از پی عقل دویدم بدبستانی چند
نیست جز زمزمه عشق تو دستانی چند
دل زسودای گل روی تو چون بلبل باغ
ریخت از خون جگر طرح گلستانی چند
خیزدم ناله زهر بند جدا همچون نی
زاستخوان در بدنم رسته نیستانی چند
نیست یک سرو چو بالایت و یک گل چو رخت
بلبل و فاخته گشتیم ببستانی چند
طوطیانند خط سبز تو بر گرد هان
تنک بر تنگ بگرد شکرستانی چند
لوحش الله از آن طره جادو که زهجر
ساخت در چشمه خورشید شبستانی چند
راه گم کرده سوی کعبه شدم کز در دیر
خورد بر گوش دلم نعره مستانی چند
گفت آشفته بیا کعبه عشاق اینجاست
از چه بیهوده روان در عربستانی چند
نجف است این و در و خیل ملایک زشرف
پی تعلیم شده طفل دبستانی چند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر کشش عمیق عاشقانه و حالات روحی شاعر است. او از عشق خود به محبوبش سخن میگوید و در تلاش برای درک و رسیدن به اوست. احساسی از درد و شوق در دل دارد و خود را مانند بلبل پرندهای گرفتار در باغی از گلها توصیف میکند. شاعر از ناتوانی در یافتن راه درست و سردرگمیاش در مسیر عشق میگوید و به تضادهای موجود در زندگی عاشقانه اشاره میکند. او به مقایسه محبوبش با طبیعت و زیباییهای آن میپردازد و در نهایت به جستجوی عشق در مکانی مقدس همچون کعبه اشاره دارد که نشاندهنده عمق عشق و نیاز به اتصال روحی است.
هوش مصنوعی: به دنبال خرد و عقل رفتم، اما در این مسیر نداهایی جز یاد تو و عشقات پیدا نکردم.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق به چهره زیبایت، همچون بلبل در باغ، از غم و اندوهش به اشک و خون بدل شده است و در این حالت، طرح و تصویر زیبایی از گلستان را در ذهنم میسازد.
هوش مصنوعی: از جای خود برخاستم و نالهای غمانگیز سر دادم، مانند نی که از دل خاک ریشهاش در بدنم نفوذ کرده و به دنیایی از نیها تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: هیچ سرو و درختی به زیبایی تو وجود ندارد و هیچ گلی به لطافت دامن تو نیست. ما هم به باغی رفتهایم و در آنجا مثل بلبل و فاخته پرواز کردیم و گشتیم.
هوش مصنوعی: پرندگان رنگارنگی هستند که در اطراف تو پرواز میکنند، هشیار باش! در این مکان شکوهمند و شیرین، فضایی تنگ و محدود وجود دارد.
هوش مصنوعی: چhairی که عشق او را مانند قدری جادو در دل میسازد، به داستانی شبیه است که در دل شب، چهرهای درخشان را تجلی میکند.
هوش مصنوعی: من در جستجوی هدف و حقیقت به سوی کعبه حرکت کردهام، اما در میانه راه صدای شگفتانگیزی از درون دل شنیدم که مرا به یاد حالت سرمستی و شادی میاندازد.
هوش مصنوعی: بیا دل آشفتگی خود را آرام کن، چون مکان واقعی محبت و عشق اینجاست و دیگر نیازی نیست که به بیخودی در جاهای دور سفر کنی.
هوش مصنوعی: این مکان نجف است و در آن گروهی از فرشتگان به خاطر عظمت و شرافت اینجا، مشغول آموزش به چند کودک دبستانی هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.