سنایی
»
حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
»
الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین
»
بخش ۳۲ - در حق پارسایان گوید
آن کسانی که راه دین رفتند
چهره از تنگ خلق بنهفتند
واسطهٔ عقد سنّیان بودند
نه حروری نه مرجیان بودند
پخته از حسرت طلب گلشان
سوخته ز آتش وفا دلشان
هرچه اندر جهان پریشان بود
لاجرم زیر حکم ایشان بود
چون به سنّت بُدند یازنده
عالمی بود زان گُره زنده
کرده از بهر جذب فایدهشان
شهپرِ جبرئیل مایدهشان
همه بردند کام دولت راند
همه رفتند و نام ازیشان ماند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف پارسایان و مسیری که در دین انتخاب کردهاند، میپردازد. این افراد با خلوص نیت و پنهان کردن چهرههای خود از دنیای تنگنظری، به راهی رفتهاند که گرچه در میان چالشها و مشکلات است، اما تحت تأثیر حکم الهی قرار دارند. آنها با دلهای سوخته از عشق و وفا، به دنبال فایدهای معنوی و کمال انسانی هستند. در نهایت، نام و یادشان جاودان میماند، حتی اگر خودشان از این دنیا رفته باشند.
هوش مصنوعی: افرادی که به راه دین و ایمان گام برداشتند، از دشواریها و قضاوتهای مردم فاصله گرفتند و خود را از دید آنها پنهان کردند.
هوش مصنوعی: عقد سنّیان، که همان پیوند عقلایی و عاطفی است، به وسیله واسطهها برقرار شده و افرادی مانند حروری و مرجیان در آن نقشی ندارند. این بیان میگوید که عشق و ارتباطات انسانی بر پایههای محکمتری بنا شده است و از تأثیرات حاشیهای دور است.
هوش مصنوعی: آنها که به دلخواه خود نتوانستهاند به عشق خود برسند، اکنون با حسرت و دلتنگی، قلبشان از آتش وفا سوزانده میشود.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا بینظم و پریشان به نظر میرسد، در واقع تحت تأثیر و کنترل آنهاست.
هوش مصنوعی: زمانی که به سنت درآیند، جهانی برای آنها زنده میشود و از آن گره، زندگی به وجود میآید.
هوش مصنوعی: برای بهرهمندی از خوبیها و جذابیتهایشان، همچون بالهای جبرئیل به سوی آنها میروم.
هوش مصنوعی: همه به موفقیت و آرزوهای خود رسیدند، اما پس از آنکه رفتند، تنها نامی از آنها باقی ماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.