گنجور

 
انوری ابیوردی
 

ای کرده درد عشق تو اشکم به خون بدل

وی یازدم سرشته به مهر تو در ازل

ای بی‌بدل چو جان بدلی نیست بر توام

بر بی‌بدل چه‌گونه گزیند کسی بدل

گشتی به نیکویی مثل اندر جهان حسن

تا من به عاشقی شدم اندر جهان مثل

ترسم که روز وصل تو نادیده ناگهان

سر برزند ز مشرق عمرم شب اجل

دردا و حسرتا و دریغا که روز و شب

با صد دریغ و حسرت و دردم ازین قبل

در مشکلی فکند مرا عشق تو که آن

جز کلک خواجه کس نکند در زمانه حل

صدر امم امام طریقت جمال دین

لطف خدای و روح هنر مایهٔ دول

صدری که چون سخن ز سخنهای او رود

ادراک منهزم شود و عقل مبتذل

سری بود مشاهده بی‌صورت و بی‌حروف

نطقی بود معاینه بی‌نحو و بی‌علل

روح از نهیت آنکه مگر وحی منزلست

اندر فتد به سجده که سبحان لم‌یزل

رایش فرو گشاده سراپردهٔ فلک

قدرش فرو شکسته کله گوشهٔ زحل

در روح او دمیده قضا صدق چون یقین

در ذات او سرگشته قدر علم چون عمل

با حزم او طریقت و دین فارغ از فتور

با عزم او دیانت و دین ایمن از خلل

خورشید علم را فلک شرح و بسط او

بیت‌الشرف شدست چو خورشید را حمل

ای در وقار حاکی اخلاق تو زمین

وی در ثبات راوی افعال تو جبل

گر نز پی حسود تو بودی وقار تو

برداشتی ز روی زمین عادت جدل

صافی‌ترست جوهرت از روح در صفا

عالی‌ترست منبرت از چرخ در محل

در بحر علم کشتی علم تو می‌رود

بی‌بادبان عشوه و بی‌لنگر حیل

در برق فکرتت نرسد ناوک عقول

در سمع خاطرت نشود عشوهٔ امل

نه راه همتت بزند رتبت جهان

نه آب عصمتت ببرد آتش زلل

آن‌کس که با محاسب جلد از کمال جهل

نشناخت جز به حیله همی اکثر از اقل

گشت از عنایت تو همه دیده چون بصر

زین پیش گرچه بود همه پرده چون بصل

شعرش همه نکت شد و نظمش همه مدیح

قولش همه مثل شد و درجش همه غزل

آری به قوت و مدد تربیت شوند

باران و برگ و گل گهر و اطلس و عسل

تا باد گلفشان گذرد بر چنار و سرو

تا ابر درفشان گذرد بر حضیض و تل

این در جوار خاک شتابان و تیزرو

چون مرغ زخم یافته در حالت وجل

وان بر بسیط باغ گرازان و خوشخرام

چون بر زمین آینه‌گون ناقه و جمل

گاه از نسیم این دهن خاک پر عبیر

گاه از نثار آن چمن باغ پر حلل

در باغ علم همچو گل نوشکفته باش

دشمنت چو به برگ گل تر درون جعل

پای زمانه در تبع تابع تو لنگ

دست سپهر در مدد حاسد تو شل

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.