لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
اسیری لاهیجی

بهوای روی جانان دل و جان ماست شیدا

ز خیال زلف مشکین بسرم هزار سودا

ز شراب عشق مستم ز خمار عقل رستم

چکنم صلاح و تقوی چو شدم بعشق رسوا

چو ز لوح دل بشستی همه نقوش اغیار

ز پس حجاب عزت رخ یار شد هویدا

ز شراب وصل جانان همه کاینات مستند

تو ز بیخودی نداری خبری ز مستی ما

چو نداشت ذوق عرفان دل بیخبر چه داند

که جمال روی جانان بچه رو نمود هرجا

نه که یار گشت پنهان تو بچشم ما نظر کن

که بنقش هر دو عالم همه روی اوست پیدا

نظری بچشم جان کن، بجمال او اسیری

که چگونه گشت پنهان بنقاب جمله اشیا

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
مولانا

چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا

ز مقربان حضرت بشدم غریب و تنها

به میان حبس ناگه قمری مرا قرین شد

که فکند در دماغم هوسش هزار سودا

همه کس خلاص جوید ز بلا و حبس من نی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
فیض کاشانی

چه شود اگر نسیمی ز در تو بوی آرد

به پیام آشنائی بنوازد آشنا را

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
یغمای جندقی

پی خدمت تو خواهم تن و جان خویشتن را

چو نباشد این سعادت نه من و نه زندگانی

رضاقلی خان هدایت

نه شکوفه‌ای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم

همه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه