نَفَحاتُ وَصلِکَ اَوقَدَت جَمَراتِ شَوقِکَ فِی الحَشا
ز غمت به سینه کم آتشی که نزد زبانه کما تشا
تو چه مظهری که ز جلوهٔ تو صدای صیحهٔ صوفیان
گذرد ز ذروهٔ لامکان، که: خوشا جمال ازل؛ خوشا
همه اهل مسجد و صومعه، پی وردِ صبح و دعای شب
من و ذکر طلعت و طرهٔ تو مِنَ الغَداةِ اِلَی العِشا
ز کمند زلف تو هر شکن، گرهی فکنده به کار من
به گرهگشایی لعل خود: که ز کار من گرهی گشا
دل من به عشقِ تو مینهد، قدمِ وفا به ره طلب
فَلَإِنً سَعیٰ فَبِهِ سَعیٰ و لَإِنْ مَشیٰ فَبِهِ مَشیٰ
به تو داشت خو دلِ گشتهخون، ز تو بود جان مرا سکون
فَهَجَرتَنی و جَعَلتَنی مُتَحَیِّرا مُتَوَحِّشا
چه جفا که جامی خستهدل ز جدایی تو نمیکشد
قدم از طریق جفا بکش: سوی عاشقان جفاکش آ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت به عشق و شوق خود نسبت به معشوق میاندیشد. او از آتش شوق و غم ناشی از جدایی سخن میگوید و به زیبایی معشوق اشاره میکند که صدای صوفیان را به وجد میآورد. شاعر در میان اهل مسجد و صومعه، تنها به یاد معشوق است و به عشق او قدم میزند. او به گرههای زندگیاش که ناشی از زلف معشوق است، اشاره میکند و میگوید که این عشق سبب تحیر و آشفتهگیاش شده است. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که به سوی عاشقان برگردد و به او جفا نکند.
نسیمهای وصال تو آتشی برافروخت (چندانکه باد آتش را افروختهتر هم میکند) و اشتیاق به تو در جگر اخگر انداخته و در مصراع دوم ایهام دارد که هم میتواند کم آتشا باشد در معنی کمتر آتشی و هم کماتشا به معنی آنچنان که تو خواهی
ذروهze(o)rveمعنی۱. بلندی؛ اوج.۲. بالای چیزی.۳. جای بلند مانند قلهٔ کوه.مترادف۱. اوج، ذروت۲. ستیغ، قله۳. تارک، چکاد، فرق۴. نوک، ≠ حضیض
من الغداة الی العشا: از صبح تا شب؛ همگان -چه مسلمان در مسجد و چه مسیحی در صومعه- در پی ورد (ذکر) سحر و دعای شباهنگامند اما فکر و ذکر من از صبح تا شامگاه، روشناییِ ([صورت]) و موی توست!
هوش مصنوعی: زلف تو مانند کمند است و هر نقص و مشکلی که دارم، به نوعی به دست تو وابسته شده است. تو با زیبایی و دلسوزیات میتوانی مشکلات من را حل کنی و از چنگال این مشکلات آزادم کنی.
مصرع دوم: اگر میپوید به وسیلهٔ آن (عشق تو) میپوید، اگر گامی برمیدارد، به وسیلهٔ آن گام برمیدارد - [ایهام تبادر در معنی فارسی واژهی فبهی: اگر تلاشی میکند چه نیکو تلاشیست و اگر گامی بر میدارد چه نیکو گامیست]
مرا ترک کردی و حیرت زده و هراسان/تنها گذاشتیام
هوش مصنوعی: چه بیرحمی است که محبوبی ناراحت و دلشکسته از دوری تو نمیتواند از راه رنج و آزار دور شود. برو به سوی عاشقانی که عاشقانه رنج میکشند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.