گنجور

 
بیدل دهلوی

پرکرده جزو لایتجزا کتاب ما

در انتظار نقطه کم است انتخاب ما

هر دم‌زدن به وهم دگر غوطه می‌زنیم

توفا‌ن ندارد افت موج سراب ما

گردی دگر بلند نمی‌گردد از نفس

تعمیر می‌رمد ز بنای خراب ما

فانوس جسم شمع هزار انجمن بلاست

مستی برون شیشه ندارد شراب ما

ایجاد ظرف کم چقدر ننگ فطرت است

تر شد جبین بحر ز وضع حباب ما

قسمت ز تشنه‌کامی گوهر کباب شد

در بحر نیز دست ز نم شست آ‌ب ما

بر ما ستیزه، در حق خود ظلم کردن است

آتش! تأملی، که نگرید کباب ما

صیدافکن از غرور نگاهی نکرد، حیف

شد خاک بر زمین سر دور از رکاب ما

صد دشت ماند ذرهٔ ما آن‌سوی خیال

آه از سیاهیی که نکرد آفتاب ما

زین قیل و قال در نفس واپسین گم است

خاموشی که می‌دهد آخر جواب ما؟

آسوده‌ایم لیک همان پایمال وهم

مانند سایه زیر سیاهی است خواب ما

صد چرخ زد سپهر و ز ما نیستی نبرد

صفر دگر تو نیز فزا بر حساب ما

عمر شرار و برق به فرصت نمی‌کشد

بیدل گذشته گیر درنگ از شتاب ما

 
 
گنجور رومیزی
غزل شمارهٔ ۱۸۳ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
صائب تبریزی

شد بی صفا ز خاک سیه کاسه آب ما

آخر به رنگ ظرف برآمد شراب ما

از اشک تلخ ما کف خاکی نگشت سبز

نگرفت دست هیچ سبویی شراب ما

ما با خیال روی تو در خواب رفته ایم

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
سلیم تهرانی

تا کی بود ز راه خطا، پیچ و تاب ما

یارب کجاست هادی راه صواب ما

آتش زدیم و چون پر پروانه سوختیم

حرف خطا، به آب نرفت از کتاب ما

عالم ز کفر همچو دل شب سیاه شد

[...]

اسیر شهرستانی

فهمیده چشم شوخ تو حال خراب ما

غوغای ناز تا چه کند با حجاب ما

از عشق خاکسار به جایی رسیده ایم

ماییم آسمان و دل است آفتاب ما

افسانه هرزه دردسر خویش می دهد

[...]

سیدای نسفی

ای محو رنگ و روی تو جان خراب ما

پروانه چراغ تو مرغ کباب ما

از سنگ سرمه زیر سر ماست بالشی

ای شوخ چشم آمده یی تا به خواب ما

موی سفید پخته کند حرص خام را

[...]

سعیدا

شد عمرها که از نظر افتاده خواب ما

رنگ پریده می شکند آب و تاب ما

پیچیده است حلقهٔ زلفش بر آن میان

گویا ز ماه بسته کمر آفتاب ما

آمد رقیب و باده کشید و خبر کشید

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه