من
گفتی که رهیم نیست اینجا
ته تو نه رهی تو نه کاهت
ای عشوه فروش باده پیما
انبار و رهی چه حاجت ای خر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.