بازوی ملک نیامیخت چو تو شمشیری
خامه و هم نیانگیخت چو تو تمثالی
از سرا پرده ی جاه تو هوا دهلیزی
وز ترازوی وقار تو زمین مثقالی
زخمه ی گرز، و،صلیل سرتیغت زعراق
بخراسان وری افتاد ظفر را حالی
زاده بخت جوان تو جهان کهن است
طفل دیدی که تولد کند ازوی زالی
صفدرا، چرخ بهر مرتبه درپای آرد
در هوای سخن، ار باز گشایم بالی
هر که لفظی بهم آرد نشود همسرمن
کل کجا، دیلم گردد بکلاه شالی
گر جهودی شود از حاشیه متنی حشو!
من مسیحم نکشم غاشیه دجالی
تا که بر ماه نگارم رقم مدحت شاه
همتم داشت زبان بند چوماهی سالی
بی دل من که بود غالب ساغر ز مئی
بی رخ گل که بود بلبل عاشق لالی
قلم پرتو خورشید نگارد لیلی
سایه شهپر سیمرغ بر آرد زالی
من نه آنم که شوم بهردوزرپاره قلب
حلقه در گوش لئیمان چودف قوالی
شاخ طوبی چو سر پنجه دعوی بفراخت
بازوی بال نیارد که بر آرد بالی
آیت معنی تیغ تو روایت کندا
هر زبان قلمی کاو بنگارد قالی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیها و قدرتهای فردی و اجتماعی میپردازد. شاعر با تشبیهات و تمثیلهای زیبا، از قوت و جلال خصایص یک شخصیت برجسته سخن میگوید. او به قدرتهای جسمانی و معنوی اشاره میکند و ابراز میکند که این شخصیت بهگونهای است که حتی جهان قدیم از او زاده میشود. امام قدرت کلام و زبان را بسیار بالا میداند و بر این باور است که کسی که میخواهد با او همسخن شود باید به اندازه او قوی و بزرگ باشد. در نهایت، شاعر به تحسین قدرت کلام و هنر میپردازد که میتواند عمیقترین معانی را بیان کند.
هوش مصنوعی: دست قدرتمند و شکستناپذیر، همچون شمشیری تیز و برنده نیست که با دیگر سلاحها مقایسه شود. همچنین، به مانند مجسمهای است که حرکتی ندارد و نمیتواند به تنهایی تأثیری بگذارد.
هوش مصنوعی: از کاخ و مقام تو بوی خوشی میآید و از سنگینی و وقار تو، زمین فقط یک مثقال ارزش دارد.
هوش مصنوعی: دست قدرت و پیروزی تو، با ضربهای مانند صدای سنگین شمشیری از سر بلندیات پایین آمد و به خراسان رسید.
هوش مصنوعی: شخصی که به دنیا آمده، حاصل سرنوشت جوان توست و او دنیای قدیمی را نمایندگی میکند. آیا تو کودکی را دیدهای که نوزادی را به دنیا بیاورد؟
هوش مصنوعی: اگر به سراغ سخن آیم و پرواز کنم، در آسمان مرتبهای بالا برایم فراهم میشود که به خوبی حس میکنم.
هوش مصنوعی: هر کسی که کلامی را بر زبان بیاورد، نمیتواند همراه و همسفر من باشد. در هر جا، در دل خود حسی از غم و دلشکستگی دارم مانند دیلم که بر سرش شالی پیچیده شده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی از اصول و قواعد خارج شود، من نمیتوانم با او مقابله کنم و او را به چالش بکشم.
هوش مصنوعی: من تلاش میکنم تا زیباییها و ویژگیهای محبوبم را به زبان بیاورم، اما گاهی اوقات زبانم بر اثر هیجان و شوق من نسبت به او بند میآید و نمیتوانم تمام احساساتم را بیان کنم.
هوش مصنوعی: دل من بیقرار است، زیرا کسی نیست که با نوشیدن جامی از شراب، سرگرمی برایم باشد. همچنین، چه کسی میتواند مانند گل، زیبایی و طراوت خاصی داشته باشد که بلبل عاشق را به سکوت وا دارد؟
هوش مصنوعی: قلم مانند پرتوهای خورشید، زیبایی و شکوه لیلی را به تصویر میکشد و سایههای بزرگ و باشکوه سیمرغ را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: من آن شخصی نیستم که بخواهم به خاطر دو رویی و تردید، قلب و احساسات خودم را به دیگران بفروشم و به خاطر ملامت و ناپاکی آنها خودم را به زحمت بیندازم.
هوش مصنوعی: درخت طوبی مانند شاخهای است که درخواستی را به سمت خود میکشد، اما بال فرشته قادر نیست که به راحتی پر بگشاید و برای خود نقطه عطفی ایجاد کند.
هوش مصنوعی: تیغ تو به گونهای است که معنا و مفهومش را به وضوح بیان میکند، به طوری که هر زبانی میتواند آن را با قلم خود بنگارد و بر روی آن نقش بزند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فخر دین عادل بیمثل که در حفظ کلام
ختم گردید بر آو آیت فرخ فالی
نظم او سحر مبین است خصوصا تاریخ
کز همه فضل نبودی دل پاکش خالی
وقت تاریخ وفاتش شد از آن گفت خرد
[...]
ای غم عشق تو هر کشور دلها والی
اختر حسن تو مشهور به فرخ فالی
صبح دیدار تو سرمایه صدخوشحالی
آنقدر باش که چون نی شود از خود خالی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.