دل ببری، تن بزنی، اینت بلائی که توئی
شوخ رگی، سخت دلی سست وفائی که توئی
چرخ بدان بوالعجبی دهر بدین حیله گری
بوی نبردند چنین، رنگ نمائی که توئی
برد بغارت غم تو، جان و تن و دین و دلم
چشم بدان دور، زهی جمله ربائی که توئی
خود دهدت دل کله ئی، نقش چو من یکدله ئی
اینت دوروئی، دوزبانی، دو هوائی که توئی
یک ره این صحبت ما، با تو بپایان نرسد
راستی از دیک فلک، چرب ربائی که توئی
بوسه بها جان طلبی این ببری آن ندهی
شرم ز روی تو، زهی نیک ادائی که توئی
بخت بخواهم که کند، راه بگوئی که منم
داد نیارد که نهد، کام بجائی که توئی
دستخوش حکم توام، سست حریفی که منم
بررصد همچومنی، سخت دغائی که توئی
آتش بیدادی تو، گرد بر آورد ز من
داد، کی آید زچنان، آب و هوائی که توئی
جمله مرغان جهان، صید اثیرند ولی
یارب زنهار، ز تو سخت بلائی که توئی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیفکنندهی احساسات شگفتانگیز و دردناک عاشقانه است. شاعر به معشوق خود نسبت میدهد که او باعث درد و غم در زندگیاش شده و در عین حال زیبایی و جذابیت خاصی دارد. شاعر از دوگانگی و ناپایداری معشوق سخن میگوید و بیان میکند که این معشوق نه تنها دل و جان او را تسخیر کرده، بلکه او را در وضعیت بلاتکلیفی و سردرگمی نگه داشته است. ابیات بر تنشهای عاطفی و قدرت جذبه و اثرگذاری معشوق تاکید دارند و در نهایت، شاعر از او در خواست میکند که از این بلای دلدادگی دوری کند.
هوش مصنوعی: اگر دل کسی را بشکنی و به او بیتوجهی کنی، این جزو بلایایی است که تو به خاطر روح بازیگوش خود، به ارمغان میآوری. تو از نظر احساسی فردی بیثبات و سست هستی.
هوش مصنوعی: زمانه به شگفتیهای خود، با حقههایی که دارد، نمیتواند زیبایی و جلوه تو را پنهان کند.
هوش مصنوعی: غم تو را به یغما برده است و جان و تن و دین و دل من را هم گرفته است. چشمم از تو دور است، ای خوشترین کسی که وجودت مثل جواهر است.
هوش مصنوعی: دل تو با چهرهات یکسان نیست؛ همچنان که من یکدل و یکرنگ هستم. تو ظاهری دوگانه و زبان دوگانه داری و در باطن نمتان بیثباتی.
هوش مصنوعی: اگر با تو در مورد این صحبت کنیم، پایانی برای آن نخواهد بود. حقیقت این است که تو برتری بر همه چیزهایی که در جهان وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی جانت را بوسهای بگیری، باید بوسهات را به کسی بدهی. اما از روی تو شرم نمیکنم، چقدر زیبا و با ناز هستی که تو خودی.
هوش مصنوعی: اگر بخت من بخواهد، تو تنها باید به من بگویی که به کجا بروم، چون من نمیتوانم دادخواهم را به جایی برسانم که تو در آن هستی.
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر اراده تو هستم، و من همچون حریفی ضعیف و ناتوانم که در برابر تو قرار گرفته است، در حالی که تو همانند یک دسیسهچین قوی و ماهر میباشی.
هوش مصنوعی: عذاب و رنجی که از دست تو به من رسیده، مانند آتش سوزان است و نمیتوانم از آن رهایی یابم. آیا چنین حالتی را میتوان با آب و هوای خوبی که تو داری، تغییر داد؟
هوش مصنوعی: تمام پرندگان جهان گرفتار دام سرنوشت هستند، ولی ای خدا، برحذر باش، که تو خود بلای سختی هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.