کرد وقف غیر لعل شکرین خویش را
بر مگس آخر صلا زد انگبین خویش را
خط گرفته گرد لب گو یا سلیمان رخت
تا زدست اهرمن گیرد نگین خویش را
ساحران جمعند گو آن چشم جادو یک نظر
بهر اعجار آرد آن سحر مبین خویش را
در صدف پرورده چشمم لؤلؤ رنگین زاشک
تا نثار تو کند در ثمین خویش را
آفت دینند این کافر دلان پارسی
پارسایان گو نگه دارند دین خویش را
افعی زلفت بقصد مردم چشمان تست
گر غزال چین بیندیشد کمین خویش را
مرده زنده میکند ترسائی از لب ای سپهر
مژده ی ده عیسی گردون نشین خویش را
چون متاع دین و دل آماده دیدم لاجرم
مشتری گشتم مه زهره جبین خویش را
عاشقان با پرده دار دوست محرم گشته اند
آسمان دارد امین روح الامین خویش را
یوسف ثانیت خواندم لیک با یوسف بیا
تا مقدم بشمرد او دومین خویش را
آسمانا عرش اعظم جسته ام اندر زمین
کی بعرش تو دهم خاک زمین خویش را
هر کس آشفته بزلف تابداری شد اسیر
من ببر بگرفته ام حبل المتین خویش را
رشته مهر علی حبل الله مطلق بود
من ز کف هرگز نخواهم داد دین خویش را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و محبت به معشوق صحبت میکند و به زیباییهای او اشاره میکند. او از قدرت سحر و جادو در چشم معشوق یاد میکند و میگوید که این زیباییها میتوانند دل را زنده کنند. همچنین، شاعر درباره لزوم حفظ دین و ایمان سخن میگوید و به وابستگی خود به مذهب و اعتقاداتش تأکید میکند. در نهایت، او اظهار میدارد که به هیچ قیمتی حاضر نیست دین و ایمان خود را رها کند، مشابه به عشق و محبتش به معشوق. این شعر، ترکیبی از عشق عمیق و وفاداری به اصول دینی است.
هوش مصنوعی: او برای خوشبو کردن عطر شیرین خود، شکر را کنار گذاشت و در نهایت به مگس اجازه داد که بر عطرش فرود آید.
هوش مصنوعی: بر روی لبان تو خطی افتاده است، مانند نشانی از سلیمان. عهد و پیمانی ببند تا شیطان نتواند انگشتریات را برباید.
هوش مصنوعی: جمعی از سحر و جادوگران دور هم هستند. اگر فقط یک نگاه به آن چشم جادویی بیندازند، میتوانند با آن جادو، شگفتیها بیافرینند و اثر خویش را مشاهده کنند.
هوش مصنوعی: در چشمان من، مروارید رنگارنگی به وجود آمده است که با اشکهای من پرورش یافته و میخواهد به عشق تو بپاشد و زیبایی خود را تقدیم تو کند.
هوش مصنوعی: این افراد کافر دل، باعث آزار دین هستند. کسانی که پارسایی و دینداری را میشناسند، باید از دین خود محافظت کنند.
هوش مصنوعی: زلفهای تو مانند افعی، به خاطر مردم خطرناک است. اگر غزال چینی به تو نگاه کند، در واقع در حال تدارک کمینی برای خودش است.
هوش مصنوعی: ای آسمان، بشارت ده که ترسایی را که مرده است، زنده میکند. به یاد عیسی، کسی که در آسمان نشسته است.
هوش مصنوعی: وقتی دیدم که ایمان و دل آماده است، به همین خاطر تصمیم گرفتم که خریدار شوم و زیبایی چهرهام را به نمایش بگذارم.
هوش مصنوعی: عاشقان با نگهبان عشق خود به راز و نیاز نشستهاند و آسمان، به عنوان حافظ، روح بزرگ و مقدس خود را در اختیار دارد.
هوش مصنوعی: من نام یوسف را به یاد یوسف دیگری بردم، ولی بیایید تا اول خود را بشماریم و به یوسف اصلی برگردیم.
هوش مصنوعی: من در زمین به دنبال عرش بزرگ تری هستم و میخواهم خاک این زمین را به عرش تو تقدیم کنم.
هوش مصنوعی: هر کسی که درگیر زیباییهای عشق شود، به دام من افتاده است و من رشته محکم و استواری را که به خودم وابسته است، در دست دارم.
هوش مصنوعی: محبت و دوستی علی به اندازهای استوار و محکم است که نمیتوانم هرگز آن را از دست بدهم یا به کسی دیگر بسپارم. دین و ایمانم را نمیتوانم به هیچ وجه ترک کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.