گنجور

حاشیه‌ها

اسماعیل ......... در ‫۲ سال قبل، دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰:

عالی 

امیر خلیلی در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ ابوالفضل بیهقی » تاریخ بیهقی » مجلد نهم » بخش ۲۴ - آزردن بونصر از امیر:

و امیر از این اخبار بخندیدی ... 

محسن خانی در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۴:

استاد شجریان در یک اجرای خصوصی این شعر را خوانده است. 

پیوند به وبگاه بیرونی

 

 

فاطمه زارعی در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۲۲ در پاسخ به علیرضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

دقیقا

محیا مقدم در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳۶:

من سوز تو را به هیچ لذت ندهم

ذلت ز تو را به فخر عزت ندهم 

 

تاری ز سیاه جعد رسوا سازت 

سوگند به جانت که به عالم ندهم

فرانسوا کاظمی‌نیا در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۴۵:

یکی از بهترین غزل‌‌های صائب است، دریغ که کم دیده شده...

Younes Fallah در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۳ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:

برگ تنهایی رو جستجو بفرمایید

Younes Fallah در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۲ در پاسخ به آرا منتظری دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:

سلام دوست گرامی

به تازگی اجرای خصوصی از استاد شجریان و استاد موسوی با همین شعر منتشر شده به نام ( برگ تنهایی)

اگر جستجو بفرمایید احتمالا همون باشه که دنبالش میگردین

طلب خیر براتون

محمد حسین در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:

مخزن گنج اله کُنج دل عارفست

در طلب گنج او در دل عارف درآ

یاسر در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۲۶:

به نظر مصراع اول بیت پنجم ایراد دارد

nabavar در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

غزلی از عباس نیای نوری ” نیا “ بر همین وزن و قافیه:


آزاد
عاشقی را ز من آموز که من استادم
که  چنین  زار در این دام بلا افتادم 

بسکه من شکوه نمودم ز فلک در غم یار            

چرخ شاکی شده  و من ز فلک ناشادم

روزگاری به جوانی  دل  شیدایم  بود            

پهلوان  قَدَر  صحنه ی    بی  بنیادم

تیشه ها میزنم از سوز دلم بر دل کوه              

گاه  یاد  آور  سوز   جگر    فرهادم

اشک از چشم ، نگو ، جوی بگو آب روان            

ناله ای  نیست ، گلو پاره شد از فریادم

آنچه پر کرده شبم غصه ی تنهایی نیست            

 خاطراتی ست  که  هرگز  نرود  از  یادم

چون شهابی که ز آرامش شب بیزار است          

 تیر  مژگان  بزند   بر  دل  من    صیادم 

باده ی  خاطره هایی  که  دمادم  نوشم              

جام   زهری ست  که  آخر بدهد بر بادم

قصهٔ  غصهٔ خود را به ” نیا “ گفتم دوش
خنده  زد گفت : که من شکر خدا آزادم 

محسن زیدی در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۳۷ در پاسخ به رضا آذری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

برادر عزیز توجه شما رو به چند نکته جلب میکنم:

 

۱- بهتره مطالعات خودتون رو درباره‌ی اعتقادات اسلامی چه شیعه و چه شنی بیشتر کنید و سپس با این قاطعیت از ریشه نداشتن منجی یا هر اعتقادی در اسلام اظهار نظر کنید. هم شیعه و هم سنی به منجی آخرالزمان معتقد هستند با اختلاف نظرهایی و اینکه اسلام پیامبرش رو خاتم‌الانبیا میدونه ربطی به این قضیه نداره. و در قرآن هم اشاراتی به این قضیه شده است.

 

۲- به نظر شما بیشتر اصرار دارید که حافظ رو باورمند به باورهای زرتشتی و ... نشون بدید ولی خود حافظ میگه «هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم» .

 

۳- آثار ادبی فارسی اکثرا متاثر از فرهنگ عرفان اسلامی هستند و البته که به زبان و عباراتی فارسی و ایرانی اما در اصل پایه‌ی مذهبی و اسلامی آثاری مثل حافظ و مولوی و سعدی و... نباید شک کرد هرچند بعضی معانی دینی رو به وضوح نتوان از این متون دریافت کرد.

 

۴- اشتراکات ادیان چیز عجیبی نیست و اینکه قریب به اتفاق علمای اسلامی دین زرتشتی رو دین الهی میدونن و نیاز به این همه بحث نیست.

 

۵- روا نیست برای ترویج نگاه ملی گرایانه، مسلمات تاریخی رو نادیده بگیریم و بخش بزرگ ادبیات فارسی که به واسطه فرهنگ قرآنی و اسلامی به ما ارث رسیده رو با این قاطعیت و به طور مستقیم مرتبط با آیین پیش از اسلام بدونیم.

موفق و پیروز باشید

nahal n در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:

پیوند به وبگاه بیرونی

مسیح در ‫۲ سال قبل، یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:

داشتم به این جهان و اینهمه مرده ها و زنده هاش فکر میکردم، همشون حاکی از این بودند که: در بند خالق و مخلوق و مناسبات انسانی نباش...

خیام اگر ز باده مستی، خوش باش. 

با ماه رخی اگر نشستی، خوش باش.

چون عاقبت کار جهان *نیستی* است،

انگار (بپندار)،

که نیستی،

چوهستی،

خوش باش. 

مجتبی در ‫۲ سال قبل، شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی

تو خود آفتاب خود باش و صف انتظار بشکن

م. امین در ‫۲ سال قبل، شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۴۶:

این رباعی قدرت اینو داره که زندگی افراد زیادی رو تغییر بده...

هوتن دهقان در ‫۲ سال قبل، شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

بیت اخر مرتبط  با آیه وَلِسُلَیْمَانَ الرِّیحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ می‌باشد. میبدی در کشف الاسرار تفسیر جالبی در رابطه با این آیه بیان می‌کند که به نظر می‌رسد ارتباط معنایی جالب توجهی با این شعر حضرت حافظ دارد: 
چون سلیمان به سرزمین موران رسید، با مورچه ها سخن گفت و از جمله مور از او پرسید:«ای سلیمان! از عطایا که خداوند تو را داد یکی بگوی». گفت:« باد را مرکب من ساخته، غدوها شهر و رواحها شهر، در یک شبانه روز دوماهه راه بَرَد. گفت:« ای سلیمان دانی که این چه معنی دارد؟ یعنی هر تو را دادم از ملکت دنیا همچون باد است، در آید و نپاید و برود! 
بدین معنی که سلیمان که باد به فرمان او بود، در هنگام مرگ، چیزی جز باد به دستش نبود (کنایه از دست خالی بودن). خواجه شیراز در جای دیگری چنین مضمونی را تکرار می‌کند: 

گره به باد مزن گرچه بر مراد رود
که این سخن به مثل مور با سلیمان گفت
به مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرو
تو را که  گفت که این زال ترک دستان گفت؟

برگرفته از کتاب قصه ارباب معرفت، راهب عارفی

ادبیات در ‫۲ سال قبل، شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:

فکر نکنم کسی از نژاد بشر بتواند چنین شعر بسراید، سعدی تو کیستی.. روحت شاد، رحمت خدا برمادری که تو را زایید🌹🌹. 

۱
۸۰۷
۸۰۸
۸۰۹
۸۱۰
۸۱۱
۵۶۹۴