شکر خدا که مژده راحت فرا رسید
آن ارزو که داشت دل ما بما رسید
آمد بهار زندگی و سبزه و نشاط
گو خرش برآ که موسم نشو و نما رسید
از عزتش بخاک رسید آیت امان
وز خاکیان بعرش خروش دعا رسید
احرام کعبه بست دلم در صفای صدق
بی سعی ره بکعبه صدق و صفا رسید
بیمار غم رسید به بزم وصال یار
دیگر چه غم که خسته بدار الشفا رسید
یعقوب وار نرگس چشمم شکفته شد
زان بوی پیرهن که ز باد صبا رسید
اینک رخم رسید بخاک رهش دگر
مس پاره امید مرا کیمیا رسید
بازم ز دست جذبه خورشید وصل تو
کاه ضعیف را کشش کهربا رسید
دردش بمن رسید و دوا شد نصیب غیر
شکر خدا به هر چه مرا ار خدا رسید
حقا که خوشگوار تر از صاف عشرتست
درد جفای او که باهل وفا رسید
آسوده بود مدتی از برق آه، دل
یا آتشی بخرمنم افکند یا رسید
تا کی ز دست هجر خمار بلا کشم
ساقی بیا که رفع خمار بلا رسید
مجلس ز نور دم زند امروز کز سفر
سید سریف بن علی مرتضا رسید
آن افتاب عهد که از آستان او
هر ذره یی که تافت باوج علا رسید
از عرش بر گذشت سریر فضایلش
آخر ببین که پایه دانش کجا رسید
بر منتهای سدره نهال عدالتش
طوبی صفت رسید و عجب منتها رسید
رخش قضا نکرد دگر تر کتازیی
تا دست حکم او به عنان قضا رسید
تسبیح قدسیان فلک ذکر خیر اوست
وز گنبد سپهر بگوش این صدا رسید
بخشد دو کون و میرسدش اینسخا از آنک
میراث بخشش ز شه لافتی رسید
هر بینوا که یافت ز خوانش نواله یی
از آن نواله فیض بصد بینوا رسید
انس و پری چو مور و ملخ جوش میزنند
بر خوان او همین که صدای صلا رسید
ای آفتاب، ظل تو بر خاک اگر فتاد
آن خاک ذره ذره باوج سما رسید
وانکسکه تافت روی ز خورشید رای تو
چون سایه اش بلای سیاه از قفا رسید
بر هر عدو که خشم تو چین بر جبین نمود
کشتی زندگیش بموج فنا رسید
هرجا رسید لمعه یی از برق تیغ تو
گوییکه آتش از نفس اژدها رسید
نشوو نمای خصم کجا میرسد به تو
مشکل بشاخ سدره ز شوخی گیا رسید
کسرا نمیرسد چو تو لاف کرم زدن
این موهبت ز گنج الهی ترا رسید
چونگل نماند دامن کس خالی از زری
تادست بخشش تو بشاخ سخا رسید
در هر محل که کرد گدایی سوال فیض
کس غیر بخشش تو نگفت این گدا رسید
چونسبزه صد هزار زبان شکر گوی گشت
هرجا که رحمت تو ز ابر عطا رسید
عیسی دمی ز باد هوا زاد روح بخش
زان ذره کز ره تو بباد هوا رسید
در سایه کسی که بپای تو سر نهد
هرکو رسد بسایه فر هما رسید
من بنده حقیرم و نظم بلند من
گر بر فلک رسید به یمن شما رسید
هر کس بقدر دستگه آورد تحفه یی
دست مدیح خوان به در بی بها رسید
اهلی بآرزوی تو جان داد عاقبت
راه عدم گرفت و بملک بقا رسید
چون در کمال وصف تو دستم نمیرسد
کوته کنم حدیث که وقت دعا رسید
تا روزگار هست بمانی که روزگار
خواهد ز دولت تو بامیدها رسید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر با خوشحالی و شکرگزاری از رسیدن روزهای خوش و بهار زندگی سخن میگوید. او از برکات و رحمتهای الهی یاد میکند و بیانگر امید و شوقی است که به واسطه وصال معشوق و زیباییهای زندگی به وجود آمده است. مشکلات و دردهای گذشته را به فراموشی میسپارد و تاکید میکند که اکنون زمان شکرگزاری و جشن است. شاعر همچنین از شخصیتهای بزرگ و مقامهای معنوی همچون سید سریف بن علی مرتضا و فضایل آنان یاد میکند، و در نهایت بر اهمیت بخشش و رحمت الهی و اینکه هرکس میتواند با دعای خالصانه به فیض برسد، تاکید دارد. به طور کلی، این شعر پیامی از امید، شکر، عشق و وفاداری به ارزشهای الهی و انسانی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: خوشحالیم که باخبر شدیم راحتی و آسایش به ما رسید و آرزویی که در دل داشتیم، محقق شد.
هوش مصنوعی: بهار زندگی با شکوفایی و شادی فرارسیده است، پس جشن بگیر و خوشحال باش، زیرا زمان رشد و پرورش به سر آمده است.
هوش مصنوعی: از مقام والای او، نشانهای از رحمت به زمین آمد و از میان مردم، نالههای دعا به آسمان بلند شد.
هوش مصنوعی: دل من با نیت خالص مانند احرام کعبه بسته شد و بدون هیچ تلاشی به کعبه حقیقت و پاکی دست پیدا کرد.
هوش مصنوعی: بیمار عشق به مهمانی معشوقش رسید و چه غم دیگری باقی مانده است وقتی که یادگاری از عشق و آرامش یافت.
هوش مصنوعی: چشمم همچون نرگس باز شد و شکفت، مانند یعقوب که بوی پیراهن یوسف را حس کرد، این عطر از نسیم صبح به من رسید.
هوش مصنوعی: اینک چهرهام را به خاک راه او میگذارم و دیگر امید من که مانند مس بود به کیمیا تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: باز دوباره، به خاطر جذبه و کشش نور خورشید وجود تو، حتی کاه ضعیف هم توانست به سمت کهربایی کشیده شود.
هوش مصنوعی: درد او به من رسید و درمانش به کس دیگر رسید. فقط شکر خدا را میگویم که به هر آنچه از جانب او برای من آمد، راضی هستم.
هوش مصنوعی: به راستی که درد جدایی او که به وفا میانجامد، از لذتهای شیرین زندگی هم دلپذیرتر است.
هوش مصنوعی: برای مدتی آرام و بیخبر بودم، اما ناگهان یا شعلهای از آتش در دلم افتاد یا به چیزی رسیدم که راهم را تغییر داد.
هوش مصنوعی: نمیتوانم بیشتر از این با درد جدایی دست و پنجه نرم کنم. ای ساقی، بیار که زمان رهایی از این درد فرارسیده است.
هوش مصنوعی: امروز مجلس پر از نور و روشنایی است، چون سید شریف بن علی مرتضی از سفر برگشته است.
هوش مصنوعی: آفتاب زمانهای که از درگاه او هر ذرهای نور گرفته و به اوج کمال رسیده است.
هوش مصنوعی: از بلندای عرش، مقام و جایگاه فضایل او عبور کرده است. حال ببین که پایه و اساس دانش به کجا رسیده است.
هوش مصنوعی: در بالاترین نقطهی درخت سدره، نهالی از عدالت به نام طوبی شکوفا شده است و شگفتانگیز این است که به اوج خود رسیده است.
هوش مصنوعی: دیگر فرصتی برای سرکشی و طغیان وجود نداشت، چرا که زمان فرمان الهی فرا رسیده بود و تقدیر بر آن شد که سرنوشت مشخص شود.
هوش مصنوعی: تسبیح یا ستایش موجودات آسمانی، در واقع یادآوری خوبیهای اوست و این صدا از دور دستهای آسمانی به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی اشاره میشود که اگر کسی از دو جهان (دنیا و آخرت) بهرهمند شود، به خاطر ارثی که از بخششهای پادشاه دارد، به او این نعمتها میرسد. به عبارت دیگر، کسی که از خوبیها و عطاهای یک پادشاه یا شخص بزرگ بهرهمند شده است، به او نعمتی از هر دو دنیا خواهد رسید.
هوش مصنوعی: هر کسی که از طعم نوالهای بهرهمند شود، آن نواله به صد نفر دیگر نیز سود میرساند.
هوش مصنوعی: موجودات مختلف مانند انسانها و پریها به شوق و هیجان میرقصند و از خوشحالی کنار سفرهی او جمع میشوند، و همین که صدای بانگ و دعوت به گوش میرسد، شور و شوقشان بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: ای خورشید، اگر پرتوهای تو بر زمین بیافتد، آن خاک از ذره ذرهاش تا اوج آسمان بالا میرود.
هوش مصنوعی: وقتی که نور طلاییات بر من میتابد و مانند سایهات، بلای سیاه از پشت سرم به من نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: هر کس که با خشم تو دچار مشکل شد، زندگیاش به سوی نابودی کشیده میشود.
هوش مصنوعی: هر جا که براق و درخشندگی تیغ تو دیده میشود، گویی که شعلهای از نفس یک اژدها در آنجا به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: دشمن تو هیچوقت به تو نمیرسد، مانند اینکه گیاهی بخواهد به درخت سدر برسد.
هوش مصنوعی: هیچ کسی به بزرگی تو نمیتواند از بخشندگیاش حرف بزند، چون این نعمت بزرگ فقط از گنجینه الهی به تو داده شده است.
هوش مصنوعی: وقتی گلبرگهای گل دیگر باقی نماند و هیچ کس دامنش از طلا خالی نباشد، آنگاه دست بخشش تو به شاخه سخاوت خواهد رسید.
هوش مصنوعی: در هر جایی که این گدا برای دریافت نعمت و کمک سؤال کرده، هیچکس غیر از تو درباره بخشش و کرم تو صحبت نکرد. این گدا به تو رسید و به دیگران توجهی نداشت.
هوش مصنوعی: زمانی که رحمت تو مانند بارانی از عطا بر زمین فرود آمد، هر جا که این رحمت رسید، سبزهها به هزار زبان شیرینی و شکرگزاری سخن گفتند و شادابی و طراوت را به نمایش گذاشتند.
هوش مصنوعی: عیسی لحظهای از وزش باد جان گرفت و روحی بخشید از آن ذرهای که از راه تو به باد رسید.
هوش مصنوعی: در کنار کسی که به خاطر تو به خاک پای تو میافتد، هر کس به سایه او برسد، به عظمت و مقام او دست یافته است.
هوش مصنوعی: من انسان ناچیزی هستم و اگر شعرهایم به اوج بلندی برسند، آن به خاطر شماست که مرا به این موفقیت رساندهاید.
هوش مصنوعی: هر کسی به اندازه و ظرفیت خود، هدیهای از خوبیها و ستایشها میآورد و به درستی برای او قیمتی ندارد.
هوش مصنوعی: اهلی به آرزوی تو جان خود را فدای کرد و در نهایت به سوی عدم رفت و به سرزمینی جاودانه رسید.
هوش مصنوعی: وقتی که نمیتوانم به خوبی وصف تو را بیان کنم، بهتر است سخن را کوتاه کنم، چون زمان دعا فرا رسیده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی ادامه دارد، تو باید بمانی، زیرا روزگار به امید تو به آمال و آرزوهایش خواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در آشیان ما پر و بال هما رسید
هرجا رسید سایه دولت ز ما رسید
بلبل نمی شود که ننالد به بوستان
گلبن ز صوت و نغمه به نشو و نما رسید
کس ماجرای بلبل و پروانه حل نکرد
[...]
از ناله عندلیب به برگ ونوارسید
رهرو به کاروان ز صدای درا رسید
تیغ شهادت است دم روح بخش ما
هر کس به ما رسید به آب بقا رسید
بر کاغذ از سراسر اخگر نرفته است
[...]
یا رب چرا به درد دلم دیروا رسید
از دل شکستنم به دلش چون صدا رسید
گلزار حسن را چه غم از آفت خزان
برگی اگر فتاد گلی از قفا رسید
کشت امید من چو پی برق شد سیاه
[...]
تا دل به ساز زمزمهدرد وا رسید
هرجا دلی شکست بهگوشم صدا رسید
هرجا به یاد سرو تو اندیشه وارسید
از دل صدای کوکوی قمری به ما رسید
حرف بلند کس نشنیده است زیر خاک
[...]
چون شهسوار عشق به دست بلا رسید
بر، وی ز دوست تهنیت و مرحبا رسید
کرد از نشاط هروله با یک جهان صفا
از مروه ی وفا چو به کوی صفا رسید
تذکار عهد پیش و بلای الست شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.