گنجور

حاشیه‌ها

حمیدرضا ابراهیم زاده در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

اوست جاویدان تا ابد

حضرت رحمان فرمود؛

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال والاکرام

همه چیز این دنیا نابود می شود

و تنها چهره باکرامت و مجلل پروردگار می ماند

بفرموده پیشوای پارسایان؛

دنیا می فریبد و زیان می زند و می گذرد.

انگار دنیا چیزی جز توهم نیست و نبود و نخواهد بود...

یا ایها الانسان

ما غرک بربک الکریم

واژه غرور همان توهم وفریبکاری است

یعنی از آدم! متوهم نباش

گول نخور

وخیام  دارد از حالی می گوید که انسان آن را درگرو آینده نادیده اش مخدوش و ناقص می کند.

سُلگی قاسم در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:

خویشتن را آدمی ارزان فروخت

بود اطلس خویش بر دلقی بدوخت[ فروخت]

ضبط صحیح  این بیت این گونه درست تر به نظر می‌آید

چون دوختن مناسب بیت نیست با توجه به مصرع  قبل 

ارزان  بودن با فروختن مناسب پس 

خویشتن را آدمی ارزان فروخت
بود اطلس خویش بر دلقی فروختن

باتشکر قاسم سُلگی 

 

حسن در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل:

با سلام خدمت کتایون فرهادی عزیز

لطف خود را از ما دریغ مدارید.در خصوص شرح و تفسیر ابیات..

رهگذر در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

بیت ۴ میگه چون اونور داستان راز و نیاز کردن خدا هست نیازی به گفتن نیازها نیست. چون میدونیم خدایی نیست پس باید نیازها رو بیان کنیم. :))

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۶:

سعدی زحسن گفته به اقرار جملگی

بر شعر وشاعران تو شدی جای وسر پناه

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:

ای دبیر  فلک  پیر به گلزار سخن 

به سخن گفتن سعدی توبسی نازی به

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:

حور از  حجله  برون شد که ببیند سعدی

این عجب نیست که معجز زسخن ساخته ای

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

نیست چوتو سعدیا جایگه سخنوران

از هنر سخنوری دردل وجان نشسته ای

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:

شد مرجع  کلام خلق  کلام توسعدیا

از آب حسن دفتر پیشینیان تو شسته ای

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲:

سعدی دبیر پیر هنر شناس دهر

همچون کمال کلامت کمالی نیافته 

مهرزاد ابراهیمیان در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:

سلام،

در جوابِ دوستی که معنیِ بیتِ " راست خواهی تو مرا شیفته...." را خواسته بودند : 

 

سعدی می‌گوید: اگر راستش را بخواهی، این تو هستی که من رو شیفته وار و با این حال و روز  دورِ عالم  و در طلبِ خودت می چرخانی، این من نیستم و دستِ خودم نیست.

 

امیدوارم درست معنی کرده باشم. 

مهرزاد ابراهیمیان در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:

سلام به دست اندرکارانِ گرامیِ این صفحه،

 

هوش مصنوعیِ به کار گرفته شده در این صفحه، در بعضی موارد چقدر پرت و پلا معنی می کند. از جمله در معنیِ بیتِ " راست خواهی تو مرا شیفته..." .

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:

سیمرغ عشق، سعدی بر درگهت نشیند

گر هم چو زال پیکی سویش کنی روانه

احمد اسدی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

سلام دوستان

من هم با نظر تعدادی از دوستان هم عقیده هستم که در بیت آخر " اگر به سائلی حافظ دری زند بگشای" با وزن و همچنین بقیه مضامین غزل هم راستاتر می نماید.

از حیث وزن که افزودن یک هجا به واژه "سالی" و خوانش "سائلی" کاملا با وزن شعر سازگار است. از منظر مفهوم بیت هم به نظر می‌رسد که حافظ - که خیال روی معشوق در هر طریق همره اوست - همواره مشتاق دیدار معشوق است و به گمانم باید بارها درِ سرای معشوق را بزند و نه سالی یک بار. 

او به توضیح مصراع آخر، سالهاست که مشتاق دیدار معشوق است، و با شرح اشتیاقی که در بقیه ابیات ارائه کرده همواره تقاضا و اشتیاق دیدار معشوق دارد.  پس او با این تقاضا و خواهش " به سائلی" درِ سرای معشوق را می زند و به گمان می‌رسد که این در زدنِ از روی نیاز را باید بارها و بارها انجام داده باشد.

با این خوانش، زیبایی کلامی جناس سائل و سال هم کماکان در بیت حفظ خواهد شد.  

سپاسگزارم اگر صاحب‌نظران در این مورد هم ابراز نظر کنند.

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۶:

سعدی  خیال دولت عشقی تو بی گمان

درجان ودل بنشینی ونوردودیده ای

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:

مها چون گفته سعدی به جان جمله بنشستی

بهاری از صفا هستی به سوی باغ وبستان آی

  (جمله ایهام دارد)

آرش مجیدی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۴ در پاسخ به زهرا جان‌نثاری لادانی دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

ممنون. عالی بود :)

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۸:

سعدیا بلبل  طبعت  زجهانی   دگر است

طوطیان راچه سخن، چون تو به گفتار آیی

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۹:

 

 

رفت سعدی ودل او به خیال عبثی

وقت آن نیست که ارباب سخن باز آیی؟

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:

سخنهای تو ای سعدی به باغ جنت جانت

گل عشق است می روید زجان  تو به زیبایی

۱
۴۳۵
۴۳۶
۴۳۷
۴۳۸
۴۳۹
۵۷۲۵