تو عیش و ناز مرا از امیدواری پرس
ذلیل دوست شو و قدر من ز خواری پرس
به ذوق من نرسی زین جراحتی که تو راست
نشان لذتم از زخم های کاری پرس
ز فکر دوست سر پر غرور را چه خبر
ز رند بی سر و پا ذوق دوستداری پرس
نگاهداری خود شرط هوشمندان است
بیا به زمره مستان و رسم یاری پرس
امیدوار عطا در بهشت مغفرتست
ز لاابالی اجر گناه کاری پرس
چو مه به نیستی از دوست هست می گردم
ز من سعادت بیماری و نزاری پرس
سراغ راه ضعیفان درست تر گویند
ز دف مپرس به سیلی، ز نی به زاری پرس
به کام من نرسد چاشنی عزت او
ز من عیار فقیری و خاکساری پرس
رموز مل ز «نظیری » شنو که مست شده
کرشمههای گل از بلبل بهاری پرس


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز احساسات و امیدهای خود میپردازد. او از عشق و دوستی سخن میگوید و به اهمیت نگرش به زخمهای زندگی اشاره میکند که موجب لذت و یادآوری خاطرات میشود. او همچنین به این نکته اشاره میکند که دانایی در حفظ خود و انتخاب دوست به درستی از ویژگیهای هوشمندان است. در نهایت، شاعر از تنگدستی و فقر خود میگوید و میخواهد که دیگران از رموز زندگی و تجربیاتش آگاه شوند. این غزل به نوعی نشاندهندهٔ زندگی عاشقانه و تجربههای تلخ و شیرین شاعر است.
هوش مصنوعی: از امید و خوشبختیام بپرس که چطور زندگی و لذت میبرم، و از خواری و ذلت با دوستیام آشنا شو تا ارزش من را بشنوی.
هوش مصنوعی: اگر به حسّ و حال من نمیرسی، نمیتوانی بفهمی چقدر از درد و زخمهایی که کشیدهام لذت میبرم. برای درک این لذت، باید درباره زخمهای سخت من بپرسی.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این نکته اشاره دارد که کسی که در عشق و دوستی غرق شده، به غرور و خودکامگی فکر نمیکند. او از رند و بیسر و پا میخواهد تا از شوق و ذوق دوستی بگوید و نشان دهد که عشق واقعی فراتر از مسائل ظاهری و فخر فروشی است.
هوش مصنوعی: نگهداری از خود نشانهٔ خردمندی است، پس بیا به جمع دوستان بپیوند و راه رفاقت را بپرس.
هوش مصنوعی: امید به رحمت و بخشش در بهشت، به خاطر نداشتن مراقبت و بیمسؤولیتی در انجام گناه، پاداشی ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی که دوستانم را در کنار خود نمیبینم، مانند ماهی که در شب غایب است، احساس تنهایی میکنم. در این حال، به دنبال خوشبختی و حال خوبم میگردم، اما در عوض فقط از بیماری و بدحالی سخن میزنم.
هوش مصنوعی: از آنجا که صدای دف ممکن است به نظر بیاید که خوشلحن و شاداب است، اما در واقع نمیتواند بیانگر احساسات عمیق و واقعی باشد. بهتر است در جستجوی حقیقت و احساسات واقعی، به سراغ بیپناهیها بروی و از نی که صدایش غمگین و دردآور است، بشنوی.
هوش مصنوعی: چاشنی عزت او به دست من نمیرسد، از من بخواه که دربارهٔ فقر و خاکساریام بپرسی.
هوش مصنوعی: به سخنان شاعر گوش کن و بفهم که چگونه زیباییهای گل بلبل را شگفتزده کرده و او را به شیدایی واداشته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خرابی من از آن چشم پر خماری پرس
هلاک جانم از آن لاله بهاری پرس
ز زخم غمزه چه پرسی که در جگر چند است؟
ز صد فزونست، ولی زخمهای کاری پرس
غلام چشم توام، گر چه ناوک تو خوش است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.