جانبخشیای که با لب لعل تو ای پری است
چون چشمه حیات ز پاکیزه گوهری است
خاصیتی که جوهر حسن تو میدهد
از خوب سیرتی است نه از خوب منظری است
آن یوسفی که در سر بازار حسن تو
صد آفتاب با رخ چون ماه و مشتری است
ما زهر غم خوریم و تو می با شکر لبان
ما جان دهیم و لعل تو در ذره پروری است
دل آن پری به دست نگاری کجا دهد
نقش نگار در کف او دام دلبری است
کی آدمی به وصل پری راه می برد
دیوانه است هر که طلبکار آن پری است
ای آب خضر ظلمت اهلی ز بخت اوست
ورنی فروغ روی تو خورشید خاوری است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و میگوید که زیبایی او باعث جوانی و زندگی در دلها میشود. او زیبایی معشوق را نه تنها در ظاهر، بلکه در ویژگیهای نیکو و اخلاقی او میبیند. شاعر به تشبیه معشوق به یوسف و آفتاب میپردازد و میگوید که غم و غصههای ما در مقابل شیرینی معشوق کمرنگ است. همچنین، او به دشواری و دیوانگی آرزوی رسیدن به معشوق یعنی پری اشاره میکند و در نهایت، از نور و روشنی معشوق سخن میگوید که در تضاد با تاریکی بخت دیگران است.
هوش مصنوعی: جانبخشی که لبهای شیرین و زیبا تو به من میدهد، مانند چشمهای活ی است که از گوهر پاک و باارزشی جاری میشود.
هوش مصنوعی: خاصیت زیبایی تو به خاطر نیکو بودن سیرتت است، نه به خاطر زیبایی ظاهرت.
هوش مصنوعی: این شخصی که در میانه بازار زیبایی تو است، مانند یوسف است که زیباییاش از صد خورشید و چهرهاش مانند ماه است و به دوبارهثبت کنندگان زیبایی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ما در غم و اندوه غرق هستیم و تو با لبهای شیرینت به ما زندگی میبخشی؛ در حالی که زیبایی دانههای وجود تو ما را متجلی میکند.
هوش مصنوعی: دل آن پری به دست نگاری نمیدهد، زیرا در دستان او فقط زرق و برق عشق و فریب وجود دارد.
هوش مصنوعی: هیچ کس به راحتی به وصال محبوبی مانند پری نمیرسد. در واقع، کسانی که به دنبال جلب توجه و محبت آن محبوب هستند، در حقیقت دیوانهاند.
هوش مصنوعی: ای آب خضر، زندگی و روشنایی تاریکی او به دست سرنوشتش است، اما نور چهره تو مانند خورشید شرقی پرتاب میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گنجینه جواهر ما پاک گوهری است
نقدی که در خزانه ما هست بی زری است
بر ما چه اعتراض که بی قدر و قیمتم؟
گوهر اگر به خاک فتد جرم جوهری است
در کار عشق سعی به جایی نمی رسد
[...]
واحیرتا که در ره دین لاف مهتری است
آن راکه کفر و شرک از اسلام او بری است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.