گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۸

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای جهان را به حضرت تو نیاز

در جاه تو تا قیامت باز

درگهت قبله‌ای که در که و مه

خدمت او فریضه شد چو نماز

گره ابروی سیاست تو

آشتی داده کبک را با باز

نظر رحمت و رعایت تو

ایمنی داده آز را ز نیاز

در زوایای سایهٔ عدلت

فتنه در خواب کرده پای دراز

گر جهان را بود ز حزم تو سد

مرگ حیران ز دهر گردد باز

ور فلک را بود ز رای تو مهر

در شب تا ابد کنند فراز

آن حقیقت کمال تست که نیست

آسمان را درو محال مجاز

وان سعادت وجود تست که نیست

حدثان را برو امید جواز

ای ز جاهت شب ستم در سنگ

خرمت باد روز سنگ‌انداز



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا نوشته:

فریز پهلوی است در عربی رفته و فریضه شده است

👆☹

کتابخانهٔ گنجور