به پیش آتش آهم زبانهٔ آتش
چنان بود که ز آتش زبانهٔ آتش
ز دوریت چو کشم آه بیشتر سوزم
بلی نسیم بود تازیانهٔ آتش
درون تربت من چیست غیر خاکستر
جز این متاع چه خواهی ز خانهٔ آتش
بیان درد دل خود به هر که کردم، سوخت
مگر زبان من آمد زبانهٔ آتش
چنان به سوختن اندر غم تو خو کردم
که دور از آتشم اندر میانهٔ آتش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان درد و اندوه خود میپردازد و احساس میکند که عشق و دوری محبوبش چون آتش او را میسوزاند. او به یاد آتش و زبانهاش اشاره میکند و از نسیم و دردهایی که به او وارد میشود میگوید. درون او تنها خاکستر به جا مانده و هیچ چیز دیگری از زندگیاش نمیخواهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که سوختن در غم محبوبش جزئی از وجودش شده و به نوعی در میان آتش احساس میکند.
هوش مصنوعی: آتش آه من به قدری شعلهور است که انگار خود آتش هم از آن شعله میکشد.
هوش مصنوعی: هرگاه به خاطر دوری تو آه میکشم، بیشتر دلم میسوزد. بله، همانند نسیمی است که درد آتش را بیشتر میکند.
هوش مصنوعی: درون مزار من چیزی جز خاکستر نیست. از این فروشگاه چه چیزی بیشتر از این آتش را میخواهی؟
هوش مصنوعی: هر وقت درد دل خود را با کسی در میان گذاشتم، جز نابودی چیزی عاید من نشد؛ مثل اینکه زبانم به شعلههای آتش تبدیل شده باشد.
هوش مصنوعی: به قدری در سوختن از غم تو عادت کردهام که حتی در وسط آتش نیز از درد آن دور شدهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.