گنجور

 
 
عطار

چون کرد شراب شرک و غفلت مستت

عالم عالم، غرور در پیوستت

چندان که مپرس سرفرازی هستت

تاتن بنیوفتی که گیرد دستت

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مولانا

مست است دو چشم از دو چشم مستت

دریاب که از دست شدم در دستت

تو هم به موافقت سری در جنبان

گر زانکه سر عاشق مستی هستت

واقف لاهوری

در دور کمانداری چشم مستت

پیکان خورده است عالمی از دستت

قربان شومت بگو که من از چه گناه

شرمندهٔ یک تیر نیم از شستت

ادیب الممالک

چون شد دل و جانم از نگاهی مستت

دل شد که چو دست بند بوسد دستت

جان نیز بهم چشمی دل شد خلخال

وز چشم برون آمده شد پابستت

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ادیب الممالک
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه