ای سعی کرده عشق تو در خون و جان من
تیر بلای تو، نه بشست و کمان من
این دوستی بود، که چو من سوخته دلی
بگذاری و بسازی، با دشمنان من
از آن جمال و چهره ی زیبا که آن توست
نا بوده جز خیال تو، در دیده آن من
ترسم که غوطه ئی خورد آن هم در سرشک
دریا شده است دیده ی گوهرفشان من
زین فرقت دراز، که نام و نشانش کم
دانی چگونه گشت تن ناتوان من
در جامه هیچ دیده ببیند خیال تو
جز ناله هیچ گوش نیابد نشان من
در من زبان طعنه چرا میکنی دراز
گردان بمدح صدر زمانه، زبانه من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عمق عشق و درد جدایی خود سخن میگوید. او اشاره میکند که عشق معشوق در خون و جانش است و تیر غم ناشی از این عشق کمان او را نشانه گرفته است. شاعر به دوستی اشاره میکند که او را رها کرده و به دشمنانش پیوسته است. زیبایی معشوقش تنها خیال اوست و او از این خاطر دچار غم و اندوه شده است. همچنین، او در تأثیر از جدایی، از تن ناتوان و چشمی گریان سخن میگوید که بجز ناله هیچ صدایی نمیشنود. در پایان، شاعر به انتقاد از کسانی میپردازد که از زیبایی معشوقش ستایش میکنند، در حالی که او در عذاب جدایی به سر میبرد.
هوش مصنوعی: عشق تو چنان در وجودم نفوذ کرده که حتی تیر درد و رنجی که از تو به من میرسد، نتوانسته به زخمهای من پایان دهد.
هوش مصنوعی: دوستی بود که با وجود اینکه قلبش مثل من سوخته و غمگین بود، تصمیم گرفت کنار برود و با دشمنان من ارتباط برقرار کند.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و جذاب تو در ذهن من بیشتر از واقعیت وجود دارد و تنها در خیال من تصویر شده است.
هوش مصنوعی: نگرانم که چشم من که پر از اشک و زیبایی است، در عمق دریا غرق شده باشد.
هوش مصنوعی: از این جدایی طولانی، که نمیدانی نشانه و نامش چیست، بدنی ضعیف و ناتوان بر من حاکم شده است.
هوش مصنوعی: در هیچ لباسی تصویری از تو دیده نمیشود و هیچ گوشی غیر از ناله من نشانی از من درک نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: چرا به من طعنه میزنی؟ بهتر است به ستایش بزرگان زمانه بپردازی، نه به سرزنش من.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از نگاه گرم روان بخش بر بدن
یکدم ز روی لطف قدم نه به چشم من
چندین هزار غنچه پژمرده در کفن
از لاله تا به نرگس و از سبزه تا چمن
گفتم که فاش میکند از پرده راز من
گفتا نگار پرده در فتنه ساز من
گفتم گشاد بستگی کارم از کجاست
گفت گره گشاست کف کار ساز من
گفتم بعمر کوته من هیچ امید نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.