مه با جمال یار برابر نمیکنم
صد بار کرده ام من و دیگر نمیکنم
شب نیست کز فراق تو ای سرو سیمتن
دامن ز اشک پر در و گوهر نمیکنم
آن بلبلم که در پر و بالم خلیده خار
با این حدیث عشق گل از سر نمیکنم
ما را بترک عشق نوید بهشت چیست؟
زاهد! مگو که قول تو باور نمیکنم
تا باد فرودین وزد از طرف کوهسار
ترک سماع و ساقی و ساغر نمیکنم
فرهاد بیدلم من و شیرینم آرزوست
من ترک آن لبان چو شکر نمیکنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من تَرکِ عشقِ شاهد و ساغر نمیکنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم
باغِ بهشت و سایهٔ طوبی و قصر و حور
با خاکِ کوی دوست برابر نمیکنم
تلقین و درسِ اهل نظر یک اشارت است
[...]
لب چون صدف به آب گهر تر نمیکنم
گوهر به آبروی برابر نمیکنم
شاخ شکوفهام که سبیل است سیم من
با خاک ره مضایقه زر نمیکنم
در کام بینیازی من آب و خون یکی است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.