گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ

چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ

ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر

ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ

چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی

از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ

تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی

گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ

از عشق تاجداران در چرخ او چو باران

آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ

ای مست هست گشته بر تو فنا نبشته

رقعه فنا رسیده بهر سفر به رقص آ

در دست جام باده آمد بتم پیاده

گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ

پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد

یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

تا چند وعده باشد وین سر به سجده باشد

هجرم ببرده باشد دنگ و اثر به رقص آ

کی باشد آن زمانی گوید مرا فلانی

کای بی‌خبر فنا شو ای باخبر به رقص آ

طاووس ما درآید وان رنگ‌ها برآید

با مرغ جان سراید بی‌بال و پر به رقص آ

کور و کران عالم دید از مسیح مرهم

گفته مسیح مریم کای کور و کر به رقص آ

مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است

اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن چاوشی » تک آهنگ های محسن چاوشی » برقص آ

وحید تاج » خانه ی غریب » تصنیف به رقص آ (دستگاه شور)

هژیر مهرافروز » دل قلندر » به رقص آ

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نهرجو نوشته:

درود بر مولوی بزرگ و محسن چاووشی عزیز . محسن جان خسته نباشی با کار زیبایی که ارائه دادی . بسیار لذت بردیم موفق باشی .

فریبرز نوشته:

اول از رو هم نمیتونستم بخونم، این محسن از کجا همچین ریتمی بش داده!؟
فکرشو بکنید حضرت مولوی این شعر رو میخونده و بای کوبی میکرده.
واقعا این اشعار گنجینه های اذلت گزیده اند.
هزاران دورود بر هر دو حضرت.

سید عارف هاشمی نوشته:

این آهنگ از روی یک سبک محلی افغانی به نام قرصک پنجشیری اقتباس شده…

امین کیخا نوشته:

کیا زشتی نکن اینجا جای نازک بینی و ادبمندی است .

امین کیخا نوشته:

اهنگ بی ازرمی به تو ندارم بزرگوارا ولی اگر می گفتی محسن جان حنجره ات طلا . بهتر بود و اگر بجای حنجره می فرمودی چاکنای دیگر فرهمند می نمودی و دل ما شاد و خرم می شد .

شکوه نوشته:

کیا سزاوار واژه سرگین پراکنی

شکوه نوشته:

غوشا پراکن هم میشود

شکوه نوشته:

زیف هم مناسبت مستقیم دارد با توکیا

دوست نوشته:

شاخ تر در اینجا به چه معنی هست؟؟؟

فریبرز نوشته:

بدن معشوقه یا بهتره بگم مخاطب مورد نظرش رو از نظر انعطاف پذیری به شاخه ی تر (یا میشه گفت ترکه) تشبیه کرده.
راستی دوستان چاوشی گفته:” این آهنک رو ابتدا برای سهیم بودن در شادی مردم و بعد برای ادای احترام به دوستان تاجیک و افغانستانیم ارائه دادم”
گویا پس از انتشار شاهکار ۱۳ از طرف این دوستان ابراز علاقه های زیادی به آقای خاص شده.
دوستای تاجیکی و افغانی، ما هم دوستون داریم.

نریمان نوشته:

درود بر محسن عزیز ه بسیار زیبا از اشعار سنتی پارسی استفاده میکند.

سعید نوشته:

ایول بر محسن چاوشی
واقعا این هنر محسن را نشون میده و نه چیز دیگه
بعد از شاهکار ۱۳ با این آهنگ من را سرحال آورد
درود بر محسن و دوستداراش

Hydrogen نوشته:

احسنت بر این همه خلاقیت

امین کیخا نوشته:

با سپاس از دوستانم در گنجور که زشتی کیا را ستردند . آری از زشتی کیا تنها پاسخ های ما ماند

ناشناس نوشته:

سلطان پاپ محسن چاووشی چه کرددددد !!!
عالییی بود… بی نظیره این بشر

علیرضا نوشته:

سلام به همه دوستانی که از محسن چاووشی تعریف کردن .
اما باید بگم من خیلی وقت پیش یه کار بهتر از هژیر مهرافروزز تو آلبوم دل قلندر شنیده بودم .
اون کار رو هم بهتر خونده و هم صداش قشنگتره . . .
حتما بخرید و گوش کنید .
ممنون

امین انصاری نوشته:

خدا به محسن چاووشی عزت و برکت بده واقعا جاش تو بهشته

CCX نوشته:

خیلی از محسن چاوشی عزیز متشکرم که از اشعار کهن فارسی مخصوصا مولانا استفاده می کنه
از وقتی که این اشعار رو با صدای ایشون گوش دادم به شدت علاقه مند شدم
کارشون خیلی بزرگ و با ارزشه
امیدوارم خدا پاداش این کار بزرگشونو بده
اگرچه شنیدم راجبشون بی انصافی میشه…

منتقد نوشته:

مشاهده شدن ِاوجِ «عرفی کردن امر قدسی» در این شعر و کار محسن آقای چاووشی که آن را دوبل کرده است و بل بیشتر…
:)

امین کیخا نوشته:

منتقد درود به شما میرچا ألیاده کتابی به همین نام دارد

FG نوشته:

چاووشی که معلومه خفن ترین پاپ خوان ایرانه از چیزای دیگه بگیم بهتره
راستی “چون یوسف اندر آمد مصر و شکر به رقص آ”ینی چی؟

مسیح نوشته:

می خواستم بدانم معنای مصراع دوم بیت دوم چیست. آیا همانگونه که آقای چاوشی می خوانند “دررو” با فتحه بر روی “د” درست است یا اینکه “در رو” با ضمه بر روی “د” به معنای کسی که صورتش همچون مروارید است

شمس الحق نوشته:

مسیح عزیز
ندانم آقای چاووشی چه میخواند لیک این دانم که درمصرع اول بیت سخن ازشیرمادر میراند پس این شیر همان شیراست که ازپستان مادر میجوشد وراه دَر رو یا راه خروج دارد .

شمس الحق نوشته:

بی سوادی حقیر را ببخشید ، اما خفن یعنی چه ؟

امین کیخا نوشته:

خفن لغتی است که در کوی و گذر ساخته و پرداخته شده است و معنی خوبی را می دهد که از درشتی و خشونت و اندامداری حاصل شده باشد مثلا یک ford suv خفن یا یک موسیقی راک خفن !

امین کیخا نوشته:

پر پیداست خفه هم ناگفته در لغتش دیده می شود یعنی زیبایی خفه کننده هم هست مثلا داف خفن ! یعنی دختر زیبا روی خوش لباس که زیبای اش ادم را خفه می کند !

امین کیخا نوشته:

پس خفن به نگاه من یعنی حسن و زیبایی که فاش و اشکار باشد خفه کننده باشد و نیز با خودنمایی نیز همراه باشد .

تاوتک نوشته:

شمس الحق جان کتابی داریم با عنوان فرهنگ شفاهی سخن تالیف محب الله پرچمی که اصطلاحاتی از این دست را میتوانید در آن بیابید هر چند میدانم که چندیست کتاب نمی خوانید امافکر کردم شاید برایتان مفید باشد چون دامنه اصطلاحات در حال فزونیست هر چند که زایش و اشتقاقشان محدود است وانگهی شاید هم مثل من فکر کنید و فرهنگ لغت ها را جز کتب محسوب نفرمایید به هر روی فکر میکنم برای شما کتاب مناسبی باشد .اما این همه عرض کردم که بگویم در این کتاب برای خفن دو معنی در نظر گرفته شده
۱)خیلی عالی
۲)خیلی ناجورو بد

تاوتک نوشته:

عزیزان از خفن خفن بازار را داریم که هم به معنی اماکنی که افراد خرابکار در آن زیاد است میباشد و هم به مراکز خریدی که اجناس شیک و گران قیمت میفروشند!!باور بفرمایید دوستان در کتابی که قبلا نام بردم در صفحه ۲۴۴ میتوانید بخوانید .برای خفن کش هم نوشته شده کسی که زیاد سیگار میکشد و یا کسی که کام سنگین به سیگار میزند..

شمس الحق نوشته:

از امین کیخا و تاوتک عزیز برای توضیح واژه جدید الورود خفن سپاسگزارم ، اما این ماجرای عشرت مرا افسرده و خسته کرد . پس از قدری استراحت خدمت خواهم رسید .

امین نوشته:

واقعا متاسفم که اینجور ستایش اهنگ سطح پایین اقای چاووشی را میکنید.
اقای چاووشی با این ریتم و طرز خواندن غزل رو نابود کرده.
بهتره این غزل رو با صدای اقای هژیر مهرفروز گوش کنید تا بفهمید موسیقی اشعار کلاسیک یعنی چی..
اهنگ باید درخدمت شعر کلاسیک باشه ولی متاسفانه اقای چاووشی تا کلمه ی رقص رو در شعر دیده سریع ریتم ۶/۸ ب ذهنش رسیده و مهنای ظاهریشو برداشت کرده البته توقعی هم از ایشون نیست چون باید ب بازار اهنگ توجه کنه نه عمق اهنگ.
امیدوارم شما هم با درک بهتری ستایش کنید
ممنون

ناکام کرد نوشته:

با سلام
اشعار مونا علیه الرحمه بیت به بیتش شاهکار ادبی است .
امّا انصافا محسن چاوشی هم این شاهکار را گل آذین نموده است .
هزاران آفرین و دست مریزاد . ولی ای کاش تمام شعر را خوانده بود .
بنده پیشنهاد می دهم که آقای چاوشی این شعر به صورت کامل با همان ریتم و آهنگ بازخوانی فرماید .

شمس الحق نوشته:

این ساعات از شامگاهان امروز که روز عاشورای ۱۳۹۲ شمسی است حقیر را بیاد یکی از دوردست ترین نوستالژی های دوران خردکی در سال های دهۀ ۱۳۲۰ شمسی در آن خانۀ قریب واقع در محلۀ قدیمی عودلاجان تهران و جنب کوچۀ سادات که به حسینه ای بنام سادات اخوی ختم میشد میافکند که در حیاط بیرونی آن خانه بر تخته های کوچکی شمعی می افروختیم و بر سطح حوض آب حیاط که با آب قنات حاج علیرضا انباشته بود رها می کردیم و با آوایی بس محزون ما بچه ها می خواندیم :
شام غریبان حسین امشب است امشب است ..
یادش بخیر .

امین کیخا نوشته:

شمس الحق فریارم( یار پرفر و شکوهم ) بپایی و بمانی و به پوران و دختان میهن بتابی.

ناشناس نوشته:

حقیقتاً متاسف شدم از اینکه دیدم سطح نظر کاربران عزیز اینقدر نازل و خُرد است که بجای پرداختن به شعری در این حد ابهت و عظمت سرگرم چانه زنی در مورد ریتم و آهنگ ترانه محسن چاوشی هستند.
ضمنا ابیاتی گزیده از این شعر سالهای سال پیش توسط آقای افتخاری در نهایت زیبایی خوانده شده بود.

شمس الحق نوشته:

حقیر که تا کنون صدای لابد دلفریب جناب چاووشی را نشنیده است و نمیداند کجا و چگونه باید آنرا شنید و اگرچه از این فیض بی بهره است اما ، از سخنان طنزآلود وای بسا کمدی دوست عزیزمان حضرت Anonymous حظّ بسیار می برم که درآغاز خیلی جدی اظهار تأسف میکنند از خردکی سطح نظر کاربران در ستایش آوای آن خواننده و بلافاصله داد سخن سر میدهند در مدح و نیکویی صدای این خواننده !! اما از آنجا که بستر این سخنان غزل دلاویز مولویست در تقابل با موسیقی ایرانی ، بناچار و بتکرار عرض میکنم که موسیقی ایرانی برای انتقال مفاهیم بلند شعر پارسی فاقد توان لازم است و آنچه که تا کنون کرده هم اگرچه نه صدای شجریان و ناظری و افتخاری و چاووشی ، که آوای ملکوتی و داوودی هم آنرا همراهی کند باز قادر به بیان بیش از میزانی اندک از دریای عظیم شعر و ادب و عرفان ایرانی نیست که جویباری باریک و تنگ است :
گفتم ای دل آینه کل را بجو - رو بدریا کار برناید زجو
شعر پارسی را یک ارکستر فیلارمونیک ۱۴۹ نفره باید و یک رهبر مجرب و گروه همسرایان [ کُر] و رقصندگان باله و خواننده قوی اوپرا تا راهی به دهی ببرد .

مهدی از فرانکفورد نوشته:

به نظر من این خیلی خوبه که اشعار اصیل فارسی رو زنده می کنن ولی این می تونه به نوعی تمسخر استاد بزرگ مولانا به حساب بیاد.هیچ معنی نداره که شعر با مفهومی مثل این با یک آهنگ شاد همراه بشه.

محمد نوشته:

گمان کنم در تنظیم برای آهنگ چنین شعر هایی نباید از هر سازی استفاده کرد و در ضمن من اگر یک غزل از مولوی را میخوانم یعنی دارم جهان بینی و اندیشه او را فریاد میزنم که شاید مخالف جهان بینی من باشه و نباد به اعتبار اسم مولوی که قریب به اکثر قبولش دارن بسنده کنم..باید به یک مرتبه ای از مولوی شناسی برسم(نمیگویم مولوی شناس شوم حداقل اندکی)

منتقد نوشته:

امین جان!
هنر اونجاست که بتونی اشعاری چنین را در قالبی نو و مردمی بیاری. درواقع جناب چاووشی با این کار و آلبوم ۱۳، تونست کمی مردم رو روی بیاره به ااشعار فراموش شده ی کلاسیک. حداقل در وسع خودش.
حالا هژیر هم رفته است خوانده است آنطوری. کدام بیشتر شنیده شده؟ بر فرض یکسان بودن مخاطب، کدام بیشتر تاثیر می گذارد و طیف های بیشتر رو به خوندن اشعار کلاسیک ترغیب می کنه؟
اینها باید در متن مردم بیاید. این روش عالیست…

امین کیخا نوشته:

درود به شما البته بسیار زیبا خوانده شده اند

رهنما نوشته:

اشعار عرفانی مولوی را چه کار به خوانندگان پاپ ،محسن چاووشی حتی معنی عمیق یک بیت این شعر را هم نمی تونه بگه ولی چون طرفداران واژگان رقص وخوش کمر و… زیادن همه میگن به به وچه چه و از اینجور حرفها آخه عزیز من چرا روح شعر وروح مولوی رو با این ریتم آهنگای کوچه بازاری خدشه دار می کنید چرا به ادبیات فارسی لطمه می زنید؟ و…

alireza نوشته:

لینک آهنگ اصلی و تصویریه افغانی که چاوشی آهنگ برقص آ روکپی کرد: http://uploadbaz.com/kxbfcwfxwgcf

حامد نوشته:

سلام، منظور از “گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ” چیست؟

حامد نوشته:

من اجرای هژیر مهرافروز بیشتر می پسندم. اجرای چاووشی متفاوت تر است. هر کس بنا به درکی که از زندگی دارد، ممکن است از این نوشته ی عرفانی حس و حال خاص خود را داشته باشد و نمی توان بر کسی خرده گرفت

محمد نوشته:

ای خوش کمر کجای شعر مولانا بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ناشناس نوشته:

تصاویر) رقص عربی شاهزاده انگلیسی

” بی چوب تر به رقص آ ”

آمد بهارِ اعراب
ای شاه نر به رقص آ
از “لیبی” و ” یمن” تا
“مصر” و”قطر” به رقص آ

دشداشه را به تن کن
وآن چفیه را به سر کن
شال وعبا بپوش و
در رهگذر به رقص آ

شمشیر را به کف گیر
ای شاهزادۀ پیر
در جشن رقصِ شمشیر
مثل فنر به رقص آ

طی شد اگر جوانی
جاری است زندگانی
ضعف کمر رها کن
با پا وسر به رقص آ!

با شیخ آل زائو
یا زاهد الریایی
با پشمک الخلیفه
ملا عمر به رقص آ!

در مایۀ”حجاز” و
در گوشۀ “همایون”
برخوان”ابوعطاء” و
با”شوشتر” به رقص آ!

دانی اگر نرقصی
رقصندگان زیادند
پس با جَمَل جَمالو
حتی دَمَر به رقص آ!

“راک اند رول” به رقص آ
“بابا کَرَم” به رقص آ
گر رقص خوش ندانی
بپـّر بپَر به رقص آ!

با کفش” تنگ “چینی
یا با “پوتین” و”نعلین”
با مادر”چاوز” یا
“بوش” پدر به رقص آ!

وقتی حقوق انسان
ای دوک نخ نما شد
با یک نفر شتر یا
با یک نفر به رقص آ!

درسبقت از عقاب و
خرس وخروس وپاندا
درراس با حمار و
عِجل و بَقَر به رقص آ

از شهر”هِرت”و”پِرت”و
از” چاد” تا ” میان مار”"
از”بورکینافاسو” تا
بحر خزر به رقص آ

در سطح قهرمانی
نرمش شده جهانی
با گرمکن تو در پارک
شب تا سحر به رقص آ!

بهر رفاه ملت
موزون نما تو حرکت
قبل از صدای سوت و
زنگِ خطر به رقص آ!

از باغِ سبزِ بی در
چون با کلید امّید
از جنگ چون به تدبیر
کردی حذر به رقص آ

وقتی که خطّ قرمز
شد خطّ فقر مردم
شایسته گر به مسند
شد جلوه گر به رقص آ

با دشمنان فرضی
یا دوستان قرضی
با راهکارِ کسبِ
سود از ضرر به رقص آ

بر پا چو شد مساوات
با جمعی از مقامات
رو با ونوس و ناهید
یا با قمر به رقص آ!

درسال اقتصادی
با همّت جهادی
با اهل فکر و فرهنگ
بی چوب تر به رقص آ!

“کیشو”

۱-ای شاخ تر به رقص آ مولانا دیوان شمس
http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh189
/
2-http://fararu.com/fa/news/180724/تصاویر-رقص-عربی-شاهزاده-انگلیسی

۳-رقصی که ۷ میلیارد دلار آب خورد!
http://www.parsine.com/fa/news/182168

یک روز پس از آن که پرنس چارلز ولی‌عهد انگلستان، با پوشیدن لباس های سنتی عربی در “رقص شمشیر” شاهزادگان سعودی شرکت کرد، بزرگترین شرکت تسلیحاتی انگلیس از نهایی شدن قرارداد فروش ۷۲ جنگنده ی تایفون به خاندان آل سعود خبر داد.

غفور شریفی نوشته:

درود بر حضرت مولانای بزرگ. مولانا ماورای انسان است!

ثمی نوشته:

شعر عالی و خواننده هم عالی و ریتمش هم عالی است

1101 نوشته:

یکی از فوق العاده ترین اثرهای جناب مولاناست درودبراو ومحسن چاوشی

مژگان نوشته:

دوست عزیز راهنما چطور میگویید محسن چاوشی حتی یک بیت از معنا را نفهمیده؟؟؟ آیا شما البوم من خود سیزدهم ایشان را شنیده اید؟ اگر توجه کنید به شعرهای این البوم که از اشعار قدیم و کلاسیک هستند میبینید که ایشان کاملا با شعرهای کلاسیک ازتباط برقرار کرده اند و کاملا معنای شعر را میدانند چون بقدری خواندن این شعرها سخت است که تا ما نتوانیم معنای انرا بفهمیم امکان نداره رو خوانی آنرا درست بخوانیم اساتید ادبیات فارسی از شیوه درست خواندن ایشان بسیار تعریف کرده اند.که این به فهم اشعار برمیگزده.شما شنلخت درستی از ایشان ندارید که اینگونه میگویید.این که در شادی مردم شریک بشیم اون هم با اشعار قدیمی چه اشکالی میتونه داشته باشه؟؟؟؟ من خودم توسط چاوشی با بسیاری از اشعار مولانا آشنا شدم و بسبار علاقه مند شدم و بسیاری از شعرهای دیگرش را هم با شوق و ذوق خوانده ام .از محسن چاوشی بسیار سپاسگزارن که نرا با مولانا شاعر بزرگ فارسی زبان بیشتر آشنا کرد.

شمس الحق نوشته:

حقیر کاری به این ندارد که اسم جناب چاوشی در این ۵۰ حاشیه ۱۰۰ مرتبه بیش از مولوی آمد ، لابد است که سزاوارش است ، ناز شصتش! اما نگاه کردم دیدم دریغ و درد که درست یکسال قبل یعنی آبان سال ۹۲ بود که حقیر آن یاداشت را تقدیم کردم و موسیقی ایرانی را کافی ندانستم که بتواند حق مطلب را ادا کند و گفتم ای کاش که بر این غزل و یا دیگر آثار مولوی اپرایی نوشته میشد و باله ای اجرا میگردید و ارکستری و … البته اینجا نه ولی گویا جایی دیگر هم این را تکرار کرده ام و موسیقی ایرانی را بیشتر برای سوگواری و گریه و زاری بسنده دیده ام که دوستان را خوش نیامده بود و بر من تاختند و کذا .. و من هم عهد کردم که دیگر این سخن بس کنم !! مثال آتش بس ! اما دوستان این غزل خود گواه صدق گفت منست و مولوی هم ! ملاحظه فرمایید در این غزل ۱۴ بار میگوید : به رقص آ ، مصر و شکر برقص آ ، ای شاخ تر برقص آ ، بی پا و سر ، ای خوش کمر ، جان پدر آ ، بی بال و پر … برقص آ !
و مگر من چه گفته ام ؟ موزیکی که رقص ندارد چگونه میتواند .. باله یکی از زیباترین رقص هاست و قسم میخورم که مولوی هم هنگام سرودن این شعر برقص آمده بود .. زیاده جسارت است و یک حرف بس است .

بهرام نوشته:

دید موسی یک شبانی را براه کو همی‌گفت ای گزیننده اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت
جامه‌ات شویم شپشهاات کشم شیر پیشت آورم ای محتشم
دستکت بوسم بمالم پایکت وقت خواب آید بروبم جایکت
ای فدای تو همه بزهای من ای بیادت هیهی و هیهای من
این نمط بیهوده می‌گفت آن شبان گفت موسی با کی است این ای فلان
گفت با آنکس که ما را آفرید این زمین و چرخ ازو آمد پدید
گفت موسی های بس مدبر شدی خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژست این چه کفرست و فشار پنبه‌ای اندر دهان خود فشار
گند کفر تو جهان را گنده کرد کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
چارق و پاتابه لایق مر تراست آفتابی را چنینها کی رواست
گر نبندی زین سخن تو حلق را آتشی آید بسوزد خلق را
آتشی گر نامدست این دود چیست جان سیه گشته روان مردود چیست
گر همی‌دانی که یزدان داورست ژاژ و گستاخی ترا چون باورست
دوستی بی‌خرد خود دشمنیست حق تعالی زین چنین خدمت غنیست
با کی می‌گویی تو این با عم و خال جسم و حاجت در صفات ذوالجلال
شیر او نوشد که در نشو و نماست چارق او پوشد که او محتاج پاست
ور برای بنده‌شست این گفت تو آنک حق گفت او منست و من خود او
آنک گفت انی مرضت لم تعد من شدم رنجور او تنها نشد
آنک بی یسمع و بی یبصر شده‌ست در حق آن بنده این هم بیهده‌ست
بی ادب گفتن سخن با خاص حق دل بمیراند سیه دارد ورق
گر تو مردی را بخوانی فاطمه گرچه یک جنس‌اند مرد و زن همه
قصد خون تو کند تا ممکنست گرچه خوش‌خو و حلیم و ساکنست
فاطمه مدحست در حق زنان مرد را گویی بود زخم سنان
دست و پا در حق ما استایش است در حق پاکی حق آلایش است
لم یلد لم یولد او را لایق است والد و مولود را او خالق است
هرچه جسم آمد ولادت وصف اوست هرچه مولودست او زین سوی جوست
زانک از کون و فساد است و مهین حادثست و محدثی خواهد یقین
گفت ای موسی دهانم دوختی وز پشیمانی تو جانم سوختی
جامه را بدرید و آهی کرد تفت سر نهاد اندر بیابانی و رفت

این شهر رو گذاشتم تا کسانی که خرده به دیگران میگیرن و فکر میکنن خودشون بهتر از همه میفهمن و به چاوشی و احساس دیگران توهین میکنن هرکسی اختیار داره شماهم داری ژس سعی کن …

بهرام نوشته:

وحی آمد سوی موسی از خدا
بندهٔ ما را ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی
یا برای فصل کردن آمدی
تا توانی پا منه اندر فراق
ابغض الاشیاء عندی الطلاق
هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام
هر کسی را اصطلاحی داده‌ام
در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم
ما بری از پاک و ناپاکی همه
از گرانجانی و چالاکی همه
من نکردم امر تا سودی کنم
بلک تا بر بندگان جودی کنم
هندوان را اصطلاح هند مدح
سندیان را اصطلاح سند مدح
من نگردم پاک از تسبیحشان
پاک هم ایشان شوند و درفشان
ما زبان را ننگریم و قال را
ما روان را بنگریم و حال را
ناظر قلبیم اگر خاشع بود
گرچه گفت لفظ ناخاضع رود
زانک دل جوهر بود گفتن عرض
پس طفیل آمد عرض جوهر غرض
چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز
سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
آتشی از عشق در جان بر فروز
سر بسر فکر و عبارت را بسوز
موسیا آداب‌دانان دیگرند
سوخته جان و روانان دیگرند
عاشقان را هر نفس سوزیدنیست
بر ده ویران خراج و عشر نیست
گر خطا گوید ورا خاطی مگو
گر بود پر خون شهید او را مشو
خون شهیدان را ز آب اولیترست
این خطا را صد صواب اولیترست
در درون کعبه رسم قبله نیست
چه غم از غواص را پاچیله نیست
تو ز سرمستان قلاوزی مجو
جامه‌چاکان را چه فرمایی رفو
ملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
لعل را گر مهر نبود باک نیست
عشق در دریای غم غمناک نیست

یغما نوشته:

با سلام
درخواست راهتمایی از اساتید ارجمند
در بیت اول آیا ” بهار جانها ” خطاب به “شمس” است ؟
دیگر اینکه رابطه یوسف و شکر چیست ؟ یا رابطه مصر و شکر چیست ؟

شمس الحق نوشته:

یغما جان این اساتید که می فرمایی کار پاسخ دادنت را مشکل میکند ، ای بسا که در اذهان کسانی واژۀ تفاخر و تکبر بیافریند ، لذا حقیر همچون شاگرد کودنی که درس خود پس میدهد عرض میکنم که اینکه بهار جانها خطاب به شمس است ، هم آری و هم نه ، خطاب به شمس نباشد اما ، بعلت رسیدن خبر آمدن شمس است ، یوسف با شکر را رابطه ای نه ! که یوسف با مصر مرتبط است و شکر نیز با مصر رابطه ای ندارد ، شکر سمبل شیرینی است و جشن و شادی و رقص . انشاءالله کفایت کند .

شمس الحق نوشته:

جناب بهرام خان قطعه شعر موسی و شبان را برای چه و برای که مرقوم فرموده اند ، نکند حقیر را سرزنش میکنند ؟ والله من هنوز صدای ای آقای چاوشی را نشنیده ام و نمی دانم چگونه باید شنید ، پس چگونه میتوانم به ایشان و احساس دیگران توهین کنم برادر عزیز من

یغما نوشته:

جناب شمس الحق
بزرگوارید. ممنون از راهنمایی شما

زینت نوشته:

من از محسن چاوشی و صداش متنفرم. نوعی ابتذال همیشه تو صدا و آهنگ هاش هست. حالا کسانی که به طرفداری از چاوشی داد آزادی بیان و تنوع سلیقه سر می دن می تونن بیان بگن به چه حقی از چاوشی بد گفتی!

مهدی نوشته:

محسن چاوشی ریتم و آهنگ قشنگی برا این شعر قشنگ ساخته اگه بقیه ی خواننده ها هم همین کار را میکردن مطمئناً همه شعر های شاعر ها را مردم بهتر و زود تر حفظ میشدن

سینا نوشته:

مولانا را از طریق محسن چاوشی شناختم.درود بر او

رضا نوشته:

باسلام .
معنی بیت آخر چیه؟
مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است

اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ

شمیسا نوشته:

حتی تصور یک لحظه از آن «آن»ی که مولانا این شعر را دریافت کرده، وجود را به رقص می آره!….وه که چه آتشی در وجود این بشر زبانه می کشیده…… هژیر مهرافروز حق این شعر را به زیبایی ادا کرده.
http://www.iransong.com/g.htm?id=35524

امیرحسین نوشته:

سلام دوستان
درسته که ریتم غزل در این شعر رعایت نشده ولی اصل مطلب این است که الآن خیلی ها به این شعر علاقه مند شدند و شعر و ادب فارسی زنده شد با این شعر چون خیلی افراد دنبال شعر مولانا آمدند و علاقه مند شدند ! که اصل موضوع هم همین است نه ریتم و انتخاب بخش های گوناگونش …
این شعر در تلویزیون در سریال شمعدونی هم پخش شد که محبوبیت مولانا و چاووشی به یقین ۲برابر می شه

امیر نوشته:

محمد جان بیت پنجم مصرع دوم به این واضحی.
رهنما جان چرا سعی در خراب کردن سبک آقای چاوشی دارید؟این سبک کوچه و بازاری است؟با ذکر دلیل حرف بزنید.اگر به این صورت باشد که هیچ سبکی در مرتبه ی اشعار کهن پارسی نیست.

شعله نوشته:

درود بر دوستان گرامی
همانطور که می‌دونید مطالبی که مولانای عزیز در قالب غزل و مثنوی گفتن، در حقیقت عصاره‌ی معنوی سرزمین ماست و معنایی ورای سرگرمی و … داره و در حقیقت باید به این سمت و سو سوق پیدا کنه که با خوندن این غزل‌های لطیف جان به شوق دربیاد. و بازم شما سروران بهتر می‌دونید که هر کسی به فراخور سطح هوشیاری و حضورش درکی از این سرمایه‌ی عظیم خواهد داشت. ضمن اینکه باید به دوستانی که نگرانیشون را از خوندن این اشعار به شکل کوچه بازاری ابراز داشتند؛ عرض کنم که خیلی هم جای نگرانی نیست و این تجربه‌ی شخصی منه که وقتی یک غزل را که به نوعی تونستم با اون ارتباط برقرار کنم بارها و بارها تکرار کردم و خوندم و یا شنیدم گویی معنای عمیق اون برام با هربار خوندن و شنیدن باز و باز تر شده و حتما خوندن و شنیدن این غزل با ریتم خواننده‌ی پاپ هم می‌تونه تا حدی تاثیر خودش را داشته باشه. گرچه معتقدم همراه شدن ابیات مولانا با موسیقی خوب ایرانی با صدایی مثل آوای استاد نازنینم شجریان عزیز یه چیز دیگس و انسان را به خدا می‌رسونه. سپاس

محمد از اصفهان نوشته:

باسلام. این اثر خاطره انگیز علیرضا افتخاری با آهنگسازی محمدجلیل عندلیبی و نی نوازی محمدعلی کیانی نژاد را هم از سایت شب عاشقان بشنوید و محظوظ شوید:
http://shabeasheghan.ir/%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B5-%D8%A2-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C

سید محمد نوشته:

با سلام جناب اقای محمد شما که یک بار رقبت نکردین همین شعر رو بخونید چرا در باره اهنگ های فوقالعاده نظر میدین ؟ ای خوش کمر برقص آ رو یکم درست بخونید میبینید
در آخر اهنگ های آقای چاوشی بسیار جذب کننده اشعار ایرانی است مثل البوم ۱۳ که بسیار زیبا بود. وهمچون اهنگ ظهر عتش که از شعر بسیار زیبا و تاسیر گذار آغاسی گرفته شده من بهتون توصیه میکنم ک گوش کنین
آقای چاوشی واقعا هنر به خرج میدن ک این اشعار رو زنده میکنن هرچند ک میشه گفت تعداد انگشت شماری از خواننده های پاپ تین گارو میکنن

حمید نوشته:

آمد بهار جانها
ای شاخ تر به رقص آ
ای شاخ تر به رقص آ

بهار جانها همین دمیدن هستی است
همین بودن است
که هر لحظه از سرچشمه‌ی زندگی به نیستی سرازیر می‌شود و نیست را هست می‌کند

پس هر لحظه بهار است
روحبخش و هستی ساز

با درک این واقعیت بزرگ، شاخه‌های تر و تازه از جان و دل جهان سربرمی‌کشد
این شاخه‌ها در وزش بهاری لحظه‌ها به رقص درمی‌آیند
خواه این وزش چون نسیمی ملایم باشد یا چون تندبادی سهمگین، برای شاخه‌های تر یکسان است
آنها به رقص شادمانه‌ی خویش ادامه می‌دهند

اما خارهای خشک و شاخه‌های پیر، سر سازگاری ندارند
تغییر برایشان پریشانی است
نرمی و لطافت از دست داده‌اند و مغرورانه، بلکه وحشتزده به آنچه که دارند و آنچه که هستند چنگ درآویخته‌اند

وزش هر نسیم و دگرگونی‌های هر لحظه برای شاخه‌های خشک کابوس نابودی است
ولی وزش تندبادهای سهمگین برای شاخه‌های تر چیزی نیست مگر فرصتی دیگر برای نمایش رقصی یگانه، بی همتا و شگفت انگیز
زیرا هستی هرگز دو لحظه‌ی یکسان ندارد

آیا به راستی کدامیک پایدارترند؟
شاخه‌های خشک و ترسان؟
یا شاخه‌های تازه و رقصان؟
انعطاف‌پذیری و سازگاری خلاقانه با هستی؟

یا ستیزه جویی، ترشرویی و قهر با هستی؟

انتخابش با ما است …
پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد
یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

کورش نوشته:

دوستان عزیز لطف کنید دست از این تعصب بی جا بردارید. از یک سو کسانی که شعر کلاسیک را تو سری می زنند و و تازگی ها شعر کلاسیک را شعر هم نمی دانند به ادبیات پارسی آسیب می رسانند، از سویی دیگر برخی متعصب ها با اندیشه های منجمد که حتی این را متوجه نیستند که خوانده شدن اشعار کلاسیک توسط خواننده های تازه با سبک های تازه باعث گرایش بیش تر مردم به ادبیات کهن پارسی می شود
دست بردارید.
خدمت بزرگی که چاووشی به ادبیات پارسی کرده روشن است. او کسانی که شعر را فلان شعر نو و سپید و.. می دانسته اند را با شعر راستین یعنی شعر کلاسیک و دارای وزن و قافیه و درونمایه ی ژرف آشنا کرده.

فاطمه نوشته:

اقای چاوشی شما چه ریتمی دادید اصلا این ریتم به این شعر نمیخوره بله اکثرا میگن که ای به اصطلاح اهنگی که شما تولید کردید عالیه ولی کسانی که همچین کامنتی میده اهنگ رو درک نمیکنه حضرت مولوی خیلی زیبا این شعر رو سروده و نباید همچین چیزی میشد

محمدباقر نوشته:

ببخشیدا ولی خیلی نفهمید که میگید نباید این شعرو به ترتیب آهنگ در می آوردند . من همین شعر رو با چند تازه حذفی آهنگش کردم. البته از روی آقای چاوشی هم تقلید کردم. آهنگ برقص آ خیلی شاد و زیباست.

محمدباقر نوشته:

خیلی آهنگ برقص آ قشنگه شعرشم خیلی قشنگه. من که خیلی خوشم اومد

محمد از اصفهان نوشته:

سعدی فرماید: کاروانی شکر از مصر به شیراز آید، اگر آن یار سفرکرده ما بازآید. کَفَر شکر نام شهری است در مصر و مصر به عنوان سردمدار صنعت شکر تصفیه شده در دنیا با قدمت بیش از ۱۱۰۰ سال.

عارف نوشته:

این غزل ۸۰۰ سال خاک خورد

کمال نوشته:

باسلام
این غزل راآقای محسن چاوشی درآلبوم به اجراگذاشته است،
که زیباوشنیدی میباشد.
بنده این غزل زیبارابادوستان به اشتراک گذاشته ام.

امیر مسعود نوشته:

سلام واقعا این شعر عالی هست من هربار که میخوانم لذت میبرم .

دوستان من این اهنگو با صدای اقای چاوشی گوش دادم فکر کنم بیشتر برای ریتمیک بودن شعر و شاد بودن شعر خوانده شده اصلا عظمت این شعر به خوبی نمایان نکرده است .

بیژن غ نوشته:

در بیت دوم دررو به معنای فرار کن است. یعنی جایی که شیر مادر است به شیرجوش نیازی نیست. ای شیرجوش دررو

مریم نوشته:

دوستان دقیقاً می‌ش «گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ» و «ای شیرجوش دررو» را معنی کنید؟

شهریار نوشته:

۱- مصر از قدیم به صادرات شکر معروف بوده و چون چندین منطقه دیگر در مناطق عرب نشین و آفریقا و حتی ایران نام مصر داشته اند، کلمه شکر معرف آن مصری است که داستان یوسف در آن اتفاق افتاده. پس ظاهراَ « مصر شکر» صحیح تر از « مصر و شکر» است . وزن شعر هم بهم نمی ریزد و امکان اشتباه کتابت زیاد است.
۲- ظاهراَ «گر نیستی تو ماده چون شیر نر به رقص آ» صحیح است و معنی شعر را آشکار می کند و آسیبی هم به وزن شعر نمی زند. امکان اشتباه در کتابت هم وجود دارد.

محمود دهقان نوشته:

اساتید ادبیات گفتند که این شعر در مدح علی اکبر و زمان زرم در میدان کربلا رو توصیف میکنه که حضرت امام حسین این اشعار رو خطاب به علی اکبر میخونه

تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی

گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ

یا این بیت

پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد

یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

اشاره به میدان رزم و بازگشت علی اکبر به سمت امام حسین رو ذکر کرده

بیخود نیست که اشعار مولوی پر از رمز و رازه و در نگاه اول به طرب و شادی میماند…..

اسدالله شفیغ نوشته:

تک اهنگ محسن چاوشی اصلا کاپی از آهنگ ” صدیق شپاب اواز خوان افغانی ” است که به ریتم ” قرصک ” که یک روش سرود خوانی بومی مردمان ” پنجشیر” است اجرا گردیده است.غزل حضرت خداوندگار نیز با این روش عالی اجرا گردیده

امیر حسین نوشته:

برای این شعر استاد افتخاری هم اوازی خونده اند لطفا برای دوستاران قرار دهید

محمد (اصفهان) نوشته:

هرکسی از ظن خود شد یار من/از درون من نجست اسرار من

ویژگیهای اشعار قدما بخصوص مولانا و پیچیدگی آن در عین ظاهری ساده، مخاطبان را به وادی تفسیر میکشاند. به اعتقاد اینجانب بهتر است ابتدا معنی ظاهری شعر را متوجه شد و بعد به تفسیر منظور شاعر پرداخت:

گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ: اگر تو مادی نیست، برمبنای (قدرت) آن شاه نر (به وجود آورنده ات) به رقص آ.
ای شیر! جوش، در رو: ای کسی که مانند شیر هستی، در جوش و خروش بیا! (از خودت) فرار کن.

دو بیت زیر هم کاملا به داستان یوسف و زلیخا و سپس بازگشت یوسف به سوی پدر اشاره دارند:
تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی/ گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ
پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد/یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

بالاخره،
مصر و شکر به رقص آ: شادمانی اهالی مصر و (هرچیزی که) مبنای شیرینی است، میتواند منظور شاعر باشد.

این هم لینک تصنیف استاد افتخاری (تکرار):
http://shabeasheghan.ir/%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B5-%D8%A2-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C

محمد (اصفهان) نوشته:

ای شاه! عشق پرور، مانند شیر مادر/ای شیر! جوش، در رو، جان پدر به رقص آ

nima نوشته:

آقای امین که موسیقی آقای چاوشی رو بی ارزش میدونین، خودتون چیزی از موسیقی سر در میارید که این حرفو میزنین؟

سپیده نوشته:

سلام
درک بنده از شعر حضرت مولانا
این شعر برای پیر فرزانه شمس تبریزی سروده شده
امد بهار جانا،اشاره به امدن شمس دارد که مولانا امدن او را برای خود همچو بهاری میداند که شعور انسانی را شکوفا میسازد،ای شاخ تر اشاره به حضرت مولانا که به خود می گوید شاد باش که لحظه وصال جان با جان رسید جان خود را همچو شاخه تر میداند که نیاز به شکوفای دارد ،حقیقتا مولانا ان فقیه بزرگ در وجود شمس چه می بیند که از این تعابیر زیبا استفاده می کند،و او را استاد جان ها معرفی می کند ،مولانا شیخ شهر و واعظ صاحب عابرو بعد از اشنای با شمس ریاضت های نفسانی را به پیروی گفته شمس کنار گذاشته و در کوچه های قونیه رقص می کردند،وشمس تبریزی دریچه جدید را به روی مولانا باز می کند ،مولانا جسته لاغری داشتن به جهت عبادت و روزه های طولانی که شمس تبریزی برای وصال به حضرت دوست رقص سماع را پیشنهاد می کند ،

کانال رسمی گنجور در تلگرام