این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل
خونم به جوش آمد کند در جوی تن رقص الجمل
این رقص موج خون نگر صحرا پر از مجنون نگر
وین عشرت بیچون نگر ایمن ز شمشیر اجل
مردار جانی میشود پیری جوانی میشود
مس زر کانی میشود در شهر ما نعم البدل
شهری پر از عشق و فرح بر دست هر مستی قدح
این سوی نوش آن سوی صح این جوی شیر و آن عسل
در شهر یک سلطان بود وین شهر پرسلطان عجب
بر چرخ یک ماهست بس وین چرخ پرماه و زحل
رو رو طبیبان را بگو کان جا شما را کار نیست
کان جا نباشد علتی وان جا نبیند کس خلل
نی قاضیی نی شحنهای نی میر شهر و محتسب
بر آب دریا کی رود دعوی و خصمی و جدل


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ حال و هوای عاشقانه و شور و نشاطی در دنیای عشق و زندگی است. شاعر به توصیف فضایی پر از عشق و شادی میپردازد، جایی که نگرانی از مرگ و مشکلات دنیوی وجود ندارد و همهچیز به گونهای ازلای و زیباست. او به تفریح و خوشی در این شهر روحانی اشاره میکند، که در آن عشق فراوان است و محدودیتهای دنیوی، مانند قضاوت و دعوا، جایی ندارند. در این فضا، همه چهرهها شاداب و بیغمی جریان دارند و جویها از شیر و عسل پرشدهاند.
هوش مصنوعی: این بینظیر در فصل پاییز همانند آفتابی است که در حال غروب است. احوال من نیز مانند آبی است که به خاطر خونم به جوش آمده و در بدنم همچون شتری در حال رقص است.
هوش مصنوعی: این موج خون را ببین که چگونه در حال رقص است، و دشت را پر از مجنونها ببین. و این لذت بیچون را ملاحظه کن که از شمشیر مرگ در امان است.
هوش مصنوعی: در این بیت، مولانا به تغییرات و تحولات زندگی اشاره میکند که حتی چیزهای مرده و بیارزش نیز میتوانند به زندگی و جوانی تبدیل شوند. او از مس، که فلزی بیارزش است، سخن میگوید که در شهر او به طلا تبدیل میشود و این جا به عنوان نمادی از تحولی شگفتانگیز در فضای معنوی و عاطفی به کار رفته است. به عبارت دیگر، در این شهر عشق و سکر، هر چیز میتواند به نعمت و بدلی خوب تبدیل شود.
هوش مصنوعی: شهر پر از عشق و شادی است و در اینجا هر مستی، جام شراب به دست دارد. در این جا از یک طرف نوشیدنی خوشمزه و از طرف دیگر، نهر شیر و عسل وجود دارد که نماد لذت و خوشی هستند.
هوش مصنوعی: در این شهر، یک سلطان حاکم است و این شهر پر از حکمت و دانش است. در آسمان نیز یک ماه وجود دارد، و این آسمان پر از زیبایی ماه و سیاره زحل است.
هوش مصنوعی: به طبیبان بگو که در آنجا (عالم معنوی) شما را کاری نیست و هیچگونه دلیلی برای مشکل وجود ندارد، زیرا در آنجا هیچ کس هیچ آسیبی نمیبیند.
هوش مصنوعی: در دریا نه قاضی، نه شحنه (پلیس)، نه حاکم شهر و نه بازپرس وجود دارد، بنابراین در این مکان دعوا، اختلاف و جدل به چه معناست؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چون نقطه نور سپهر آید ز حوت اندر حمل
پوشد چو جنت باغ را حالی و حلی و حلل
همچون ز نقض ار تنگ چین، گردد پر از سبزه زمین
همچون بهشت از حور عین، گردد پر از لاله جبل
بلبل برآرد غلغلی، چون بشکفد از گل گلی
[...]
زینسان که از هر موی خود زنجیر صد دل می کنی
مردن هم از گیسوی خود بر خلق مشکل می کنی
هم جان و تن مأوای تو، هم دیده و دل جای تو
ای از تو ویران خانه ها هر جا که منزل می کنی
بیرون میا در آفتاب، آزرده میگردد تنت
[...]
جان عرش ذات مستعان، دل عرش جان مستقل
حقمستویبرعرشِجان،جان مستوی برعرش دل
دلعرشوجان نورجلی،دل عرش وهُوذات علی
ازهوشده جان منجلی، وز جان شده دل معتدل
دل عرش روحانی بود،جان عرش رحمانی بود
[...]
ای طلعت زیبای تو عکس جمال لم یزل
وی غرۀ غرای تو آئینۀ حسن ازل
ای درۀ بیضای تو مصباح راه سالکان
وی لعل گوهر زای تو مفتاح اهل عقد و حل
ای غیب مکنون را حجاب زان گیسوی پر پیچ و تاب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.