سرخ آن کس که رخ از باده گلگون نکند
فصل گل روی همان به که به هامون نکند
پای در درهٔ کیخسرو و دارا ننهد
سیر این منظره با خاطر محزون نکند
همه از دامن الوند پر از دامن گل
نیست کس را ز خود این دامنه مجنون نکند
دست نقاش طبیعت پی رنگآمیزی
به یکی چشم زدن کیست که مفتون نکند
تا که شد ریخته خون آن همه از دختر رز
لاله در طرف چمن ترک شبیخون نکند
کار یک گلبن نوخاسته صد سرو کهن
با برازندگی قامت موزون نکند
باز عمامه به سر بسته برون شد خشخاش
پس دگر بهر چه خون این همه افیون نکند
شیخ شد سرزده در میکده و پیر مغان
وای این ننگ گر از میکده بیرون نکند
نعرهٔ بلبل از این روست که دیگر قدرت
خار در مجلس گل پشت تریبون نکند
که حقوق خود و بدبختی ما را زین بیش
مجلس این مرتبه مستدعیام افزون نکند
کار مشروطه در ایران چه بدین سان گردید
کس چه سان شکوه ز بدکردی گردون نکند
گشت آزادی سیراب ز خون باید لیک
این تمنا کسی از ملت بیخون نکند
عارف از دیدن الوند و دماوند چرا
یاد از سطوت سیروس و فریدون نکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به انتقاد از وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه پرداخته و از خسارتها و مشکلاتی که به خاطر بیتوجهی به اصول انسانی و اخلاقی به وجود آمده، سخن میگوید. او با تصاویری از طبیعت و شخصیتهای تاریخی، ناپایداری و زوال ارزشها را به تصویر میکشد. در عین حال، او به ناامیدی ناشی از شکستهای اجتماعی و سیاسی اشاره میکند و از رنجها و فریادهای بیصدای مردم سخن میگوید. در نهایت، شاعر بارها اشاره میکند که تغییرات و وعدههای بهبود بدون عزم جدی و خونخواهی واقعی از سوی ملت ممکن نیست.
هوش مصنوعی: آن کس که در فصل بهار، از شراب رنگین لبی نمیفروشد و چهرهاش را از رنگ زیبای گل نمیپوشاند، بهتر است که به سمت دشتهای بیحاصل نرود و از آنجا دوری کند.
هوش مصنوعی: نه به سرزمین کیخسرو و دارا میروم و نه اینجا با دیدن این منظره غمگین میشوم.
هوش مصنوعی: هر کسی نمیتواند از زیباییهای طبیعی بهرهمند شود؛ گاهی اوقات، حتی در نزدیکی آن زیباییها، احساسات عمیق و پیچیدهای در دل آدمها شکل میگیرد که باعث میشود مجنون و سرگشته شوند.
هوش مصنوعی: دست طبیعت همچون نقاشی است که با رنگها و زیباییهایش میتواند هر کسی را شیفته و مجذوب کند.
هوش مصنوعی: وقتی که خون آن همه گلرز در چمن ریخته شد، دیگر لاله در آنجا از هیچ تعرض و حملهای در امان نخواهد بود.
هوش مصنوعی: کار یک گل تازه برآمده، هرگز نمیتواند به زیبایی و ایستادگی قامت صد درخت سرو کهن باشد.
هوش مصنوعی: مردی که عمامه بر سر دارد، از خانه بیرون میآید و در حالی که به نشانه تفکر یا تردید مینگرد، از خود میپرسد که با وجود این همه درد و رنج، چرا باید همچنان به کارهای نادرست ادامه دهد.
هوش مصنوعی: یکی از نکتههای مهم در این بیت، تصاویری از یک شخص روحانی است که ناگهان به میکده میآید و احساس شرم و ننگی را در این مورد تجربه میکند. او نگران است که اگر این وضع ادامه پیدا کند، ممکن است مردم او را مورد قضاوت قرار دهند و حس خوبی نسبت به او نداشته باشند. در واقع، این تصویر به تضاد بین عرفان و دنیاگرایی اشاره دارد و مفهوم این است که وابستگی به مکانی مثل میکده ممکن است منجر به افت جایگاه شخص شود.
هوش مصنوعی: بلبل به خاطر این مسئله فریاد میزند که دیگر خار، در جمع گلها نمیتواند قدرتی داشته باشد و نمیتواند در مقابل زیبایی و جذبه گلها حرفی بزند.
هوش مصنوعی: من خواهش میکنم که این مجلس بیشتر از این به حقوق و بدبختیهای ما افزوده نشود.
هوش مصنوعی: کار مشروطه در ایران به چه وضعیتی درآمد که هیچکس از بدعهدی و ناپایداری آسمان (زمان) شکایت نمیکند.
هوش مصنوعی: آزادی به خون نیاز دارد و برای دستیابی به آن، باید قربانی داده شود؛ اما هیچکس از ملت بیخون نمیتواند چنین خواستهای داشته باشد.
هوش مصنوعی: عارف چرا وقتی به زیباییهای الوند و دماوند نگاه میکند، به قدرت و شکوه سیروس و فریدون فکر نمیکند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب نباشد که فراق تو دلم خون نکند
وآرزوی تو مرا رنج دل افزون نکند
هیچ روزی نبود کانده شوق تو مرا
دل چو آتشکده و دیده چو جیحون نکند
مژه بر هم نزد دیده من هیچ شبی
[...]
لب خونخوار تو جز خون دل افزون نکند
چشم تو جز جگر سوختگان خون نکند
ماه روی چو تو در مهر نمی افزاید
کم ازان کاین ستم و جور بر افزون نکند
چون رسد غارت ترکان خیالت، عاشق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.