امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۸ - یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ:
رویهمرفته اگر همه انچه را مولانا در این دفتر گفته بخواهم بنویسم هر چند ساده انگاشتن پیچیدگی های این دفتر است ولی شاید مهمترین نکته ان داشتن پیر راستین بود .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰۳ - تفسیر این خبر مصطفی علیه السلام کی للقران ظهر و بطن و لبطنه بطن الی سبعة ابطن:
امشب نگاه دیگری دارم شاید اینگونه هم بشود انرا برگردانید
هتا عمو و دایی ادم که سد سال خویشاوند ادم هستند از حال درونی ادم خبر ندارند یعنی باطن ادم را نمی دانند . ولی بهر حال هنوز تفسیر و آزندی را ندیده ام. با این نگاه موافقید ؟ یا بروم سراغ تفسیری ؟
جلیل در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:
چندان که فذالک به جهان می نگرم
erfan در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:
خدنت دوستان عزیز بگمکه شعر اهی حافظ درست است که بسیار مخاطب محورند و در نظر هر کسی ممکن است یک معنی بدهد.
اما نمیتوانید نظر دهید که خود حافظ چه منظوری داشته و باید از کسی که رشته ی تحصیلی اش ادبیات است بپرسید.
خواهشا زود باور نباشید و هر نتیجه گیری که میخواهید را نکنید.
محسن خ در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۹ - عارف هندی که به یکی از غار های قمر خلوت گرفته ، و اهل هند او را «جهان دوست» میگویند:
معنی برخی از کلمات دشوار:
تَقبیل: بوسه زدن ، بوسیدن
فَسَن: مخفف فسان است. آن سنگی را گویند که کارد و شمشیر را بدان تیز کنند: حجرالفَسَن
این دو بیت بسیارحکیمانه و ادیبانه بیان شده است:
آدمی شمشیر و حق شمشیر زن
عالم این شمشیر را سنگ فسن
شرق حق را دید و عالم را ندید
غرب در عالم خزید از حق رمید
سعید در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
شاعری به نام حجار نغیزه ای بر این شعر سروده. ممنون میشم هر کدوم از دوستان شعر حجار را دارند برای من ایمیل کنن.
سپاسگزارم
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:
لغت استسقاء در فارسی خشکامار بوده است که مار در ان معنی مرض می دهد و مرض که عربی است با نگاهی به ان ساخته شده است و نیز مرگ چنین است .
آذردیماهی در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
با سلام،
روی سخنم با خاطره است:
خاطره جان اشعار عارفان ایران ناشی از اتصال آنها است و شعر بر آنها الهام می شده نه اینکه خودشان شعری بسازند، پس هیچ شاعر عارفی شعری را از شاعر دیگری الهام نگرفته بلکه چون پایه تفکر و اشتیاق ایشان نزدیک به هم بوده، از طریق شبکه شعور الهی هردو به یک منبع در این زمینه رسیده اند و بر اساس نحوه تفکرشان از آن منبع بهره گرفته اند.
لازم بذکر است بر اساس تجربیات چندین هزار نفر و بلکه چند صد هزار نفر در ایران و سپس اشاعه آن در اروپا و آمریکا در چند سال اخیر که با اتصال به شبکه شعور الهی توفیق درک جمال یار را داشته اند، تمام اطلاعات علوم قدیمه و جدید و آینده در آرشیو این اینترنت عظیم کیهانی موجود است و هرکه را اشتیاق دانستن باشد بدون تمنا و انکار و تنها با تسلیم و شاهدی قابلیت دست یابی بدان ها است- امید که تک تک ما به درک آن نائل شویم.
کیم من؟ در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸ - جمال کعبه:
اهتزاز به اشتباه اهتزار نوشته شده
آذردیماهی در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:
و مجددا روی سخنم به همه شما عزیزان است:
آیا قبل از سلطنت پهلوی ها مملک ایران مدرسه داشت؟ یا غیر از مکتبخانه و خانم درسی و کتابت قرآن کسی به فکر شاعران و عارفان ایران زمین بود؟
آیا هیچگاه از خود پرسیدید آن دانشگاه که در آن دروس آکادمیک خواندید را کدام شخصیت دستور به ساختش داد و بنیانگذارش که بود؟
آیا کسی غیر از محمدرضا شاه پهلوی که جزئ جدانشدنی از تاریخ ایران است دستور به ساخت مدرسه در تمام دهات ایران داد؟
بدبخت آن کودکی نیست که در دهکوره ای دورافتاده بدنیا می آید، بدبخت آن دانشمند بی عمل است که به خود غره می شود.
تاوتک در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۰ - تفسیر آیت وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ:
درود استاد کیخا جان .برایتان یک شگفتانه دارم و آن اینکه زیاد عقب نیستم و در این مدت مثنوی خواندم -نه با سرعت شما-و اینکه میان چند صد تن ترک و افغان و اروپایی و عرب و آفریقایی!مثنوی خواندم وحسم کمتر از سرودن شعر نبود.دوستان کاش بودید
آذردیماهی در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:
روی سخنم به جناب حمیدرضا گوهری است:
دوست عزیز می توانم بپرسم شما در چه مقامهایی بوده اید و اگر از ذکر نوکر بودن یک ارباب زاده از زبان خودش ناراحت می شوید و آنرا دستمایه تمسخر کردن ایشان قرار می دهید، خودتان چند مرتبه به مدرسه کنار منزلتان سر زدید؟ و یا مدرسه های دور افتاده و کوهستانی یا بیابانی شاید؟
شما که در جوانی در دانشکده شیطنت می کردید، بزرگ هم که شدید بازهم مشغول شیطنت هستید.
آذردیماهی در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:
سلام عزیزان و با تشکر از امین کیخا که ترجمان کاملی درج می نمایند-
در بیت چهارم سخن مولانا با هوشمندی کل است که برتر از هر هوش جزئی بوده و در واقع متشکل از تمام هوش های عالم هستی و اشاره دارد به همه زاهدان ظاهر پرست و عالمان بی اتصالی که عقل کوچک خود را آخر همه چیز می دانند و اگرچه در هر ذره ای وجود این هوشمندی قابل بررسی است اما عاقلان سفیه آنرا منکر می شوند تا بلکه خودشان را جلوه دهند و غافل از اینند که این اقبال بدست آمده جز ننگ برای آنها ارمغانی نخواهد داشت.
البته قسمت اعظم غزل اشاره به هوشمندی الهی دارد
ناشناس در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۸:
سلام.
بنظر می رسد حرف " ذ" در ابتدای مصرع اول بدلیل مواجهه باسهو قلم اضافه درج شده است و
"در راه بسر همی..." ص
صحیح باشد
آذردیماهی در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
چقدر زیباست بیت اول این غزل-
حامد مهدوی دوست در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۹ - ای رنجبر:
حال دل سوخته مردم را شجاعانه و دلنشین حکایت نمودی ای نازنین.رحمت پروردگار بر تو باد
آذردیماهی در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴ - از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی:
سلام؛
البته لغت "افغانی" واحد پول کشور افغانستان است و مردمان این کشور را "افغان" گویند.
با تشکر
مریم در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
با تشکر از سایت خیلی خوبتون اگه صلاح دونستین این ابیات را اصلاح و اضافه کنین.
بیت 38: گر زاد ره مکه توشه است به هر شهری
تو زاد مداین بر تحفه ز پی شروان
بیت 39: هر کس برد از مکه سبحه ز گل حمزه
پس تو ز مداین بر تسبیح گل سلمان
متن صحیح شعر همراه معنی کلمه به کلمه و معنی کلی در سایت بانک مقالات تخصصی ادبی استاد سپهوند.
آذردیماهی در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
درود بر همه عزیزان و رهروان راه روشنایی
خوشبختانه در دنیای کنونی اثبات شده که دریافت و کشف حقایق موجود { که همگی از ازل بوده و تا ابد هستند اما دسترسی به آنها در طول حیات بشر و پله به پله و بواسطه تفکر و عشق تک تک انسانها اتفاق می افتد} از 2 طریق میسر است یکی تحصیل و سالها تلاش و کوشش است و دیگری الهام و اشراق و بیکباره درک نمودن آنچه که شخص نسبت به آن اشتیاق دارد.{ و با کمی تحقیق در زندگی تمام پیامبران قدیم و جدید در میابیم که پیشرفت علم و هنر در هر روزگار بواسطه الهام و بر پله عشق بوده و سپس در آزمایشگاه و بر پله عقل اثبات گشته}
پس نداشتن دانش آکادمیک نمی تواند دلیل بر بی سوادی باشد و اگر هم چنین است من افتخار می کنم که بی سوادی هستم که شعر مولانا را درک می کنم. { و میدانید که قبل از درک هر موضوعی 2 پله دیگر وجود دارد و اول شناخت است که صرف مطلع شدن است، دوم فهم موضوع است که شناخت ظاهری و استنباط عقلانی هر شخص است (همان چیزی که فلاسفه و زاهدان ظاهر پرست در آن میمانند و جرات عبور از آن ندارند چون تمام ابهت و افتخار خود را بواسطه تفسیرهای شخصی و تاکید بر آن استوار کرده و به "من" رسیده اند و گمان میکنند اگر این حباب شکسته شود آنها نیز دیگر نخواهند بود)، سوم درک حقیقت وجودی موضوع است که آنهم شخصی است اما وصف آن در بیان نمی گنجد و احساسی است که قابل توصیف نیست}
مگر نه اینکه حضرت مولانا نیز به شاعری علاقه نداشته اما اشعار بر او الهام میشده؟ مگر نه اینکه هر کسی از ظن خود شد یار او؟
چه پندار بیهوده ایست که چون دیگران مارا می شناسند و ما سالهاعمر خود را درپی مطلبی گذاشتیم پس نسبت به دیگران محق تر هستیم، (البته مرتبه ی بدست آمده مهم است و جایگاه محترم) اما حق رای و نظر یگانه است و کسی بر کسی ارجحیت ندارد که اگر چنین باشد هرگز پیشرفتی در هیچ زمینه ای برای بشر میسر نمی شد و همگان مجبور بودند به علم گذشتگان اکتفا کنند.
پس نترسید از نقد شدن، نترسید از محو شدن، نترسید از گسسته شدن افکار و اعتقادات و تعصب ها:
محو میباید نه نحو اینجا بدان + گر تو محوی بیخطر در آب ران
آب دریا مرده را بر سر نهد + ور بود زنده ز دریا کی رهد
چون بمردی تو ز اوصاف بشر + بحر اسرارت نهد بر فرق سر
دوستتان دارم اگرچه نظرمان متفاوت است
از همه عزیزان پوزش می طلبم اگر باعث مکدر شدن افکار و اعصابشان شدم.
از همه عزیزان تمنا دارم اندیشه هایمان را بدور از هرگونه تعصب مرور کرده و با دنیای حقیقی سنجش نماییم.
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱ - سر آغاز: