گنجور

حاشیه‌ها

Elham Khani در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۲ - الحكایة و التمثیل:

ناموس:ریا

Elham Khani در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۲ - الحكایة و التمثیل:

عنفی:قهر

Elham Khani در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۲ - الحكایة و التمثیل:

ذوالنون :زاهد زمان خود

Elham Khani در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۱ - المقالة التاسعة:

جف القلم :قلم خشک شد.

Elham Khani در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۱ - المقالة التاسعة:

قلم در واقع داره تقدیرت رو مشخص میکنه.

Elham Khani در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۱ - المقالة التاسعة:

صریر :صدای قلم روی کاغذ را گویند.

Elham Khani در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۱ - المقالة التاسعة:

ملهم لوح دلی نقاش غیب: انگار هرچی بر دل تو الهام میشه میاد تو این قلم.

Elham Khani در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۱ - المقالة التاسعة:

اب حیات : جاودانگی

 

Elham Khani در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۱ - المقالة التاسعة:

زفان:زبان

شبه:سنگ سیاه و‌سفید است ؛منظور اینجا تو وارد سیاهی جوهر میشی و برای ما نور و اگاهی می اوری.

Elham Khani در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش نهم » بخش ۱ - المقالة التاسعة:

انتقاد:جداکردن کاه از دانه

فرهود در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ سید حسن غزنوی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۹۰:

گرانی بِبَرَم

یعنی زحمت کم کنم

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

با درود و آفرین فراوان

از نگاهِ حافظ دو کَس شایسته ستایش و تقدیر هستند, رند و درویش.

رند کسی است که دارای درونی پاک و بی آلایش ولی ظاهرا بدنام در جامعه مخصوصا جوامع سنتی و دینی, که با مرور زمان و تغییر شرایط اجتماعی ارزش آنها پدیدار می شود. رند تمامِ تلاش خود را می کند تا از تمامی لذائذ و خو شیهای دنیا بهره کافی ببرد البته بدون آزردن و جور و ستم به دیگران! نمونه های برجسته و بارز آن خود حافظ و ... 

درویش با همان صفایِ درونیِ رند است ولی گمنام! دردسرها و درگیری های رند را ندارد. درویش از عیش ناچیز دنیا صرف نظر کرده و وقت و انرژی خود را صرف خدمت به دیگران از آدمیزاد گرفته تا حیوانات و طبیعت و.... می کند. ظاهرا عیش و لذت آنها در کمک به دیگران خلاصه می شود و بس!

به قول سعدی: درویش باش و ندیمِ سلطان!

شاید برجسته ترین نمونه اساطیری درویشان, گرمایل و ارمایل بودند که خود را آشپز کاخ ضحاک کردند تا بتوانند روزی یکنفر را نجات دهند.

خورش خانه یِ  پادشاهِ  جهان

گرفت آن دو بیداردل  در نهان

 

در پایان, می توان این گونه نتیجه گرفت که تمامی صاحبان مشاغل و شرکت ها که با وجود زیان ده بودن, تنها بخاطر کارگران خود و خانواده های ایشان, فعالیت اقتصادی خود را ادامه می دهند, همگی درویش هستند!

در این بازار اگر سودی است با درویشِ خرسند است

  خدایا  منعمم  گردان  به  درویشی  و  خرسندی

 

ابوغرب> میسان> عراق {۱۶ ژانویه ۲۰۲۴}

بهرام مهتدی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۲۴ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):

  سلام به همه دوستان و تشکر از مدیر سایت که این گفتگو را باز نگه داشتند .

کلام اول  با عزیزانی که تمسخر فرموده و هجو سرایی نموده اند . خود نیک میدانند که تمسخر  شیوه جاهلان است. و هیچکس به دلیل مسخره شدن ؛ باور ذهنی خود را کنار نمی‌نهد و حداکثر آن را پنهان میدارد. اگر چه جهان همواره پر از خرافه بوده و خواهد بود ، لکن ممکن است مطلبی که برای شما تازه و عجیب است ، خرافه نباشد .و این قصیده از آن جمله است.چرا؟ 

در گذشته، تا بوده همه جا پادشاهان حاکم بوده اند .مگر شاه نعمت الله ولی ، دولتی دموکراتیک و غیر پادشاهی سراغ داشته  که وعده داده باشد  ، پادشاهی کلا برچیده خواهد شد ؟

بله ، این خرافه (به زعم شما )  بخشی از یک پیشگویی درست  بود که سال ۵۷ محقق شد .آن زمان ۱۷ سال داشتم .

در آن بهبوهه که تبادل اطلاعات با اعلامیه ها انجام می‌شد،  در بین انبوه برگه های چسبانده در خیابانهای پر رفت و آمد.، این ابیات هم مکرر دیده میشد . و خواندن آن   به ما امید میداد و آنرا پیشگویی درست قبول داشتیم .و محقق شد ‌.

تطابق این قصیده با تاریخ معاصر ،  در بین پدران ما بسیار محکم بوده است . در دهه ۳۰ شمسی پدر بزرگ من به مادرم که هنوز نوجوان بود  میگفت این محمد رضا،آخرین شاه خواهد بود .

پس از تولد رضا پهلوی، باز هم میگفت این پسر ، شاه نخواهد شد .آن روزگار نفوذ رادیو تلویزیون اندک بود .مردم بسیار از  شب ها دور هم بودند . از جمله سرگرمی شان خواندن شاهنامه ، سعدی ، حافظ و...بود .و این قصیده بسیار شناخته شده تر از امروز بود.

ای عزیز ،تاریخ ثبت شده که دیگر خرافه نیست .وقایع  بزرگ  مانند ظهور پیامبران موسی (ع) عیسی(ع) و حضرت محمد(ص) ، قبل از وقوع با نشانه های واضح خبر داده شده بود .خبر داده شده بود که از ناامیدی مردم کاسته شود .

مگر ظهور حضرت مهدی(عج) ، از همین نوع وقایع نیست؟

کلام دوم با همفکران خود که قصیده شاه نعمت الله را تحریف شده یا نشده ، پیشگویی میدانند ودر این روزگار پر درد و رنج منتظر گشایش الهی هستند .

این قصیده ، قرآن کریم یا روایت نیست که اظهار نظر در موردش موانعی داشته باشد .سخنی است الهام شده به شاعر و برآمده از دل او که بر دل ما می‌نشیند .و البته با رخدادهای  زمانه محک زده می‌شود. هر کس آزاد است برداشت خود را از آن بیان کند .

در بالا جناب " علی محمدی" شعر را مفصل وبا شرح مکفی آورده اند .لکن در مورد دجال می‌توان اینگونه نیز  نگاه کرد.

می‌دانیم که دجال قبل از ظهور حضرت رخ می نماید .و اینکه او احتمالا باید انسانی مهم و تاثیر گذار در جهان باشد .و گر نه یک مرد تک چشم ناقص الخلقه که سوار بر الاغی عجیب در کوچه پس کوچه ها پرسه می‌زند، در صحنه جهانی  از چه اهمیتی  می تواند برخوردار باشد . به همین سبب هم تفسیر دجال به سمت اینکه او انسان نیست و مثلا گوشی همراه ، ماهواره و غول رسانه و صفحه تلویزیون ...گرایش یافته .

اما اگر نشانه های دجال را استعاری و تمثیلی بگیریم ، می‌توانیم  مصادیق اورا در بین افراد شاخص بین المللی جستجو کنیم . اگر زمانه فعلی را بسیار نزدیک به ظهور بدانیم، می‌توانیم حدس بزنیم  و دجال را پیدا کنیم .

۱- گفته اند دجال شخصیتی جنجال برانگیز است . شاید شبیه ترامپ

۲-گفته اند در زمان وی ، قحطی است و او برای مردم کوه نان و نهر آب مجسم می‌کند و بسیاری به او می گروند .   ترامپ هم با وعده های اقتصادی ، رای مردم را بدست آورد.  حتی قبلا هم در مورد راه  روش ثروتمند شدن کتاب نوشته است .

۳-دجال صاحب خری است که با آن مسافت های دور ودرازی را می پیماید. خوب ترامپ هم یک هواپیمای شخصی دارد ،و خیلی ها نداشته اند .

۴- فاصله گوش های  خر دجال چند ذرع است . خوب ، نوک به نوک بالهای هواپیمای ترامپ هم همین جور است 

۵- از موهای بدن خر دجال ، صدا در می آید  (بر خلاف خر که حنجره دارد). خوب ، روی بدنه هواپیمای ترامپ موتور جت نصب است و از چرخش پره پره های موتور صدا تولید می‌شود. 

۶-در مورد خر دجال حواشی جنسی غیر اخلاقی ذکر شده . البته درون هواپیمای ترامپ ، با آن سوابق ایشان ، این موضوعات هم محتمل است .

۷- گفته اند :دجال یک چشم وسط پیشانی دارد .ترامپ هم مشکل بینایی دارد.  همه رنگ ها را سبز می‌بیند . کور رنگ و تک رنگ است .رنگ سبز  هم درست  وسط طیف است.

۸-در یک بیت  قصیده آمده:  کور دجال زار میبینم خری بر خر سوار میبینم .  امروز حال ترامپ هم زار شده .رای هایش را دزدیده اند و دادگاهی اش کرده اند .

 چندی پیش در مورد این‌مصراع " خری بر خر سوار میبینم " تعبیر جالبی را از دوستان خواندم . احتمالا منظور شاعر دجال و خرش نبوده است .بلکه " بر خر سوار بودن"  کنایه از بر خر مراد سوار بودن ، یعنی توفیق یافتن می‌تواند باشد . اما خر اول مصراع ،اشاره به رقیبان دجال است که حال وی را زار کرده اند .می‌دانیم که نماد حزب دمکرات در آمریکا "خر" است (به نشانه قدرت و خدمت رسانی این حیوان و نماد جمهوری خواهان هم عقاب است).یعنی رقیبان دجال وی را تضعیف کرده و بر خر مراد سوارند .همین وضعیت امروز در آمریکا جاری است .

سفید در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱:

 

در عالم وصفش به جهانی برسیدم

کاندر نظرم هر دو جهان مختصری بود...

 

 

سیاوش عیوض‌پور در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۵۵ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را:

شما چرا پذیرش این که فردوسی در اشعارش واژه عربی به کار برده باشه رو ندارید؟ جان دل گناه که نمیشه, آسمون که به زمین نمیاد, زبان آدمیزاد زبان فهم و درکه این صداهای ظاهری لهجه های ماست. مهم اینه که معنای سخن چیست.

سیاوش عیوض‌پور در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۱۵ در پاسخ به گمنام دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۵ - کشته شدن گاو برمایه:

البته گشتن به دنبال کشتی نوح بیهوده نیست که روایت سیل و طوفان در بسیاری فرهنگ های انسانی در جای جای این کره خاکی وجود دارد, کسی به دنبال حقیقت است خودش رو محدود به مرز خاصی نمیکنه که خود بینی و خود ستایی صفت اهریمنان است

سیاوش عیوض‌پور در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۹ در پاسخ به پارسا نوری دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۴:

اگر من هم مثل شما میتونستم ساده فکر کنم شاید به همین راحتی مهم ترین مسئله در راه شناختن خود بعنوان انسان رو نادیده میگرفتم. اما حضرت عقل میگه کسی که این جملات رو مینویسه میلیاردها سلول ناخودآگاه که تصادفا با هم هماهنگ شدن نیست. بلکه شخصیت واحد و نظم یافته ایه که خودش رو میشناسه. و طبعا از این بدن مستقله.

سیاوش عیوض‌پور در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۲ در پاسخ به محمدجواد بوالحسنی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۴ - سقوط جمشید:

البته این همانی دارد با جمشید که سر از فرمان یزدان بتافت و خود را اعلی حضرت خواند، و مثل فرعون فریاد انا ربکم الاعلی سر داد، که لاجرم سرنوشت چنین طواغیتی جای جز قعر دوزخ نیست، اما از لطف یزدان این بار ضحاک و پادشاه خودکامه دیگری که بندگی بت نفس و اهریمن میکند بر ما سلطه نیافت, و نور رحمت ایزدی پیری از تبار مردان خدایی و پاک سرشت را بر ایران گماشت. الحمد لله

محمدجواد بوالحسنی در ‫۲ سال قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۹:

درود

این چند بیت درس بزرگی دارد در باب مسئله امروز جامعه ما..

کجا آن سر و تاج شاهنشهان

کجا آن بزرگان و فرخ مهان

کجا آن سواران گردنکشان

کزیشان نبینم به گیتی نشان

کجا ان پری چهرگان جهان

کزیشان بدی شاد جان مهان

هرانکس که رخ زیر چادر نهفت

چنان دان که گشتست با خاک جفت

حمید رضا آزاد در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۰:

همانگونه که از شاعر و عارف جلیل القدر، ابو سعید ابوالخیر انتظار مصراع نامناسب و نامربوط نمی توان داشت، از این دو بیتی بی نظیر نیز به راحتی عبور نکردم تا به عمق معنی آن غور نکردم. متاسفانه در تمام کتب و دیوان های مربوط به اشعار این بزرگوار، این مصرع یعنی مصرع دوم به اشتباه نوشته شده است. و صحیح اینگونه است. در وی رخ شاهدان خود بین عجب است. یعنی از عجایب آیینه دل این است. که در مصراع چهارم باز تاکید موکد کرده. امیدوارم روح آن بزرگوار از این حقیر رضا گردد.

 

۱
۸۰۵
۸۰۶
۸۰۷
۸۰۸
۸۰۹
۵۶۹۴