عمر بیتو به سر چگونه برم
که همی بیتو روز و شب شمرم
خونها از دو دیده پالودم
رخنه رخنه شد از غمت جگرم
تو ز شادی و خرمی برخور
که من از تو به جز جگر نخورم
مگر این بود بخششم ز فلک
که ز دست غم تو جان نبرم
چند برتافتم ز کوی تو روی
با قضا برنیامد آن حذرم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
عمر بیتو به سر چگونه برم
که همی بیتو روز و شب شمرم
خونها از دو دیده پالودم
رخنه رخنه شد از غمت جگرم
تو ز شادی و خرمی برخور
که من از تو به جز جگر نخورم
مگر این بود بخششم ز فلک
که ز دست غم تو جان نبرم
چند برتافتم ز کوی تو روی
با قضا برنیامد آن حذرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت از دوری محبوبش رنج میبرد و افسوس میخورد که عمرش بدون او چگونه میگذرد. او هر روز و شب را در فراق محبوبش به شمار میآورد و دلی پر از درد و اشک دارد. شاعر به محبوبش پیشنهاد میکند که از شادابی و سرزندگی برخوردار باشد، چون او خود جز غم و درد چیزی نمیچشد. همچنین به تقدیر معترض است و میگوید که تلاشش برای دوری از محله محبوب بینتیجه بوده و نتوانسته از غمش رهایی یابد.
هوش مصنوعی: بدون تو چگونه عمرم را به سر برسانم وقتی که شب و روز را به شمارش میگذرانم؟
هوش مصنوعی: از چشمانم اشکها مثل خون ریخته شد، و غم تو به قدری عمیق است که جگرم به خاطرش آسیب دیده است.
هوش مصنوعی: تو خوشحالی و سرمستی را ببر، چرا که من جز از درد و رنج تو چیزی نمیخورم و فقط به غم تو میپردازم.
هوش مصنوعی: آیا این بخشش من از سوی آسمان بود که به خاطر غم تو جانم را از دست ندهم؟
هوش مصنوعی: هرچند تلاش کردم که به خاطر تو از بازگشت به کوی تو پرهیز کنم، اما نتوانستم و قضا و تقدیر اجازه نداد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تیر و تیغست بر دل و جگرم
غم و تیمار دختر و پسرم
هم بدینسان گدازدم شب و روز
غم و تیمار مادر و پدرم
جگرم پاره است و دل خسته
[...]
مددم ده به همّت ای مُکرِم
تا من دل شکستهٔ مجرم،
آب صافی شده ست خون دلم
خون تیره شدست آب سرم
بودم آهن کنون ازو زنگم
بودم آتش کنون ازو شررم
ای به کستی نظم بس دشوار
زآبخیز تو بر تو میگذرم
پیش لفظ تو بس سمج باشد
گر به آب حیات درنگرم
لفظ تو گر مرا کند آبی
[...]
ز آفت روزگار بر خطرم
هرچه روز است تیره روزترم
همچو خرچنگ طالع خویشم
که همه راه باز پس سپرم
دور گردون گسست بیخ و بنم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.