تا پریشان به رُخ آن زلف سمنساست تو را
جمع اسباب پریشانی دلهاست تو را
دست بردی به رخ از شرم و حریفان گفتند
که تو موسایی و عزم ید بیضاست تو را
همچو ترسابچگان عود و صلیب افکندی
یا حمایل ز دو سو زلف چلیپاست تو را
قبلهٔ خلق بود گوشهٔ ابروی تو زانک
کعبه و میکده و دیر و کلیساست تو را
سرو را با تو چه نسبت، مه نو را چه نشان
قامتی مُعتدل و طلعت زیباست تو را
سر کوی تو بود محشر خونین کفنان
خود به بام آی اگر میل تماشاست تو را
به تولاّت صبوحی به دو عالم زده پای
با چنین دوست بگو از چه تبرّاست تو را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جاذبه محبوبی میپردازد که دلها را دچار پریشانی کرده است. شاعر به زلفهای محبوب اشاره میکند که مانند سمن (گلی خوشبو) هستند و بر روح و جان عاشقان تأثیر میگذارند. همچنین به مقایسه محبوب با شخصیتهای مذهبی مانند موسی (ع)، اشاره میکند و توانایی او در ایجاد تغییرات معنوی را میستاید. ابرو و زلف محبوب به نوعی تأثیرگذار بر تمام جاذبههای زندگی و اعتقادات مردم است و موجب میشود که او به عنوان قبله و معبدی برای عاشقان شناخته شود. در پایان، شاعر به وضعیت عاشقانی اشاره میکند که در عشق این محبوب گرفتارند و از او دعوت میکند تا خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و جذابیتی اشاره دارد که از چهره و موهای شخصی بر میخیزد. نظر به آن که زلفهای او مانند گلی زیبا و دلفریب است، این زیبایی باعث پریشانی خاطر و دلهای دیگران میشود. به عبارتی، تنها حضور او و ویژگیهای ظاهریاش به اندازهای جذاب و گیراست که مردم تحت تأثیر قرار میگیرند و دلشان دچار آشفتگی میشود.
هوش مصنوعی: وقتی با دست به صورت خود اشاره کردی از روی شرم، دیگران گفتند که تو همچون موسی هستی و ارادهای معجزهآسا داری.
هوش مصنوعی: مانند کسانی که به تسبیح مشغولند، عود و صلیب را رها کردهای، یا این که زلفهای تو همچون حمایل از دو سو آویزان است.
هوش مصنوعی: نزدیکترین مکان مقدس به دل مردم، ابروی توست؛ زیرا تو هم کعبه و هم میکده و هم دیر و کلیسا را در خود داری.
هوش مصنوعی: سرو زیبا چه ارتباطی با تو دارد؟ و چه نشانهای برای مه نو، وقتی قامت و چهره تو اینقدر خوشفرم و دلنواز است؟
هوش مصنوعی: در نزدیکی محله تو، غوغایی به پاست. اگر دلخواهت تماشای این شور و حال است، بر بام بیا و آن را ببین.
هوش مصنوعی: با محبت و دوستیهای صبحگاهی، در دو جهان گام بردار. با چنین دوستی، از تو بپرسند چه چیزی تو را از دیگران ممتاز میکند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
موی چون غالیه و روی چو دیباست تو را
عقده از غالیه بر دیبا زیباست تو را
مرده از دو لب شیرینت همی زنده شود
در دو لب گویی افسون مسیحاست تو را
عاشق و شیفته سرو صنوبر شدهام
[...]
همچو بالات بگویم سخنی راست تو را
راستی را چه بلائیست که بالاست تو را
تا چه دیدست ز من دیده که هر دم گوید
کاین همه آب رخ از رهگذر ماست تو را
ای که بر گوشهی چشمم زدهای خیمه ز موج
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.