عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود
مجنون از آستانه لیلی کجا رود؟
گر من فدای جان تو گردم دریغ نیست
بسیار سر که در سرِ مهر و وفا رود
ور من گدای کوی تو باشم غریب نیست
قارون اگر به خیل تو آید گدا رود
مجروح تیر عشق اگرش تیغ بر قفاست
چون میرود ز پیش تو چشم از قفا رود
حیف آیدم که پای همی بر زمین نهی
کاین پای لایقست که بر چشم ما رود
در هیچ موقفم سَرِ گفت و شنید نیست
الا در آن مُقام که ذکر شما رود
ای هوشیار اگر به سَرِ مست بگذری
عیبش مکن که بر سر مردم قضا رود
ما چون نشانه پای به گل در بماندهایم
خصم آن حریف نیست که تیرش خطا رود
ای آشنای کوی محبت صبور باش
بیداد نیکوان همه بر آشنا رود
سعدی به در نمیکنی از سر هوای دوست
در پات لازمست که خار جفا رود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و فدای جان برای معشوق سخن میگوید و میگوید که هیچ عیبی از طرف معشوق در حق او وجود ندارد، حتی اگر جفا کند. او خود را مجنون عشق میداند که برای معشوقش حاضر است فدای جانش شود و بر گدایی و دوری از معشوق افتخار میکند. شاعر به احساسات خود اشاره میکند و میگوید که در هیچ مقام دیگری احساس خوشحالی نمیکند جز در یاد معشوق. در نهایت، او از دوستان و آشنایان میخواهد صبوری کنند و به بالندگی عشق خود ادامه دهند، چرا که جفای معشوق را در این راه طبیعی میداند.
هوش مصنوعی: هرگونه بدی و بیرحمی از تو بر ما ایرادی ندارد، چون مجنون نمیتواند از درگاه لیلی دور شود.
هوش مصنوعی: اگر من جانم را برای تو فدای کنم، افسوس ندارد؛ گرچه کسی سرش را برای عشق و وفا بدهد، این امر طبیعی است.
هوش مصنوعی: اگر من گدای کوی تو باشم، این عیب ندارد که قارون، مرد ثروتمند، اگر به جمع تو بیاید، گدا شود.
معنی: زخمی تیر عشق اگر شمشیری در قفایش باشد، و آنگاه که از پیش تو عبور میکند، بدون ترس از آن شمشیر باز هم به عقب مینگرد؛ زیرا ترک تو به خاطر حفظ جان ممکن نیست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هوش مصنوعی: مرا افسوس میآید که پای خود را بر زمین بگذاری، زیرا این پا شایسته است که بر چشم ما گذاشته شود.
هوش مصنوعی: در هیچ شرایطی جز در زمانی که نام شما بر زبان میآید، حوصلهٔ سخن گفتن و شنیدن ندارم.
هوش مصنوعی: ای آدم هوشیار، اگر در حالی که مست هستی، بر سر کسی بگذری، ایرادی به او نگیر چون سرنوشت او به سمت دیگری ممکن است برود.
معنى: ما مثل نشانه و آماج که در گل فرو میکنند پایمان به گل فرو رفته است و دشمن کسی نیست که تیرش به خطا رود. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
هوش مصنوعی: ای دوست نزدیک در راه عشق، صبور باش؛ زیرا ظلم و بیعدالتی نیکوکاران نیز به سمت آشنا و دوستان میآید.
هوش مصنوعی: سعدی به خاطر محبت به دوستش از درِ خانه بیرون نمیرود، و این حقایق تلخ عشق را میپذیرد که در این مسیر ممکن است درد و رنج هم به سراغش بیاید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گر در جفا رود ره و گر در وفا رود
جان توست، جان تو از تو کجا رود؟!
بسیار سالها به سر خاک ما رود
کاین آب چشمه آید و باد صبا رود
این پنج روزه مهلت ایام، آدمی
بر خاک دیگران به تکبر چرا رود؟
ای دوست بر جنازهٔ دشمن چو بگذری
[...]
گیرم که از تو بر من مسکین جفا رود
سلطان توئی کسی به تظلم کجا رود
سوی تو چون سلام فرستم که باد را
پیرامن درت نگذارند تا رود
چندان دعای جان تو گوییم کز ملال
[...]
از دیده خونِ دل همه بر رویِ ما رَوَد
بر رویِ ما ز دیده چه گویم چهها رَوَد
ما در درونِ سینه هوایی نهفتهایم
بر باد اگر رَوَد دلِ ما زان هوا رود
خورشیدِ خاوری کُنَد از رَشک جامه چاک
[...]
بسیار سالها بسر خاک ما رود
کاین آب چشمه آید و باد صبا رود
بسیار صوف و چتر بتشریفها رود
کین پنبه آید وبکلاه و قبا رود
اینست حال جامه که دیدی بکازری
[...]
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.