|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر با زبانی تمثیلی به تفاوتهای میان دو چیز مهم در زندگی، یعنی مویز و گندم، اشاره میکند. او مویز را نشانهای از نیکی و شرافت و گندم را به نماد نیازهای مادی و روزمره تبدیل میکند. از نظر شاعر، طلب کردن گندم از مویز همچون این است که از کسی خواسته شود که از گل یاسمین، گشنیز بخواهد؛ بهعبارتی تناقض در خواستهها را نشان میدهد. شاعر بر این باور است که به دانایی، فرهنگ و هوش ارزشی بالاتر از نیازهای مادی بخشیده شده و او ترجیح میدهد به آب مویز، یعنی غنای معنوی و فرهنگی، توجه کند تا به مسائل مادی.
هوش مصنوعی: اگر کسی از «ده مویز» گندم بخواهد، مانند آدمی است که از یاسمین، گشنیز طلب میکند.
هوش مصنوعی: انگوری که به وجود آمده از درخت انگور است و نان، حاصل تلاش و زحمت زمین است. انسانها به خاطر خاستگاه خاکی خود، ممکن است در زندگی دچار ضعف و ناتوانی شوند، اما نسل درخت انگور، دلیل ارزشمندتری دارد و عزیزتر است.
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که به خاطر اینکه خدا از ابتدا به من استعداد و فهم و دانایی ارزانی داشته است، من میتوانم درک و تفکر کنم و تصمیمات درست بگیرم.
هوش مصنوعی: من دیگر از «ده مویز» خواهان گندم نیستم، اما برایم آب گشاده را از مویز میخواهم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همی برآیم با آن که برنیاید خلق
و برنیایم با روزگار خورده کریز
چو فضل میرابوالفضل بر همه ملکان
چو فضل گوهر و یاقوت بر نبهره پشیز
نبود با او هرگز مرا، مراد دو چیز
یکی ز عمر نشاط و یکی ز شادی نیز
مرا ز رفتن معشوق دیده لؤلؤ ریز
ورا ز آمدن شب سپهر لؤلؤ ساز
چهار چیز همی خواهم از خدای ترا
بگویم ار تو بگویی که آن چهار چه چیز
به پات اندر خار و به دستت اندر مار
به ریشت اندر هار و به سبلت اندر تیز
زمن به قهر جدا کرد روزگار سه چیز
چنان سه چیز که مانند آن ندانم نیز
یکی لباس جوانی دوم امید و امل
سیم حلاوت دیدار دوستان عزیز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.