سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۲۳:
بی تامّل صرفِ نقدِ وقت ، در دنیا کنی
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۴ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۷:
بِه که طُورِ تازه ای ، طرزِ نُوی پیدا کنی
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۷:
گه زبان در مدحِ لعلِ دُرفِشان گویا کنی
محمد مقدم در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۷:
در باره بیت اول : حضرت حافظ در غزلی آورده است :
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر
کی نور دیده به جز از کشته ندروی
یا تخم وفا و مهر در این کهنه کشتزار
آنگه شود عیان که بود موسم درو
مولوی نیز میگه : دراین خاک دراین خاک در این مزرعه پاک به جز مهر به جز عشق دگر تخم نگارین
این بزرگواران دارن راهکار میدن برای بشریت. اونها منفعل و حتی اکتیو نیستند بلکه پرو اکتیو هستند . هم راهی پیدا میکنند هم راهی میسازند
محمد مقدم در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:
در بیت ۸ : میفرمایند خود در میان نمیبینم
این نوع عبارات رو مولانا هم داره . میگه وقتی نماز میخونم این من نیستم . خداوند خودش میخونه خودش هم میشنوه . محبت نموده سرچ کنید : در قبله ام کجا شد که نماز من قضا شد
محمد مقدم در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:
دربیت۴: نشان اهل خدا چیزی مثل رفتار و نگاه پدر بزرگ و مادر بزرگهای روستائیه ، نگاهی پر امید و خیر خواهانه ، نگاهی پاک و از سر سادگی . اگر چه در حال رفتن هستن و طمعی برای خود ندارن ولی چشم بر آینده پاک من و شما دارن یا جوانی که بدون تمایل به عوض کردن کسی یا چیزی همه چیز و همه کس رو دوست داره . و عاشق اگر این نشان رو و این برات آزادی از غم رو و این علامت حاکم بزرگ رو به هر غمی نشون بده اون غم سر تعظیم فرود میاره .
اهل خدا خدا شناسند و خدای آنان چیزی شبیه خدای سهراب سپهری و حافظ شیرازیه . اونها از ذکر و اذکار رهیدن و مذکور بر آنان خود نمائی کرده ( چو مذکور درآمد ز اذکار رهیدیم) اونها همیشه درحال تماشای حضرت حقند .
به تماشا سوگند و به آغاز کلام
سیدرسول عبدی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۱ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ رودکی » مثنویها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۹۷:
وجهشبه خایه با درای در آویزانبودن هر دو است.
محمد مقدم در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
در باره بیت اول : وقتی سقفی مقداری خراب بشه مقداری هم نور آفتاب به کف اطاق تابیده میشه . وقتی سقف کاملا خراب بشه به نهایت میزان ممکن نور به کف اطاق می تابه.
وقتی ما این سر رو این ذهنیتها رو این من ذهنی رو پوزه ش رو به خاک بمالیم یا سقف خودخواهی رو کاملا خراب کنیم اون موقع هست که مستعد تابش نور حق خواهیم شد.
خراباتی خراب اندر خراب اندر خراب است باید خاک بشیم ، خاک زیر پای مردم.
و این عجیبه برای ظاهر پرستها ، چون اونا دنبال جاه و جلال و کاخ هستن ، فکر میکنن خدا رو توو قصر حاکم میشه پیدا کرد .قصه متحول شدن ابراهیم ادهم رو توو مثنوی مطالعه کنید . ابراهیم ادهم پادشاهی پاک ضمیر بود ، روزی دید از بام کاخش سر و صدا میاد پرس وجود کرد گفتن مردی به دنبال شترش می کرده که شاید پیداش کنه ، پادشاه گفت مرد رو صدا بزنید مرد رو آوردندن پرسید مردک مگه شتر هم به روی بام میره ؟ مگه شتر رو توو پشت بام دنبالش میگردن ؟ مرد در جواب گفت چطور شما توو قصر دنبال خدا بگردی خطا نیست ولی جستجوی من خطالست؟ ابراهیم کاخ رو رها کرد و سر به بیابان نهاد
محمد مقدم در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
در بیت دوم : خواندن معنی دیدن و درک کردن و آگاهی به موضوع میده
شمس تبریزی میگه : آن خطات سه گونه خط نوشتی ، یکی را او خواندی لا غیر ، یکی را هم او خواندی هم غیر او ، یکی را نه او خواندی نه غیر او ، آن خط سوم منم
انسان خواندنیست ، نقاشی ای که نگارخانه هستی برای دیدن آن تأسیس شده (عشق )هم خواندنیست .
کار جهان سر آید یعنی کار تو در جهان بالاخره تمام شدنیست و روزی خواهی مرد ، کره زمین هم حدود دو میلیارد ساله پذیرای موجودات زنده هست و کما بیش خواهد ماند
لیلو - در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۹:
دوستان لطفا معنی ابیات این غزل را بگذارید سپاس
محمد مقدم در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
علت نوشتن مطلب بالا که شاید فکر کنید بی ارتباط غزله این بود که دیدم بیشترین جدل بر سر معنی ابیات همین غزله . وقتی عزیزان خیرخواه همدیگه بوده و ملاک و محک داشته باشن سعی در به کرسی نشاندن نظر خود نخواهند داشت ، از من و منیت دور خواهند بود . دوستی که پافشاری میکنه رو حرفاش آیا نمیدونه که به مدت سی سال از علامه طباطبائی کلمه « من » شنیده نشد ! بر سر مزار حضرت حافظیم کسی که تندخوئی رو به این شکل کنار میزاره :
پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیدست بو
از مستیش رمزی بگو تا ترک هوشیاری کند
شایان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:
در بیت دو مصرع اول جفا به پلی تشبیه شده که معشوق بر عاشق خراب میکند به عبارتی دیگر معشوق دیگر به عاشق جفا نمیکند و جفا اینجا در مفهوم مثبت استفاده شده
ایا نباید این مفهوم وارونه می شد؟
محمد مقدم در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
موجودات زنده « دین سرخود » متولد میشین ( کل مولود یولد علی الفطرة ، فطرت الله اللتی فطر الناس علیها ، لا تبدیل لخلق الله ، ذالک دین القیم)
حالا این دین محکم چیه که تمام متولد شده ها با اون متولد میشن؟ به نظر میرسه مهر و مخصوصا مهر مادری باشه . در ده سال اخیر دانشمندان آزمایشی روی کلاغ ها انجام دادن به این ترتیب که روی پای چندین کلاغ که نسبتشون باهم مشخص بود پلاک نصب کردن، اسم و نسبت هر یک با دیگران مشخص بود ، پدر و مادر جوجه کلاغی فوت شد . دیدن اقوام دیگه جوجه کلاغ از اون نگهداری کردن . الان مهر ورزی حیوانات حتی به گونه های غیر خود و حتی ایثارگری اونها کاملا اثبات شده . پس بهتره بگیم موجودات زنده « مهر سرخود» متولد میشن .
علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان اواخر عمر شعری داره که آقای شهرام ناظری هم اون رو خونده :همی گویم و گفته ام بارها ، بود کیش من مهر دلدارها - پرستش به مستیست در کیش مهر ، برومند زین جرگه هوشیارها - کشیدند در کوی دلدادگان ، میان دل و کام دیوارها....
آئین مهر یا میترائیسم به شکلی که شاید نظری شخصی باشه توی قرآن هم اومده . میگه در آینده افرادی رو خدا میاره که هم اونا خدا رو دوست دارن هم خدا اونها رو ( سوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه)
جهن یزداد در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ دقیقی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۹ - قصیده:
یکی زردشت وارم آرزویست
که پیشت زند را بر خوانم از بر
محمد مقدم در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳:
با درود بر عزیزانی که الان و بعد از هفتصد سال شکوفا شدن حضرت حافظ رو میبینند. در باره بیت ۲ و ۶ : مزار و تربت بزرگان دیوان اشعار و فرزندان و نوادگان نیکو مرامشون هست . اگر میخواهید قدر عزیز ازدست رفته ای رو بدونید و رحمت و فاتحه بفرستید ، به فرزندان و نوادگان ایشون توجه کنید یا نیکی های ایشون رو یادآوری کنید.
چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد ...
الان ما در اینجا و در خانه مان و در این انجمن بر سر مزار حضرت حافظ هستیم و با ذکر خیر حضرت ایشان ، بیان میداریم که « ثبت است بر جریده عالم دوام او ». دربیت ۲ حضرت حافظ از دودی که از کفن بر آمده صحبت میکند . جسارت میکنم و از خنده دلگشائی که باعث شکوفا شدن ایشان در گذشته و حال شده صحبت میکنم
پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو . خنده دلگشائی توسط کسی هفتصد سال پیش دیده شده که هم اون فرد رو شکوفا کرده و هم ما که در زمان حال هستیم رو شکوفا میکنه . ما میتونیم طره مشکسای حضرت دوست رو با چشم دل ببینیم و با مشام جان استشمام کنیم ، این بوی خوش میتونه در این انجمن و از دیوان حضرت حافظ شنیده بشه
علیرضا پورعلی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۴:
دوستان عزیز سلام. اگه ممکنه بفرمایید منظور مولانا ازین بیت چیه
فقر کز وی تو ننگ می داری
آن جهان افتخار خواهد بود
واقعا فقر از نظر مولانا پسندیده و باعث افتخار است؟؟؟
محمد مقدم در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:
بیت ۴ - ...که در این خیل حصاری به سواری گیرند . یه روز عرفا و زهاد و دراویش و صوفیان و جوکیان جلسه داشتن که هر یک از شهری و روستائی با وسیله ای وارد میشدند ، هر یک به فراخور مقام و کرامت وسیله عجیبتری رو سوار شده بود . یه نفر داد زد ببینید شیخ ما اژدها رو زیر سلطه داره ! سوار بر اژدها شده و داره میاد ! فرد دیگه ای گفت یار مارو نگاه کنید که بر چینه سوار شده و داره شرفیاب میشه.چینه و دیوار وحصار جامد و چسبیده به زمین رو به حرکت وا داشتن کرامتیست فوق تصور انسانی . بله نسبت کرامت خوبان و نه فقط خوبرویان ظاهری به دیگران ایچنین است. به همین دلیل حضرت حافظ میفرمایند :
بر این راق زبرجد نوشته اند به زر
که جز نکوئی اهل کرم نخواهد ماند
نکوئی و نیکی و خوبی یگانه گوهر هستیست
میم کاف در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۲ - رجوع به حکایت زید:
باسلام خدمت جناب کوروش گرامی.
بُد به معنی گُزیر؛ چاره می باشد. همان بُدی که در عبارتِ " لابُد " بکار می بریم.
محمد مقدم در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
۱- مرحله اول رشد : مغبچه و شاهد عهد شباب و شیرین پسران نمادهای خداوند میتوانند باشند اونجا که سهراب عزیز میگه : دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتیست ... هم مغبچه این غزل هم سهراب عزیز تاکید بر شستشوی ذهنی و چشمی دارند (چشمها را باید شست ). ولی سودای برخورداری از یاقوت مذاب آلوده کننده است
۲- مرحله دوم ، مرحله خدمتکاریست : کیمیائیست عجب بندگی پیر مغان خاک او گشتم و چندین درجاتم دادند
۳-مرحله سوم رشد که نماد دیگر خداوند است پیرمغان هست
۴- مرحله چهارم رشد . قرار گرفتن در آغوش پناه پناهجویان هست تا آنجا که خود ، حافظ مردم شوی
رضا از کرمان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۶ در پاسخ به علیرضا پورعلی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۴: