نیست کاری به آنم و اینم
صنع پروردگار میبینم
صبر از تو نکرد دل، والله
نیست پروای عقلم و دینم
سخنی، کز تو بشنود گوشم
خوشتر آید ز جان شیرینم
در جهان گر دل از تو بردارم
خود که بینم، که بر تو بگزینم؟
کرمی کن، گرم بخواهی کشت
هم بدان ساعدان سیمینم
با عراقی، که عاجز غم توست
خردهگیری مکن، که مسکینم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و محبت الهی اشاره میکند و از بینیازی از دنیا و دلبستگی به خداوند سخن میگوید. او از دل پُرآشوبش که تحت تأثیر عشق الهی است، میگوید و بیان میکند که تحمل غم و درد فراق را ندارد. شاعر در پایان، با اشاره به خود، از دیگران میخواهد که او را به خاطر ناتوانیاش در عشق نکوهش نکنند.
هوش مصنوعی: من به این موضوعات و آن مسائل اهمیت نمیدهم و تنها آنچه را که از آفرینش خداوند میبینم، در نظر دارم.
هوش مصنوعی: دل من صبر نکرد و قسم به خدا، دیگر نه نگران عقل خودم هستم و نه دینم.
هوش مصنوعی: هر چه از زبان تو بشنوم، برایم دلپذیرتر است از شیرینترین چیزها.
هوش مصنوعی: اگر دل خود را از تو بگیرم، باید به چه چیزی توجه کنم یا چه کسی را انتخاب کنم؟
هوش مصنوعی: هرگاه بخواهی که من به تو خدمت کنم و کارهایت را انجام دهم، باید با مهربانی و محبت به من نزدیک شوی، زیرا من نیز توانایی این را دارم که در سختیها به تو کمک کنم.
هوش مصنوعی: با کسی که برای غم تو ناتوان است، خرده نگیر، زیرا من خودم در وضعیت ضعیفی قرار دارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من به خانه چرا نه بنشینم
توبه با صلاح بگزینم
سال و مه مستمند و غمگینم
بیش از این نیست راه و آیینم
روزها بر امید بنشینم
تا خیالِ تو را شبی بینم
پار در عید بخششم کردی
زآن خود امسال اثر نمیبینم
این همان موسم همایون است
من همان قلتبان پارینم
خواستم تا به پای بنشینم
در صف زیر جای بگزینم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.