گنجور

حاشیه‌ها

علیرضا در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۲ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

سلام
ذکر به دوام، نماز به دوام و قرآن به دوام؛ هیچکدام ممکن نیست، به هر حال انسان به اطعام و معاشرت و خواب نیاز دارد.
حتی راجب نگاه غیر معرفتی -و متأسف کننده- شما هم:
«آب ارچه همه زلال خیزد
از خوردن پر ملال خیزد»

در این رباعی اشاره به دستور العمل عرفانی توجه به نَفْس شده.

اگر طریقه معرفت نفس در عرفان رو مطالعه کنید متوجه تناسب بسیار بالا آن با این رباعی خواهید شد

از این رباعی وصف احوال عرفا رو هم میشود برداشت کرد و درکل سازگاری بسیار زیادی با عرفان دارد 

کوروش در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را:

منظور از لا خلابه در بیت پایانی چیست ؟

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۱۱ در پاسخ به سیاوش عیوض‌پور دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را:

فردوسی چند واژ اندک عربی در شاهنامه بکار برده و هیچ دشمنی با عربی نداشته اما از اغاز شاهنامه را با  پارسی روان بی واژ عربی  سروده و در این کار  رای خردمندانه داشته  یک انکه  شاهنامه  با واژ پارسی  پر شور تر است دو انکه واژ پارسی  زبان مردم بوده و همه انرا می دانستند  بویژه بروزگارش .
 در زمان فردوسی و بویژه پس از ان  دیوانگانی امدند که  عربی را بگونه ای دیوانه  به پارسی امیختند ان را در  برگردان کلیلک و دمنگ  بهرامشاهی و برگردان مرزبان نامه و  دگر نشته ها می توان دید  در ان  دو سده پس از فردوسی این شیوه بسیار  دیوانه وار پیشه شد برای همین شاهنامه پر از واژگان عربی شده  با این همه  بیشینه  دستکاری ها در شاهنامه پیداست چرا که  سروده فردوسی بلند است و دستکاری ها سستند   اگر در شاهنامه بنگریم هرجا واژی عربی امده بسیار سست است و برخی از بیخ نیاز به بودنش نیست مانند
 قضا  گفت گیر و قدر گفت ده
که سروده ای فرومایه است ودر ان جایگاه نیز نیازی به بودنش نیست

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را:

دمادم برون رفت لشکر ز شهر
وزان شهر نایافته شاه  بهر

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر:

بیاراست آن را به دیبای روم
ز گوهر بر و پیکر، از زرش بوم


بدین گونه است

محمد اسکندری کتکی hobbyhorseup۳@gmail.com در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ جیحون یزدی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶ - در مدح قاطع برهان و شریک قرآن واهب الفتح و النصرحجت عصر (ع):

به نظر بنده این قصیده یکی از استوار ترین قصیدهای مرحوم جیحون یزدی هست و شاید جزو ده قصیده برتر شاعران  عصر  قاجار . 

Mahmood Shams در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۳ در پاسخ به زهیر دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲:

به قول جناب سعدی 

دنیا نیرزد آن که پریشان کنی دلی

زنهار بد مکن که نکردست عاقلی

این پنج روزه مهلت ایام آدمی

آزار مردمان نکند جز مغفلی

#سعدی

اما در بیت دوم بنده صاحب نظر نیستم ، ولی برداشت و نظر خودم این که سال های گذشته هفت هزار  از خلقت حضرت آدم و گذشتگان که در جهانی شاد زندگی می کردند و دیگه نام و نشانی ندارند به محنت این هفت روزه کوتاهی عمر ما و با غم سپری کردن این هفت روز نمی ارزد و برداشتی از رباعی خیام 

ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم

وین یک دمِ عمر را غنیمت شمریم

فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم

با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم

#خیام 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۳ در پاسخ به مهدی ک دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:

همیشه چنین است که در باره معشوق صحبت می کند و در آخر به عنوان تخلص سراغ خودش می رود برای مدح یا سرزنش یا هر چیز دیگر

چیز جدید نیست

سعدی از زیبایی معشوق تعریف می‌کند نه از شیرین سخنی او

بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس

حد همین است سخندانی و زیبایی را

منیژه نظری در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱:

فکر می کنم برای غنی تر شدن سایت دوستداران شعر فارسی نسبت به اضافه کردن بازخوانی های صوتی و ترجمه آثار به زبان های دیگر و قرار دادن شون در این صفحه اقدام کنند بهتر هست.

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹:

مکش مرا که پشیمان شویّ و سود ندارد،به کشته نالهٔ حسرت، به مرده آهِ ندامت

معنای مصراع دوم قابل توجیه نیست

این بشر (فرشید ربانی) در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۳ در پاسخ به جوینده دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۲:

اگر راه یابد کسی زین جهان بباشد، ندارد خرد در نهان

سپاس از شما

ادیب ترکمن در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن:

مصرع آخر در بعضی نسخ اینگونه آمده

منکر اندر جحد جهدش جهد کرد .

جحد به معنی نفی 

ایمان کیانی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۳:

مو می‌دونُم دلم دیوونه‌ی کیست

کجا آواره و در خونه‌ی کیست

مو می‌دونم دل سرگشته‌ی مو

اسیر نرگس مستونه‌ی کیست

 

باباطاهر و مو

سعید رافعی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

از جان برون نیامده جانانت آرزوست
زنار نابریده و ایمانت آرزوست
بر درگهی که نوبت ارنی همی زنند
موری نه‌ای و ملک سلیمانت آرزوست
موری نه‌ای و خدمت موری نکرده‌ای
وآنگاه صف صفهٔ مردانت آرزوست
فرعون‌وار لاف اناالحق همی زنی
وآنگاه قرب موسی عمرانت آرزوست
چون کودکان که دامن خود اسب کرده‌اند
دامن سوار کرده و میدانت آرزوست
انصاف راه خود ز سر صدق داد نه
بر درد نارسیده و درمانت آرزوست
بر خوان عنکبوت که بریان مگس بود
شهپر جبرئیل، مگس‌رانت آرزوست
هر روز از برای سگ نفس بوسعید
یک کاسه شوربا و دو تا نانت آرزوست
سعدی درین جهان که تویی ذره‌وار باش
گر دل به نزد حضرت سلطانت آرزوست

هادی نیک‌زاد در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

در خصوص بیت شمع را باید از از این خانه...

سال‌ها پیش دوستی برایم نقل می‌کرد، یکی از استادانِ ادیبِ او این بیت را این‌گونه برایش تشریح و تفسیر کرده بود که در گذشته، شب هنگام که میهمان قصدِ ترکِ منزلِِ میزبان را داشت، به دلیلِ تاریک بودنِ حیاط و محوطه‌ی خانه، صاحبخانه با شمعی در دست میهمان را تا دروازه‌ی خروجی خانه بدرقه می‌نمود و پس از رفتن میهمان،‌ چون خود راهِ بازگشت تا درونِ اتاقِ خانه را بلد بود و به جهتِ زود تمام نشدن شمع، پس از راهی کردن میهمان، شمع را خاموش می‌کرد و مسیر برگشت تا اتاق را در تاریکی طی می‌نمود، به همین جهت سعدی می‌گوید برای آسودگی خیال خودم و تو، باید شمع را از خانه بیرون ببرم و خاموش کنم و بازگردم تا همسایگانِ کنجکاو تصور کنند تو رفته‌ای و در خانه‌ی من نیستی. نمی‌دانم تا چه اندازه این تعبیر عاشقانه و دلنشین درست است اما هرگز از یاد من نرفت.

امین امینی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۶ در پاسخ به امیر ارسلان طاحونی دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴۳:

میان تهی بودن نی سبب شده که صدا را به زیبایی پخش می کند (به رقص می آورد) و این باعث شده که عرفا از آن برای تمثیلی استفاده کنند که کسی به عمق شور و جنون و عشق می رسد که از خود تهی شود. 

معنی بیت: از خودت بیرون بیا (از تعلقات مربوط به شخص خودت فارغ شو و به مقام فنا برس) تا شور جنون را بتوانی ببینی. آیا نمی بینی که ناله وقتی تبدیل به صدایی سوزناک و شورآفرین می شود که در نیستان بپیچد؟

غلامرضا باقرزاده در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۰:

این بیت بسیار زیبا آفرینش عشق را قبل از خلقت انسان بیان کرده :

گر سرّ این رموز بدانی وجود عشق

پیش از سرشتن گِل حوا و آدم است

مسافر در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۸:

 سلام

این غزل توسط آقای پرویز شهبازی در برنامه 1003 گنج حضور به زبان ساده شرح داده شده است

می توانید ویدیو و صوت شرح  غزل را در آدرسهای  زیر پیدا کنید:

aparat

parvizshahbazi

 

 

مصطفی محرومی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

تصورمیکنم اشتباه سهوی درنقل قول از سعدی رحمت ا.. علیه در سایتها ذکر شده. تصور میکنم کلمه درست این باشد که :

بنگر که تاچه حد است مقام آدمیت
درمصرع قبلی میفرماید :
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
منظور شاعر از جایی، به هیچ وجه مکان نیست. بلکه مقامی است که انسان میتواند به آن برسد.
دیدن خداوند نیازمند مکان نیست.خداوند در مکانی نیست که بتوان مشاهده کرد. اصلا این چشم، جسم است و دیدن در دنیا با چشم تن ممکن است درحالیکه خداوند نیازمند مکان و جسم و زمان نیست واصولا خداوند از هر قیدی بی نیاز است.
در مصرع دوم ذکر شده :
بنگر که تاچه حد است مکان آدمیت.
 قید زمان ومکان مخصوص این دنیاست درحالیکه ابدیت وجود دارد.ببخشید استنباط حقیر است.

۱
۸۰۳
۸۰۴
۸۰۵
۸۰۶
۸۰۷
۵۷۹۵