دلبر از کین بنگر با من دلداده چه کرد
غم آن سرو سهی با دل آزاده چه کرد
گر مرا خرقه برهن می نابست چه باک
زاهد شهر ندانی که بسجاده چه کرد
زده از مشگ ختن خال معنبر بر گل
بنگر این نقش که با آینه ساده چه کرد
دل که دیوانه و زنجیری او نیست کجاست
چابکی بین که بیک جلوه پریزاده چه کرد
ساقی از بوی میش کرد مرا آشفته
با حریفان بنگر نشئه آن باده چه کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد و رنج عشق و تأثیر آن بر وجود خود میپردازد. او از رفتار دلبرش با ناامیدی و حسرت صحبت میکند و از غم جدایی میگوید. زاهدان و مذهبیها را به چشیدن لذتهای زندگی دعوت میکند و نشان میدهد که چگونه عشق و می نوشی او را دچار شیدایی کرده است. در نهایت، او به اثرات باده و زیبایی بر روح و جان خود اشاره میکند و نگرانیهای خود را در این مسیر بیان می کند.
هوش مصنوعی: نگاه کن به کاری که محبوبم از روی کینه با من کرده است، و غم آن سرو خوش قامت با دل آزاد چه بر سرم آورده است.
هوش مصنوعی: اگر من لباس روحانیام را کنار بگذارم و عیاشی کنم، چه اهمیتی دارد؟ زاهد شهر نمیداند که من در سجاده چه کارهایی انجام دادهام.
هوش مصنوعی: نگاهی به گل بینداز که چگونه با آن خال خوشرنگ و زیبا، مانند آینهای ساده، به زیباییاش افزوده شده است.
هوش مصنوعی: دل دیوانه و در بند نیست، پس به جایی برگرد که ببینی چگونه تنها یک جلوه از یک پریزاد، تأثیر زیادی بر او گذاشته است.
هوش مصنوعی: ساقی، بوی شراب مرا به هم ریخت و در کنار دوستانم، تأثیر آن باده را ببین.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.