گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۸ - گشتن گرشاسب با مهراج گرد هند:

خنیا را پیش تر هونیا می گفته اند چنانچه در لری خ را ح می گویند مثل حونه یعنی خونه و هین به لری بختیاری یعنی خین و خون گمان میکنم هونیا زیبا تر است

علیرضا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۰ - آمدن گرشاسب به جزیره هرنج:

ننی اندیشه ام از تو سبز و آباد شده ست .با تشکر

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۸ - آمدن گرشاسب به جزیره هدکیر:

تم بیماری چشمی با تاریکی چشم لغت شگفت انگیزی است در أوستا تمه یعنی تاریکی و توم به پهلوی همین معنی را میدهد و تورتم به زبان رائج هم زبانان أفغانی مان همین معنی تاریکی را میدهد از این گذشته نام توم را نمی شود اورد مگه از مانی نگار گر نامی اورد او می گفت تومی دارد و ان توم ان کتابها بر او بر می خواند و منظورش فرشته همراهش بود و ان توم نخستین بار در دشت میشان یا دشت ازادگان امروز در خوزستان بر مانی امد البته به گفته خودش ، خداست که دانای همه چیز است

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۵ - صفت جزیره اسکونه:

تو گفتی دو صد بربط و چنگ و نای. به یک ره شدستند دستان سرای. به یک ره یعنی یکبار و نیز یک ره یعنی یک راه در موسیقی سنتی و به یک عبارت دومعنی اورده است

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۵ - صفت جزیره اسکونه:

ارغنون سازیست بنیاد بر گفته اسدی همان موقع رومی دانسته اند و ارگ امروزی از لغت ارگانون درست شده

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۴ - شگفتی دیگر جزیره:

طلسم یونانی است

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۱ - دیگر جزیره که آن رامنی خوانند:

کله ساخت یعنی خیمه ساخت

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۱ - دیگر جزیره که آن رامنی خوانند:

شخ کوه یعنی شاخ کوه و همچنین شاخه هر دو به راست بودن شبیه هستند پس واژه شق به فارسی عامیانه مثل شق و رق هم از شخ درست شده و انهم یعنی راست و اهخته

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۱ - دیگر جزیره که آن رامنی خوانند:

چرخ ماه یعنی مدار ماه

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۰ - آمدن گرشاسب به جزیره هرنج:

علیرضا جان درع را صحیح فرموده اید مثلا به عربی میگویند قواة المدرعة یعنی نیرو های زرهی ولی به فارسی کلمات زیبایی نیز داریم مثل پشیزک که هر حلقه زره باشد وخفتان هم حکایت زیبایی دارد از خفت به معنی گره باشد و انرا شاید گره گره می ساختند

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۰ - آمدن گرشاسب به جزیره هرنج:

پایان مصرع اول باید وغیش شود و وغیش یعنی انبوه و زیاد ولی غیش معنی غم میدهد

علیرضا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۰ - آمدن گرشاسب به جزیره هرنج:

درع به معنی لباس جنگی و همان زره

علیرضا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۵۰ - آمدن گرشاسب به جزیره هرنج:

بیجاده نام نوعی سنگ قیمتیست به رنگ یاقوت ولی به مراتب گرانبهاتر و می بیجاده نوعی شراب گران بهاست و همچنین لب بیجاده گون

غزل.و در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:

احسنت

علیرضا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۸ - گشتن گرشاسب با مهراج گرد هند:

کبابه گیاهیست کمیاب وبا خاصیت مدر

علیرضا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۸ - گشتن گرشاسب با مهراج گرد هند:

راغ به معنی دامنه کوهی که به سمت صحرا باشد

علیرضا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۸ - گشتن گرشاسب با مهراج گرد هند:

مراد از صواحل ،سواحل بوده که به معنی کران ها میباشد جالب است بدانید ساحل گاهی به معنی لب هم به کار رفته است

علیرضا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۸ - گشتن گرشاسب با مهراج گرد هند:

مثلا خبر تلف شدن شبدیز را که کسی یارای گفتنش را نداشت باربد با رامشگری به وی فهماند که بسیار خواندنیست..

علیرضا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۸ - گشتن گرشاسب با مهراج گرد هند:

رامشگری به معنی خنیا و موسیقی و آهنگ میباشد و باربد مشهورترین رامشگران در دستگاه خسروپرویز بوده است

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۴۵ - در مذهب فلاسفه گوید:

برخ یعنی کسر و نیز بهر و برخی یعنی قربان

۱
۵۲۵۲
۵۲۵۳
۵۲۵۴
۵۲۵۵
۵۲۵۶
۵۷۲۶