گنجور

شمارهٔ ۳

 
امیر معزی
امیر معزی » غزلیات
 

موی چون غالیه و روی چو دیباست تو را

عقده از غالیه بر دیبا زیباست تو را

مرده از دو لب شیرینت همی زنده شود

در دو لب‌ گویی افسون مسیحاست تو را

عاشق و شیفته سرو صنوبر شده‌ام

زانکه چون سرو صنوبر قد و بالاست تو را

قبله زی خلخ و یغماست مرا تا بزیم

زانکه اصل و نسب از خلخ و یغماست تو را

شادی جان من است آن صدف مرجان رنگ

که درو سی و دو تا لولو لالاست تو را

تویی آن سرو خرامنده که در باغ جمال

با گل و لاله همه ساله تماشاست تو را

تویی آن ماه دو هفته که در برج نشاط

زهره برده است و میان بسته به ‌جوزاست تو را

بیش روی تو همی سجده برد قیصر روم

تا به ‌خورشید سر از ملک چلیپاست تو را

نیست از جملهٔ خوبان و ظریفان جهان

یکتن از بنده و آزاد که همتاست تو را

پشت خوبان همه در خدمت تو هست دو تا

زانکه در خدمت خسرو دل یکتاست تو را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ج. م. نوشته:

پیش روی تو همی سجده برد قیصر روم

کانال رسمی گنجور در تلگرام