گنجور

حاشیه‌ها

حمید رضا آزاد در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۰:

همانگونه که از شاعر و عارف جلیل القدر، ابو سعید ابوالخیر انتظار مصراع نامناسب و نامربوط نمی توان داشت، از این دو بیتی بی نظیر نیز به راحتی عبور نکردم تا به عمق معنی آن غور نکردم. متاسفانه در تمام کتب و دیوان های مربوط به اشعار این بزرگوار، این مصرع یعنی مصرع دوم به اشتباه نوشته شده است. و صحیح اینگونه است. در وی رخ شاهدان خود بین عجب است. یعنی از عجایب آیینه دل این است. که در مصراع چهارم باز تاکید موکد کرده. امیدوارم روح آن بزرگوار از این حقیر رضا گردد.

 

رسا در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۱۰ در پاسخ به امید رضایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰:

احسنت

 

رضا محمدیان فرد در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند

جُرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

 

حال دلم خوب

علیرضا بدیع در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸:

مصراع دوم را اصلاح فرمایید.

عارف در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ خیام » نوروزنامه » بخش ۲ - آغاز کتاب نوروز نامه:

سلام.

متوجه یک‌ غلط نگارشی شدم.نوشته آید:

... نوریست از نورها ایزد تعای ..‌.

که به نظر می رسد می خواسته اید اینگونه بنویسید:

... نوریست از نورهای ایزد تعالی ...

ع.ر.گوهر در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » مقدّمهٔ رفاء » بخش ۱ - مقدّمهٔ رفاء:

بسیار عالی

Mohammad در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸۹ - مادر می:

وجود شاهنامه های پیش از فردوسی و نیز بررسی اشـعار باقیمانـده از شـعرای آن روزگار، و روایتهای کتبی و یا شفاهی که در میان مردم رواج داشته و اشاراتی کـه در برخی از منابع تاریخی آن دوره دیده میشود و نیز تلمیحاتی که منبع آنها شاهنامه فردوسی نیست و یا بـا آن اخـتلاف دارد، حکایـت از رواج و انتـشار داسـتانهای باستانی و روایات ملی و اساطیری در آن دوره دارد و از میان رفـتن دیـوان اشـعار شاعران این دوره اگرچه شواهد موجود در اشعار شاعران این دوره را کمرنگ کرده و به حداقل رسانیده است اما همین شـواهد انـدک از حیـث نـشان دادن بازتـاب اینگونه روایات و اشارات در اشعار شاعران پیش از فردوسـی از اهمیـت بـسیاری برخوردار است در اشعار باقیمانده از رودکی گاهی به قهرمانان ملی و شخـصیتهای اسطوره ای برمیخوریم از قبیل رستم دستان و اسفندیار روئین تن و ... گاهی نیز ردپای برخی از باورها از قبیل باورهای نجومی که شالودة اساطیری دارند و یا افـسانه«گاو و ماهی» و نیز اسطوره آسمان و زمین دیده میشود.

فصلنامة بهار ادب

سال اول – شمارة دوم – زمستان 87

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

چو خاکستر به اخگر می نهم پیوسته پهلو را

محتسب زاهد در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:

باسلام بر دوستان ادیب و فرهیخته ام

به لحاظ تاریخی آیا این غزل بر غزل شماره۱۸ حضرت حافظ، تقدم زمانی دارد یا تاخر؟

در این غزل ، حضرت حافظ تعزیت مرگ دختر رز را اعلان میکند ودر غزل ۱۸، خدای را سپاس میگوید که در ایام فرقت دختر رز ، به وی گزندی نرسیده است ، کدام غزل بیانگر عاقبت دختر رز است؟

محتسب زاهد در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

باسلام خدمت دوستان عالم وادیب و فرزانه

آیا این غزل نسبت به غزل ۲۰۲ حضرت حافظ، تقدم تاریخی دارد یا تاخر؟

در این غزل، حضرت حافظ، شکر میکند که فراق، لطمه ای به دختر رز وارد نکرده در حالی که در غزل ۲۰۲ نامه ی تعزیت دختر رز را اعلان میدارد

عاقبت دختر رز کدام است؟ وصال و برون شدن از پرده یا مرگ و سوگواری وی؟

آیا سوگواری حافظ در غزل ۲۰۲، مربوط به همان ایام گم شدن دختر رز که در غزل ۱۵ اشاره میکند است؟ یا بار دیگر این سوگ به واقع رخ میدهد؟

به لحاظ تاریخی چه برداشتی صحیح است

Nadim Najimi در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:

دورد به دوست داران خیام!

منعی این رباعی، انتقاد از خرافات و اعتقادات بی‌پایه و اساس است. خیام در این رباعی، به دو باور رایج در زمان خود اشاره می‌کند:

باور به اینکه زمین بر شاخ گاوی قرار دارد. باور به اینکه جهان در دو طبقه آسمان و زمین تقسیم شده است.

خیام در مصرع اول و دوم، به این دو باور اشاره می‌کند و در مصرع سوم، مخاطب را به تفکر و خردورزی فرا می‌خواند. او می‌گوید که اگر با چشم خرد به جهان بنگری، می‌بینی که این باورها بی‌معنی و پوچ هستند.

در مصرع آخر، خیام می‌گوید که در زیر و بالای این دو گاو، چیزی جز خر وجود ندارد. این اشاره به افرادی است که به این خرافات اعتقاد دارند. خیام معتقد است که این افراد، خرد و عقل خود را از دست داده‌اند و مانند خر، تنها به دنبال پیروی از باورهای دیگران هستند.

در مجموع، این رباعی، بیانگر نگاه انتقادی خیام به خرافات و اعتقادات بی‌پایه و اساس است. خیام معتقد است که انسان باید با خرد و عقل خود، به جهان بنگرد و از پیروی کورکورانه از باورهای دیگران خودداری کند.

در اینجا چند نکته دیگر در مورد منعی این رباعی می‌توان اشاره کرد:

استفاده از واژه «گاو» در این رباعی، نمادین است. گاو، حیوانی است که در فرهنگ ایران، نماد قدرت و استحکام است. خیام با استفاده از این واژه، می‌خواهد نشان دهد که این باورها، چقدر بی‌پایه و اساس هستند. استفاده از واژه «خر» در این رباعی، نیز نمادین است. خر، حیوانی است که در فرهنگ ایران، نماد حماقت و نادانی است. خیام با استفاده از این واژه، می‌خواهد مخاطب را به تفکر و خردورزی فرا بخواند.

این رباعی، یکی از مشهورترین رباعیات خیام است و به خوبی، نگاه انتقادی او به خرافات و اعتقادات بی‌پایه و اساس را نشان می‌دهد.

یگلن در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » عارف نامه » بخش ۹:

بیت پانزده ایرج اشتباه میگوید که کسی از کتاب نمیهراسد، امروز میبینیم که بعضی از حضرات از کتاب وحشت دارند.

دکتر حسن منعم در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۰۳ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

با درود سلام و افتخار از حضور در جوار حافظ دوستان 

در حاشیه "ما نمیخواهیم ننگ و نام را "

فکر میکنم حافظ فقط به عوام فریبان نظر نداشته که نام ننگ را به همراه دارند ، بلکه حتی نام نیک را نیز محدود کننده سیر تکامل انسانی دانسته 

چه عشق زمینی و چه عشق آسمانی 

از آنجا که هر گاه شهرت وارد شود عنان از کف خواهیم داد 

و حافظ را اعتقاد بر این است که " تو خود حجاب خودی حافظ از میان بر خیز" و در این سیر و سلوک نباید خویش را بزرگ بپنداریم و بزرگ بدانیم ، چرا که سنگی است از برای نشدنمان

 

ضمنا تقدیر فراوان از استاد رضای عزیز که معلوماتش از مکنوناتش الهام گرفته و به یاریمان آمده

علی محققیان در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۰۰ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۳:

درود و سپاس از شما دوست عزیز بابت وقت گران بهاتون و آگاهی های که به اشتراک گذاشتید.

بسیار از متن شما لذت بردم و امیدوارم توان به عمل دراوردن پند ها و نکات باشم. 

 براتون قلبی سرشار از نور و عشق الهی رو آرزومندم.

در پناه حق باشید.

علی محققیان در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۳ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۳:

درود و سپاس از شما دوست عزیز بابت وقت گران بهایی که گذاشتید و مرا از دانش وآگاهی هاتون بهره مند ساختید.

امیدوارم قلبتون همواره سرشار از نور و عشق و آگاهی الهی باشه. 🙏🏻🌿🕊

محمد حسین در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳:

خورشید لَمعه ایست ز نور ولایتش***صد چشمه حیات و دو صد حوض کوثر است

 

خورشید در برابر نور او یه پرتو کوچک هست

محمد حسین در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳:

بسیار زیبا:

هر ماه ، ماه نو به جهان مژده می‌دهد

یعنی فلک ز حلقه به گوشان حیدر است

محمد حسین در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲:

رأی او خورشید تابان خصم او خاشاک ره

کی شود از مشت خاشاکی مکدر آفتاب

یوسف محمدی در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۵۵ در پاسخ به سیدمحمد دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

وقتی سعدی اینگونه از عاجزانه از معشوق می‌گوید چطور می‌شود زن ستیزی داشته باشد! بعضی از واژگان بیشتر جهت فهم موضوع بکار می‌روند مثل نامردی کردن! در اینجا منظور جنس نر نیست!

سفید در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:

 

گر رود دیده و عقل و خرد و جان، تو مرو

که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو... 

 

تو مرو گر بروی جان مرا با خود بر...

 

۱
۸۰۶
۸۰۷
۸۰۸
۸۰۹
۸۱۰
۵۶۹۴