ای عشق تو داده بر جهان فرمان
درد تو گوارنده تر از درمان
پروانه ی خرمن غمت گردون
پروانه ی شمع عارضت دوران
در سایه زلف و نور رخسارت
شد عالم نور و سایه آبادان
جان را هوس نظاره ی رویت
بر غرفه ی چشم تا زد از زندان
وز بهر سپند عارضت گل را
در کوره ی مالک افکند رضوان
زی مجلس تو چو تحفه ئی آرم
دل میگوید که بر طبق نه جان
بر طلعت تو چو عیدی آغازم
جان میگوید که دیده کن قربان
بر خوان هلاک باشد افطارش
هر، کز تو گرفته روزه حرمان
کوی ذقنت مرا چنین کرده است
دل، داغ و خمیده چون سر چوگان
قدّم چو هلال در فراق توست
بر ماه صیام چون نهم بهتان
بر چهره ی من نوشته کلک غم
خطی بوجوه زعفران آسان
لوزینه خیال لعل نوشینت
بروی شده چشم من گلاب افشان
ور کرد دلم مثال خط تو
چون تره ی خورد برگ بر بریان
من تن زده و خیال منهی را
جاسوس نظر بهر طرف پویان
کان برگ و نوا بدید گفت الحق
نزدیک تو باید آمدن مهمان
دندان امید بر کنم از تو
فردا چو لب افق شود خندان
شب دامن و خوان صاحب فاضل
فهرست کمال گوهر انسان
رکن الدین، رکن کعبه ملت
حسنیه بهار گلشن احسان
دیباچه ی تالیف سعادت را
همزانوی جسم اسم پاکش دان
گر مونس روح خوانمش، تقوی
ور شمع ضمیر خوانمش، ایمان
رایش مهر است و آسمان ذره
دستش ابر است و مکرمت باران
در مسکین او کمال را مسکن
بر ساحت او امید را جولان
مقبول نگشت نامه روزی
تا نام کفت نداشت بر عنوان
در یوزه گزید بر در جودش
گنجینه کان و کیسه ارکان
وقفند بر آستانه قهرش
طاق بهرام و طارم کیوان
ای رخش ظفر تاخته از گردون
وی کوی کمال برده از اقران
خورشید چو خیل تاش رای توست
بر مردم دیده میدهد فرمان
هرکس که شود حواری عیسی
گردونش چو تره ها نهد بر خوان
دستوری داد هر دو عالم را
جاه تو که فارغ آمد از اعوان
تنها رو گشت خسرو انجم
چون فایده ئی ندید از اخوان
دیوان عمل بتو شرف یابد
نه تو بوجود عامل و دیوان
رای توبه اختران دهد پرتو
قهر تو بر آسمان نهد پالان
دهر از سخط تو پشت پائی خورد
بنهاد ز دست حیلت و دستان
کلک تو بهار گلشن دولت
خط تو زهاب چشمه ی حیوان
تا صبح هدایت تو هر خاطر
کاذب چو زبان ذنب السرحان
ورد دم صور قهر تو نبود
جز آیت کل من علیها فان
ای جای گرفته در دل عصمت
وی پای نهاده بر سر اقران
در صلب سپهر منعقد نطفه
از لقمه حکمت صد لقمان
پیران عقول تخته برگیرند
گر ذهن تو نو کند دبیرستان
در حیطه آسمان توئی مرکز
در دیده اختران توئی انسان
در دیده همت امل بخشت
نا یافته کاینات هیچ امکان
ای آنکه در اعتقاد با مهرت
گشته است روانم احدالصنوان
زان پس که هوای خاک درگاهت
بستاند مرا ز حضرت سلطان
نام تو نگاشت نظم من بر دل
داغ تو نهاد، شعر من بر ران
اینجا بتو پای بسته ام، ورنه
من کیستم و اقامت زنگان
ایام بهر چه میکند با من
برخواهم داشت رهنی از سامان
مفقود چهار ساله عمرم را
آخر به تفقدی بده تا وان
نا راستی سر و تنم می بین
کفارت آن گذشته ها میدان
تا طبع بود مکیف اعضا
تا نفس بود مدبر ابدان
بادات، نهایت امل حاصل
بادات، ولایت بدن عمران
از مجلس تو بشکر بر گشته
ماه رمضان چون رجب و شعبان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن اشعاری عاشقانه و پر از احساسات عمیق است که به عشق و زیبایی معشوق پرداخته است. شاعر میگوید که عشق او به معشوق فرمانروایی بر جهان دارد و درد عشق را شیرینتر از درمان میداند. او توصیف میکند که زیبایی و نور رخسار معشوق، آرمانهای جهان را روشن میسازد و دل او به تماشای چهرهاش شوق دارد. شاعر در ادامه به عواطف و احساساتی اشاره میکند که این عشق در او برانگیخته و بیان میکند که محبت و محبتِ معشوق را تا حدی درک کرده که وجودش را تحت تأثیر قرار داده است.
عشق او با تمثیلهایی از طبیعت و زیبایی آمیخته شده و او معتقد است که ارتباط با معشوق، فراتر از ارتباطات عادی انسانی است. شاعر به طور مکرر به عواطف ناب و عمیق اشاره کرده و با استفاده از تصاویر زیبا، از عمیقترین احساسات خود به خاطر این عشق صحبت میکند. در نهایت، او ابراز میکند که زندگی و زمان، به خاطر عشق و یاد معشوق، برای او معنایی خاص یافته و اشتیاقش به وصال معشوق بسیار شدید است.
هوش مصنوعی: ای عشق، تو بر جهان حاکم هستی و دستور میدهی که درد ناشی از تو، از درمان آن هم دلپذیرتر است.
هوش مصنوعی: عاشقانه و جانسوزی، گویای این است که پروانهای که به دور آتش شمع معشوق میچرخد، همانند پروانهای است که در گرداب غم تو در حرکت است. در واقع، عشق و اشتیاق در آن به وضوح دیده میشود و نشاندهندهی ارادت عمیق به محبوب است.
هوش مصنوعی: زلفهای تو سایهای افکنده که در آن، چهرهی زیبایت باعث شده تا همه جا روشن و پررونق شود.
هوش مصنوعی: دل به تماشای چهرهات در بالاترین نقطه چشمهایم مشغول است تا از بند و زندان آزاد شود.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چهرهات، گلها را در آتش عشق و شیدایی میسوزانند.
هوش مصنوعی: در مجلسی که تو هستی، هر بار که چیزی از دل میآورم، دل میگوید که این هدیه کوچک را با جانم تقدیم کنم.
هوش مصنوعی: به زیبایی تو مانند عیدی خوشبختی و شادی است. جانم به من میگوید که به چهرهات نگاه کنم و فدای تو شوم.
هوش مصنوعی: هر کسی که به افطارش برسر سفره نابودی مینشیند، بدان خاطر است که از تو بهرهای ندارد و در روزهاش محروم مانده است.
هوش مصنوعی: محله و مکان تو، دل مرا چنان داغ و غمگین کرده است که مانند سر چوب بازی چنان خمیده و افسردهام.
هوش مصنوعی: چون هلال در انتظار دیدار توست، همانند ماه رمضان که در دهمین روزش به اوج خود میرسد.
هوش مصنوعی: بر روی چهرهام نشانههایی از اندوه و غم نقش بسته که مانند رشتههای زعفران به راحتی دیده میشود.
هوش مصنوعی: تصور زیبای لبان شیرینت مانند گلی خوشبو در چشمان من میدرخشد و عطرش را پخش کرده است.
هوش مصنوعی: دل من به یاد خط تو مانند برگهای ترهای است که بر روی آتش کباب میشود.
هوش مصنوعی: من از جسم و وجود خود بیرون رفتهام و در حال بررسی و کنکاش افکار و آرزوهایم هستم، به طوری که هر طرف را مینگرم و به جستجو میپردازم.
هوش مصنوعی: تو با تماشای برگ و نغمه، به این نتیجه رسیدی که راستش مهمان باید به نزد تو بیاید.
هوش مصنوعی: امید خود را از تو میگیرم تا روزی که لبخند افق را ببینم.
هوش مصنوعی: در شب، فضیلتها و ویژگیهای برجستهٔ انسان در دامن کسی که دارای علم و دانش است، نمایان میشود.
هوش مصنوعی: رکن الدین به معنای ستون دین و نمادی از اصلیترین عناصر اعتقادی مسلمانان است. در اینجا به فردی اشاره دارد که در قدرت و جایگاه در جامعه نقش مهمی دارد. همچنین، میتوان به اهمیت و زیبایی دین و ارزشهای انسانی اشاره کرد که مانند بهاری در دل گلستان بخشش و احسان میروید. این بیانگر معنویت و ارزشهای مثبت در زندگی انسانها است.
هوش مصنوعی: به طور کلی، این جمله به این معناست که برای شروع نوشتن یا خلق اثر، باید از ویژگیهای مثبت و بارز وجودی یک شخص یا یک مفهوم استفاده کرد. در واقع، آغازی که با خلوص و پاکی همراه باشد، میتواند به عنوان مقدمهای برای دستیابی به سعادت و موفقیت در نظر گرفته شود.
هوش مصنوعی: اگر او را مونس و همدم روح خود بدانم، تقوی است و اگر او را مانند شمعی در درون خود ببینم، ایمان است.
هوش مصنوعی: رایش پر از عشق و محبت است و مانند آسمان بزرگی که در دستانش ابرها را دارد، به دیگران لطف و رحمت میکند، مانند بارانی که بر زمین میبارد.
هوش مصنوعی: در دل انسانهایی که در زندگی ساده و بیآلایش هستند، کمال و ارزشهای والایی وجود دارد. همچنین در زندگی آنها، امید و آرزوها در حال پرواز و رشد هستند.
هوش مصنوعی: یک روز نامهای قبول نشد، زیرا نامی بر روی آن نوشته نشده بود.
هوش مصنوعی: در یازده بزرگی که به درگاه او میرسید، گنجینهای از انواع نعمتها و ثروتها وجود داشت که همه چیز را شامل میشد.
هوش مصنوعی: آنها در کنار دروازهی قهر و خشم او، ایستادهاند و به عظمت و زیبایی طاق بهرام و کیوان نگاه میکنند.
هوش مصنوعی: ای اسب پیروزی که از آسمان آمدهای و مسیر کمال را از دیگران بردهای.
هوش مصنوعی: خورشید مثل گروهی از مأمورین است که به تو اختیار دادهاند و بر مردم نظارت میکند و به آنها دستورات میدهد.
هوش مصنوعی: هر کسی که پیرو عیسی شود، مانند سبزیها در سفرهاش قرار خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که مقام و قدرت تو به قدری زیاد است که هیچ نیازی به کمک و حمایت دیگران نداری. تمام جهانیان به خاطر جایگاه تو به تو احترام میگذارند و در واقع تو بر همه آنها فرمانروایی میکنی.
هوش مصنوعی: خسرو که به زیباییهای آسمان و ستارهها علاقه داشت، وقتی از دوستان و آشنایان خود فایدهای ندید، به تنهایی و بدون همراهی آنها به گشت و گذار پرداخت.
هوش مصنوعی: عملها و کارهای تو به مقام و ارزش میرسند، نه به وجود عامل و کسانی که آنها را انجام میدهند.
هوش مصنوعی: توبه درخشش ستارگان را به تو میسپارد و خشم تو مانند پالانی بر آسمان گسترده میشود.
هوش مصنوعی: زمانه به خاطر خشم تو به عقب رفت و به بینایی خود، از طریق نیرنگ و چالاکی، عاقبت خود را شکل داد.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت خط و قلم تو اشاره دارد که مانند بهار در باغ دوستی و خوشبختی میدرخشد و همچون چشمهای زنده و پرطراوت، طراوت و زندگی را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: تا زمان صبح که به هدایت تو مربوط میشود، هر فکر نادرستی مانند زبان افعی میشود.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای زیبایی و عظمت قدرت تو اشاره دارد و بیان میکند که همه چیز در برابر قهر و قدرت تو نابودخواهد شد و تنها چیزی که باقی میماند، نشانهای از جاودانگی و استمرار است.
هوش مصنوعی: تو در دل پاکی نشستهای و بر تمام همترازانت فخر میکنی.
هوش مصنوعی: به معنای این است که در آسمان، نطفهای از دانایی و حکمت به وجود آمده که همانند لقمان، شخصیت بزرگی در حکمت و پندآموزی است.
هوش مصنوعی: اگر ذهن تو تازه و با طراوت باشد، افراد با تجربه و با دانایی هم از تو تأسیس میگیرند و بهرهمند میشوند.
هوش مصنوعی: تو در آسمان، مرکز توجه هستی و در نگاه ستارهها، تو انسانی خاص و برجسته هستی.
هوش مصنوعی: در نظر بینندهی بلندپرواز، هیچ چیزی در این جهان به عنوان غیرممکن وجود ندارد و همه چیز قابل دستیابی است.
هوش مصنوعی: ای آنکه محبتت باعث شده که روح و جانم در اعتقاد به تو آرام گیرد.
هوش مصنوعی: بعد از آنکه هوای خاک درگاه تو مرا به سمت خود جذب کند، دیگر نیازی به حضور در درگاه سلطان ندارم.
هوش مصنوعی: نام تو بر دل من نقش بسته و آثار محبتت در روح من باقی مانده است، شعر من نیز چون نشانی از تو بر رنجهای من حک شده است.
هوش مصنوعی: من اینجا به تو وابستهام و در حقیقت، من کی هستم که بخواهم در این مکان بمانم و محدود شوم.
هوش مصنوعی: هر روزی که برای من پیش میآید، من خودم را آماده میکنم تا با مشکلات و چالشها مقابله کنم و روی پای خودم بایستم.
هوش مصنوعی: ای کاش مدتی به یاد من باشی و از آن چهار سال گمشده در عمرم باخبر شوی.
هوش مصنوعی: من میبینم که بدن و جانم نشانههای نادرستی را از گذشتهها به همراه دارند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که روح وجود دارد و بر بدنها تسلط دارد، اعضای انسان نیز خوشحال و سرزندهاند.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به این اشاره دارد که بالاترین آرزوها و امیدها در زندگی از طریق رهبری و هدایت درست به دست میآید. به عبارتی دیگر، بهبود و پیشرفت در زندگی انسان نیازمند مدیریتی و مدیریتی صحیح است که به رشد و شکوفایی او کمک کند.
هوش مصنوعی: از جمع و شادی شما در ماه رمضان، همچون رجب و شعبان، به شکرگزاری برگشتهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاهی، که به روز رزم از رادی
زرین نهد او به تیر در پیکان
تا کشتهٔ او ازان کفن سازد
تا خستهٔ او ازان کند درمان
یارم به سفر شد ای مسلمانان
دل همره او و همره دل جان
ای رفته و برده جان و دل باز آی
از بهر خدای تا کی این هجران
با وصل رهی یکی زمان بنشین
[...]
بنگر به صبوح مجلس سلطان
خرم شده همچو باغ در نیسان
اقبال ندیم و بخت خدمتگر
توفیق رفیق و چرخ سعد افشان
سلطانِ معظمِ و ندیمانش
[...]
ایا در حکم تو کرده جهانبان
جهان چندان که هست آباد و ویران
وزیر شرق و غرب و صدر اسلام
پناه ملک و دین و پشت ایمان
تو را آن پیرهن پوشید دولت
[...]
ای بسا کس که دینش ویران است
ور چه کرده است خانه آبادان
شادمانم از آنکه هست مرا
دین آباد و خانه ویران
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.