گنجور

شمارهٔ ۳۶

 
امیر معزی
امیر معزی » غزلیات
 

اگر یگانه شوی با تو دل یگانه‌کنم

زعشق و مهر دگر دلبران‌کرانه کنم

وگر جفا کنی و بگذری ز راه وفا

دو دیده تیر جفای تو را نشانه کنم

رمیده کرد زمن گردش زمانه تو را

بدین سبب گله ازگردش زمانه کنم

سیاه خال تو دانه است و تیره زلف تو دام

به دام بسته شوم ‌گر طمع به دانه کنم

به مجلسی که رفیقان نگاه دارندت

به چشم با تو سخن‌ گویم و بهانه کنم

چو ننگرند رفیقان نگه کنم سوی تو

چو بنگرند نگه سوی آستانه‌کنم

اگر چو مرغ برآرم زآرزوی تو پر

همه به کوی سرای تو آشیانه کنم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان