چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل میکند
از جمال گل قیاس حال بلبل میکند
هر کرا چون کوهکن بار غم از شیرینلبی است
لاجرم گر کوه غم باشد تحمل میکند
پاکبازان از صفا آیینهاند و مدعی
صورت آلودهٔ خود را تخیل میکند
عاشقی کز زُهرهرویان دل به وصل آلوده کرد
گر ملک باشد که عشق او تنزل میکند
از فریب آهوی چشمش مشو غافل که او
حال ما میداند و عمدا تغافل میکند
جز به خاک کوی او اهلی نیارد سر فرو
آسمان بیهوده این عرض تجمل میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. در بیت اول، شاعر به اثر نگاه کسی که دلسپرده است بر گل اشاره میکند و از آن به نسبت حال بلبل اشاره مینماید. در ادامه، اشاره به بار غم و تحمل آن دارد و به پاکبازانی اشاره میکند که از صفا همچون آینهاند اما خود را آلوده میبینند. سپس به بیان عشق و تأثیر آن بر دل پرداخته و به زیبایی و فریبایی معشوق اشاره میکند. نهایتاً، شاعر میگوید که فقط در کوی معشوق باید سر فرود آورد و زیباییهای بیهوده دنیا را نادیده بگیرد. در کل، شعر به عمق احساسات عاشقانه و چالشهای آن میپردازد.
هوش مصنوعی: چشم دلدار وقتی که به چهره گل نگاه میکند، از زیبایی گل حال بلبل را درک میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند کوهکن باشد و بار غم را از لبهای شیرین دیگران بگیرد، به همین دلیل اگر هم کوه غم بر دوش او باشد، باز هم آن را تحمل میکند.
هوش مصنوعی: پاکبازان مانند آینهای هستند که صفای درونشان را نشان میدهند، ولی شخصی که ادعا دارد، در واقع با تخیلات خود به تصویر نادرستی از خود نگاه میکند.
هوش مصنوعی: عاشقی که با زیباییهای دلربا مجذوب عشق شده است، حتی اگر در جایگاه والایی باشد، عشق او به گونهای است که به سادگی به پایین میآید و به دیگران نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: در زیبایی و دلربایی چشمان او غفلت نکن، زیرا او از حال و روز ما آگاه است و عمداً خود را به نادانی میزند.
هوش مصنوعی: جز به خاک کوی او کسی نمیتواند سرش را به آسمان بلند کند؛ بیهوده است که این دنیا برای خودنمایی، خود را زینت کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تاج دین و دولت ای صدری که گرد موکبت
دیده افلاک و انجم را مکحل میکند
کلک دولتپرورت روحالامینی دیگر است
لاجرم هردم هزاران وحی منزل میکند
لفظ معنی پرورت گر آسمان داد نیست
[...]
ماه من مشک سیه در دامن گل می کند
سایبان آفتاب از شاخ سنبل می کند
گرچه از روی خرد دور تسلسل باطلست
خطّ سبزش حکم بر دور تسلسل می کند
هرگز از جام می لعلش نمی باشد خمار
[...]
باز پیک عاشقان فرّاشی گل می کند
بلبل از سودای گل فریاد و غلغل می کند
چشم صاحبدل نظر چون بر رخ گل میکند
از جمال گل قیاس حال بلبل میکند
هرکه را چون کوهکن لعل لب شیرین هواست
بار کوه غم به یاد او تحمل میکند
عاشقی کز زهرهرویان دل به وصل آلوده کرد
[...]
در دل من گر دمی آن ماه منزل میکند
تا رود بیرون هزاران رخنه در دل میکند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.