|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی رابطهی عالم غیب و انسان میپردازد. شاعر میگوید که اگر فردی به عالم غیب دسترسی ندارد، به این خاطر است که آنها هرچه در دل دارند، نمیتوانند به درستی بیان کنند. او به استعارتی از آب سیاه و عمق دریا اشاره میکند که وقتی به ساحل میرسد، به شکل دیگری نمایان میشود. این مفهوم نشاندهندهی ضعف انسان در درک و انتقال حقیقتهای عمیق است، و همچنین میگوید که انسان نمیتواند از موقعیت خود فراتر برود. در پایان، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگرچه جهان پر از معانی و رمز و رازهاست، اما انسان به دلیل شرم و خجالت، نمیتواند این معانی را به راحتی درک کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به عالم غیب آگاه نیست، پس چرا هر کسی که با دیگران همراه میشود، از آنچه در دلش میگذرد، خبر ندارد؟
هوش مصنوعی: آب تیره و سیاه حتی در عمق دریا میتواند زیبایی را نشان دهد و وقتی به ساحل میرسد، جلوهای زیبا و دلنواز پیدا میکند.
هوش مصنوعی: در پی ضعف و ناتوانی، او را با زحمت روی دوش میبرند و جالبتر این که با وجود این وضعیت، او میتواند یک گام از چین به بابل بردارد.
هوش مصنوعی: اگر همهی جهان را به کسی بدهند، او از شرمِ درخواست کنندگان، سرش را بالا نمیبرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بفراخت رایت حق، برتافت روی باطل
الب ارسلان ثانی، شاه ارسلان طغرل
پر خار قهر بادا، چشم بدان که الحق
ملکی است بس برونق، شاهی است سخت عادل
هر دم عقاب فتنه، در خون خود بغلتد
[...]
ای در محیط عشقت، سر کشته نقطۀ دل
وی از جمال رویت، خوش گشته مرکز گل
زلف تو بر بنا گوش، ثعبان و دست موسی
خال تو بر نخدان ، هاروت و چاه بابل
دو رسته درّ دندان، چون از رخت بتابد
[...]
ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل
بر باد داده حسنت چون خاک خرمن گل
هم خط مشکبارت اثبات دور کرده
هم زلف تو دلایل آورده بر تسلسل
خطیست گرد لعلت یا طوطی شکر چین
[...]
زنجیر بند زلفت زد حلقه بر در دل
خیل خیال ماهت در دیده ساخت منزل
ای گل ز حسن رویت گشته خجل به صد رو
وی غنچه بر دهانت عاشق شده به صد دل
زلف و خط تو با هم هندوستان وطوطی
[...]
تا چند حال ما را آشفته داری ای دل
از زلف خوبرویان در بند و در سلاسل
تا چند باشم از غم شوریده حال و بی دل
تا چند باشی ای جان از حال بنده غافل
دل را ز دست دادم بی فکر الله الله
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.