سنایی
»
حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
»
الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان
»
بخش ۵ - در بیداری از خواب غفلت گوید
بنه ای عدل تو بقای جهان
در کنار جهان سزای جهان
چون درِ عدل باز شد بر تو
درِ دوزخ فراز شد بر تو
عدل مر مرگ را بریزد آب
جور مر فتنه را ببندد خواب
هست شادی دل ستمگاران
خوش و اندک چو خواب بیماران
عقل را مشگریست روحافزای
عدل مشاطّهایست مُلک آرای
شرع را عقل قهرمان باشد
ملک را عدل پاسبان باشد
شاه باید غلام تن نبود
تا خطیبش دروغ زن نبود
پشه از پیل کم زید بسیار
زانکه کوته بقا بود خونخوار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیداری از خواب غفلت اشاره میکند و بر اهمیت عدالت به عنوان پایهای برای بقای جهان تأکید میکند. او بیان میکند که در سایه عدالت، مشکلات و فتنهها از بین میروند و زندگی به آرامش میرسد. همچنین عقل را به عنوان نیروی افزاینده و عقلانی بودن را شرط لازم برای قدم نهادن در مسیر شرع و عدالت میداند. در این میان، ضرورت صداقت در رهبری و حکمرانی نیز مورد تأکید قرار میگیرد. شاعر به تضاد بین ضعف و قدرت اشاره کرده و به این نتیجه میرسد که عدالت باید در تمامی سطوح حاکم باشد تا جامعهای سلم و آرام شکل بگیرد.
هوش مصنوعی: عدالت تو باعث تداوم و پایداری جهان است و در کنار آن، سزاوار جهان نیز به شمار میآید.
هوش مصنوعی: زمانی که درِ عدالت بر تو گشوده شد، درِ جهنم نیز بر تو باز خواهد شد.
هوش مصنوعی: عدالت باعث میشود که مرگ از بین برود و سختیها و ناعدالتیها خوابشان را از دست بدهند و آرامش پیدا نکنند.
هوش مصنوعی: شادی دل ستمگران کم و ناچیز است، مانند خواب بیماران که نه خواب راحتی دارند و نه آرامش.
هوش مصنوعی: عقل مانند مسگری است که در آن روح افزای عدالت را میسازد، و این عدالت یکی از زیباترین نقاشیهای زندگی را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: قانون باید تحت هدایت عقل باشد و عدالت باید از حاکمیت حمایت کند.
هوش مصنوعی: سلطان باید کسی باشد که به ظواهر دنیا وابسته نباشد، تا سخنرانش نتواند دروغ بگوید و به آنچه میگوید باور داشته باشد.
هوش مصنوعی: پشه نسبت به فیل کوچکتر است، اما به دلیل زندگی کوتاه و خونی که میمکد، بسیار خطرناک و آزاردهنده میتواند باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.