گنجور

 
امیر معزی نیشابوری
 

ای شاه همه عالم و فخرگهر خویش

وی در همه آفاق نموده اثر خویش

از چین و ختا تا به فلسطین که رسانید

جز تو به جوانمردی و مردی خبر خویش

خصمان تورا چون تن و جان در خطر افتاد

از کین تو جستند یکایک خطر خویش

از خیره سری رغبت پیکار توکردند

تا در سر پیکار تو کردند سر خویش

در کشور توران و به غزنین و عراقین

چون خواستی آوازهٔ فتح و ظفر خویش

هر سه بگرفتی و سپردی به سه خسرو

در جود و شجاعت بنمودی هنر خویش

هرگز پدر و جد تو این کار نکردند

پیشی تو بدین کار ز جد و پدر خویش

زیبد که فرستی سوی حوران بهشتی

فهرست عجایب ز کتاب سِیَر خویش

تا هدیه فرستند به درگاه تو از خلد

تاج و کمر و یاره و دُرّ و گهر خویش

بس دیر نماندست که از بهر تو گردون

سازد کمر و کیش ز شمس و قمر خویش

شاهان جهان چون کمر و کیش تو بینند

شاید که ننازند به‌ کیش و کمر خویش

هرگز ز بر خویش سعادت نکند دور

آن را که تو یک بار بخوانی به بر خویش

بر تخت شهنشاهی جاوید همی ساز

کار همه آفاق به عدل و نظر خویش

شخص تو امان یافته از تیر حوادث

تو ساخته از عصمت یزدان سپر خویش

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.