نیلوفر در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو:
با توجه به دیکشنری رندوم هاوس به معنی کسی که در جنگیدن مهارت و برتری دارد ،سلحشور
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو:
اما لغت سلحشور به معنی سلاح شوینده نیست البته فارسی اوستایی است و راستش تکلیفش معلوم نیست ولی به سلاح پیوند ندارد
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو:
سلیحت همان سلاحت است یعنی سلاح تو که عربی است اما به فارسی سلاح را زین می گفته اند و زراد خانه و اسلحه خانه را زینستان می گفته اند و زینستان بزرگ ساسانیان در استان أنبار عراق بوده که برای رزم با روم سلیح و یا زین بر می گرفته اند و انجا نزدیکترین جایگاه به روم بود در قلمرو ایران و البته هنوز نام ان استان در عراق الأنبار است که معنی قبلی خود را یدک می کشد
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۳ - رزم سوم گرشاسب با خسرو هندوان:
بیغاره و فسوس همان ملامت و مسخرگی هستند
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۲ - پاسخ گرشاسب به نزد بهو:
نهیب فارسی است به معنی ترس و نیز صدای بلند
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۱ - پیغام بهو به نزدیک گرشاسب:
ریکاشه خارپشت بزرگ را می گویند که خارمی پراکند و به همین تلفظ به فرانسه غی کو شی به کمانه کردن تیر می گویند البته فکر نمی کنم به هم مربوط باشند اما هر دو مربوط به تیرند
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۱ - پیغام بهو به نزدیک گرشاسب:
گزارم گزارش دهم. ترجمان از ترگمان است و کسی می باشد که فکر تر و تازه دارد و زبان نا اشنا به دیگری گزارش می دهد ترجمه هم همین ریشه را دارد
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو:
شوش همان شمش است
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو:
پای نبودش توان و تحمل نبودش
نیلوفر در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۰ - جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو:
سلیحت به معنی سلاح دار
نیلوفر در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۳ - حدیث بهو که با مهراج عاصی شد و خبر یافتن ضحاک:
باژ به معنی هدیه و باج
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۹ - جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو:
کافتن به معنی تجزیه شکافتن و گود کردن امده کاو به معنی مقعر و به لری kaos به معنی کاوی دیواره کوه کاربرد امروزی دارد و قوس عربی ریشه در این ها دارد
نیلوفر در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۳ - حدیث بهو که با مهراج عاصی شد و خبر یافتن ضحاک:
قنوج نام شهریست در هندو همچنین گویشی به نام قنوجی،البته نام این شهر در گویش اهالی هند کنوج میباشد که به معنی دوشیزه گوژپشت است
نیلوفر در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۳ - حدیث بهو که با مهراج عاصی شد و خبر یافتن ضحاک:
در بیت 5 مصراع اول قنوخ اشتباه تایپ شده و صحیح آن قنوج میباشد
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۹ - جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو:
به لری سن و گن هر دو به معنی بریدن به کار می رود سن شاید ریشه فارسی سنان باشد و گن با تبدیل گ به ج با جنه که سپر است به عربی معرب شده است ولی نیاز به پژوهیدن بیشتر دارد
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۹ - جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو:
خشت نیزه و زوبین معنی میدهد در خسرو شیرین هم برای نیزه بلند واژه دورباش اورده شده که نوعی نیزه برای دور نگه داشتن بوده است
نیلوفر در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۴ - نامه ضحاک به اثرط و خواندن پهلوان گرشاسب را:
مارفش مانند مار ،ماروش در واقع
نیلوفر در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۴ - نامه ضحاک به اثرط و خواندن پهلوان گرشاسب را:
که آواز بازاید از کوهسنگ :پژواک
داود در ۱۳ سال قبل، دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۰:
ام متن قبل از ابیات دشمن ضعیف که در طاعت آید ودوستی نماید مقصود وی جزاین نیست که دشمن قوی گردد وگفته اند بردوستی دوستان اعتماد نیست تا بتملق دشمنان چه رسد وهرکه دشمن کوچک را حقیر شمارد بدان ماندکه آتشاندک را مهمل می گذارد --
امروز بکش چو میتوان کشت
کاتش چو بلند شد جهان سوخت
مگذارکه زه
کند کمان را
دشمن که به تیر میتوان دوخت
امین کیخا در ۱۳ سال قبل، سهشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۵ - قصه زنگی با پهلوان گرشاسب: