چه اوفتاد که از ما کناره گیر شدی
بقید الفت بیگانگان اسیر شدی
گنه زدوست گرفتن اگرچه عین خطاست
تو در کبیره از این غفلت کبیر شدی
اگر بخون دو عالم تو پنجه آلائی
سزد که تو سبب خیر بس کثیر شدی
تو قدر خود بشناس ای کمند زلف نگار
که بهر غالیه سائی می عبیر شدی
حساب خیل اسیران او نخواهی کرد
تو ای عطارد اگر بر فلک دبیر شدی
بکشتگان دیگر فخر کن تو کشته عشق
چه غم زکشته شدن چون شکار شیر شدی
چو صاحب حرمت کشت جای شکوه نماند
تو ای کبوتر دل کز هدف بتیر شدی
بطفی ار بدبستان عشق شاگردی
باوستادی مردم حکیم پیر شدی
گر مسیر قمر عقرب است آن خم زلف
بگو تو عقرب از چه قمر مسیر شدی
اگر نه بادیه کعبه است مشیت تو
چه واقع است که ای خار تو حریر شدی
دمد زگفته آشفته ضمیران ای زلف
مجاورش چو تو در پرده ضمیر شدی
غنای هر دو جهانت دهند دل خوشوار
اگر بدرگه شاه نجف فقیر شدی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نکوهش یار و فراق از او میپردازد و احساس ناامیدی و دوری را به تصویر میکشد. او از غفلت یار گلایه دارد و میگوید که دوست داشتن خطا است، اما یار در اثر این غفلت به معصیتی بزرگ گرفتار شده است. شاعر یار را به شناخت ارزشهای خود دعوت میکند و میگوید که او باید بداند که چقدر در زندگی دیگران تأثیرگذار است. در ادامه، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عشق و زیبایی، انسانی را به کمال میرساند و یار را به خاطر شرایطش دعوت به تغییر و بهبود میکند. در صحنهای دیگر، زیبایی زلف یار به عنوان یک مسأله عمیقتر مطرح میشود و شاعر خواهان درک بیشتر از این زیبایی است. در پایان، به اهمیت عشق و ارزش آن در جهان اشاره میکند و میگوید که حتی در تنگناها نیز عشق میتواند به انسان غنای روحی ببخشد.
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاده که از ما فاصله گرفتی؟ آیا به خاطر محبت و دوستی با بیگانگان به اسارت درآمدی؟
هوش مصنوعی: اگرچه اشتباه گرفتن گناه از دوستی کار نادرستی است، تو از این غفلت به گناه بزرگی مبتلا شدهای.
هوش مصنوعی: اگر تو با دانشت به دو جهان کمک کنی، سزاوار است که تو به خاطر خیری که به انسانها رساندی، درخشان و ارجمند باشی.
هوش مصنوعی: ای کمند زلف محبوب، قدر و ارزش خود را بشناس، زیرا تو به خاطر زیبایی و جذابیتت، همانند عطر خوشی در فضا پراکندهای.
هوش مصنوعی: اگر تو هم از ستارهها باشی و در آسمان بنویسی، باز نمیتوانی تعداد اسیران او را بشماری.
هوش مصنوعی: به دیگران که کشته شدهاند افتخار کن، اما تو که به عشق جان سپردی چرا نگران کشته شدنت هستی؟ زیرا تو مانند شکار شیر به بزرگی و شجاعت دست یافتهای.
هوش مصنوعی: وقتی که کسی با مقام و احترام، به کشت و کار پرداخت، دیگر جایی برای اعتراض و شکایت باقی نماند. ای کبوتر دل، تو که به تیر هدف قرار گرفتی.
هوش مصنوعی: اگر در عشق به او با مهربانی و لطف رفتار کنی، مانند شاگردی که از استادش درس میگیرد، مردم خردمند و باتجربه نیز سرانجام به خردمندی و پختگی میرسند.
هوش مصنوعی: اگر راه قمر به سمت عقرب است، پس بگو توی آن زلف خمیده، چرا عقرب به سمت قمر راه یافتهاست؟
هوش مصنوعی: اگر نه بیابان، خانه خدا است، اراده تو چه بوده است که ای خار، تو به نرمی حریر تبدیل شدهای؟
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو سبب میشود که دلها و افکار پریشان شوند، همانطور که زلف تو در عمق ذهن دیگران تأثیر میگذارد و در آنجا جا میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر به درگاه شاه نجف با دل خوش وارد شوی، ثروت و خوشبختی هر دو دنیای تو را فراهم میکند، حتی اگر در این دنیا فقیر باشی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به جان رسیده و از دل برون چو تیر شدی
مرا ز غم چو کمان کرده گوشه گیر شدی
ز دوستی من اکنون چه شد که سیر شدی؟
بریدی از من و بر روی من دلیر شدی؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.